tadbir
روشهای تدریس -ارزشیابی -تکنولوژی - نوشتن خلاق و....
روش تدريس خدا! اشاره: در
حوزه تربيت ديني ما، تعليم آموزه هاي وحياني چگونه صورت مي گيرد؟ رهيافت
صحيح در انتقال پيام وحياني به مخاطبان كلام الهي چگونه است؟ چه نسبتي
ميان مساله دين گريزي جوانان و شيوه هاي ارائه آموزه هاي ديني وجود دارد؟
آيا نمي توان با حذف روشهاي نامحرم! و اخذ روي آوردهاي كارا و اثربخش،
تصوير زيباتري از دين در منظر انظار جوانان نشاند؟ سلسله مقالات
"روش شناسي تربيت ديني" مي كوشد تا با حذف روشهاي آفت زده ي تربيت ديني و
ارائه روشها و رهيافتهاي موثرتر، ما را به تماشاي چشم اندازهاي بديع و
بشكوه از دين فرا خواند. در
غار حرا در خواب به سر ميبردم که جبرئيل بر من وارد شد و برايم پارهاي
از ديبا که کتابي و نبشتهاي در آن بود آورد و گفت: بخوان. گفتم: خواندن
نميدانم. جبرائيل مرا فشرد و رها کرد و گفت: بخوان... تا سه بار اين وضع
تکرار شد و در آخرين بار به من گفت: بخوان. گفتم چه چيزي بخوانم. گفت:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ* خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ
* اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ
الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ (1)پس از آن جبرائيل از کنارم دور شد و من
بيدار شدم چنان که گويي کتابي در قلبم نوشته شد، از غار بيرون آمدم و به
نيمه راه کوه رسيدم، در اين اثنا ندايي به گوشم رسيد که ميگفت: «اي محمد
تو رسول خدايي و من جبرئيل». به راه خود ادامه دادم و هر گامي که بر
ميداشتم با ترس و بيم آميخته بود تا به خانه رسيدم(2) اين نخستين درس خدا به پيامبر است. خدا معلم است، پيامبر دانش آموز و درس "وحي"! کلاس درس: همه جا، گاه کوه، گاه دشت، گاه دره، گاهي خانه و گاه ميدان نبرد. زمان: همه گاه؛ شب، روز، سپيده دم، شامگاه. موقعيت تدريس: خلوت و تنهايي، گرما گرم نبرد، هنگام پرسش، حتي گاه در لحظه ي خواب! آيا
شيوه ي آموزش و تدريس پروردگار الگويي ممتاز و متعالي براي تدريس ما نيست؟
همين نخستين درس را يک بار ديگر مرور ميکنيم؛ آموزش با واسطه است؛ با
واسطه ي رسول وحي؛ جبرئيل. خود پيامبر ميگفت: هر گاه جبرئيل نازل ميشد
ديدن او آرامش بخش بود و هرگاه جبرئيل ديده نميشد کار سخت و دشوار بود.
اين شيوه ي نزول وحي همان است که خداوند آن را "قول ثقيل" ناميده
است؛إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا (3). نکته
ي دوم نخستين درس آن است که تکرار، ضرورت تثبيت و استقرار آموخته هاست.
آموزش سه بار تکرار ميشود و در اين سه بار، حالات بياني و ارتباطي قابل
تأمل است؛ جبرئيل پيامبر را ميفشرد و او را به خواندن دعوت ميکند. نکته
ي سوم آن که پيام کوتاه است؛ پنج آيه، همه ي درس آغازين است و شگفتا که
اين ويژگي در تمام درسهاي آغازين ديده ميشود. اگر سورههاي مکي را که
همان سالهاي نخستين بعثت نازل شدهاند مرور کنيم، در ويژگي کوتاهي جملات
(آيات) و کوتاهي مجموعه ي پيام (سوره) را احساس ميکنيم. آيا اين درس
لطيف و ظريفي نيست که بدانيم در آغاز آموزش نه تنها مجموعه ي درس کوتاه
باشد که ساختار اجزاي درس نيز کوتاه و با ضرباهنگ قوي و تأثير گذار عرضه
شود؟ نکته ي چهارم، آهنگين بودن پيام است. وجود موسيقي در سخن و
بهره وري از آهنگ مناسب، نه تنها سبب التذاذ روح که افزون سرعت دريافت و
از همه مهم تر، طنين آن در ذهن و ضمير مخاطب ميشود. مجموعه ي سورههاي
مکي که درسهاي سالهاي آغاز بعثتاند نيز کوتاه و آهنگيناند و اين گوياي
اين نکته است که کوتاهي، ضرباهنگ قوي، موسيقي متناسب با مضمون، آموزش را
عميق، سريع و تأثير گذار خواهد کرد به ويژه آن که مخاطبها کودک باشند يا
در انديشه و باور، کودک مانده باشند! شيوههاي آموزش آنچه از
آيات قرآن بر ميآيد آن است که سه شيوه در نزول وحي و در تحليلي گسترده
تر، ارتباط ميان خدا و پيامبر وجود دارد. هر يک از اين شيوهها تناسبي با
موضوع و محتواي پيام يا شرايط ويژه ي گيرنده ي پيام (پيامبر) دارد.
شيوههاي سه گانه را از اين آيه ميتوان استنباط کرد: «وَمَا كَانَ
لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ
أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ
حَكِيمٌ»(4). 1. القاي پيام و موضوع بر قلب پيامبر بي هيچ واسطه و رابط حتي فرشته ي وحي. در
اين شيوه که کيفيت و کنه آن بر ما روشن نيست، خداوند پيام هايي ويژه را بر
قلب پيامبر القا ميکرد. همين جا طرح اين نکته ي عميق و دقيق لازم است که
"گيرنده ي" پيام "قلب" پيامبر است و ارتباط و اتصال و خطاب در همه ي
اشکال وحي، "قلب" پيامبر است: قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ(5) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ علي قلبِک(6) آيا
در آموزشهاي ما شيوههاي تدريس به گونهاي هست که در آنها ارتباطهاي
قلبي در هيئت يک راهبرد مورد نظر باشد؟ حتي در دروس غيرنظري و تجربي محض
نيز بي چاشني ارتباطهاي قلبي نميتوان به تأثير ژرف، پايداري آموختهها و
تحول در رفتار علمي دانش آموختگان اميد داشت. منظور از ارتباط قلبي صرفاً
ارتباط دروني و عاطفي ميان فرستنده و گيرنده – معلم و فراگيرنده – نيست،
بلکه خود پيام نيز بايد بتواند با درون و جان مخاطب پيوند و ارتباط بيابد. دشواري
کار بسياري از آموزشهاي امروز، فقدان اين ويژگي است يا رنگ باختگي اين
عنصر مهم و تعيين کننده درگير و دار پررنگ شدن ابزار و تکنيکهاي ويژه
آموزشي است. از لطايف پيام رساني و آموزش پروردگار به انبيا اين است
که خداوند از پيامبران ميثاق و پيمان ميگيرد که در دريافت، دقيق و در
انتقال پيام با ديد "امانت" بنگرند. امام علي(عليهالسلام) در اين زمينه
ميفرمايد: «واصطفي سبحانه من ولده انبياء اخذ علي الوحي ميثاقهم و علي
تبليغ الرّساله امانتهم»(7) خداوند از ميان فرزندان آدم پيامبراني برگزيد و از آنان بر وحي و تبليغ رسالت عهد و پيمان گرفت. 2. شيوه دوم نزول وحي و گفت و گوي خداوند با پيامبران از وراي حجاب (پس پرده) است. در
اين شيوه، همه ي پديدهاي عالم، پرده و حجاباند و هر کدام ميتوانند
واسطه و رابطي براي ارسال پيام باشند. بارزترين نمونه ي اين نوع وحي، گفت
و گوي خداوند با موسي(عليهالسلام) از وراء شجر و پاسخ اوست. هر چند
خداوند بي ميانجي نيز با موسي(عليهالسلام) سخن گفته است: «و کلّم الله
موسي تکليماً»(8) بهره گيري از ابزار در پيام رساني و تدريس نه تنها
در جريان وحي ديده ميشود که در رفتار پيامبر و آموزشهاي ائمه نيز جايگاه
والا و قابل تأملي دارد. پيامبر، گاه با سادهترين ابزار ممکن، نکتههاي
عميق را به صحابه ميآموخت و مسائل نظري ژرف را ملموس و عيني و قابل
دريافت ميساخت. نمونهاي از اين شيوه را عبدالله بن الوان در کتاب تعليم
و تربيت کودکان در اسلام آورده است. جابر،
يکي از صحابه ي پيامبر(صلياللهعليهوآله) در حديثي نقل ميکند روزي در
محضر پيامبر نشسته بوديم، ايشان خطي روي شنها رسم کرد و فرمود، اين راه
خداست. سپس خطوطي مورب به آن خط وصل کرد و گفت: اين راه شيطان است. آن گاه
دست هايش را روي خط مستقيم گذاشت و اين آيه را تلاوت کرد وَأَنَّ هَـذَا
صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ
فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ
تَتَّقُونَ. و (بدانيد) اين است راه راست من، پس از آن پيروي کنيد و از
راههاي ديگر که شما را از راه وي پراکنده ميسازد پيروي مکنيد. اين هاست
که خدا شما را به آن سفارش کرده است باشد که به تقوا گراييد.(9) 3.
سومين شيوه ي نزول وحي، ابلاغ پيام با واسطه ي فرشته ي وحي است. در اين
شيوه، فرشته ي وحي در هيئتي انساني يا مشابه آن ظاهر ميشد و آيات را عرضه
ميکرد که ديدن جبرئيل براي پيامبر آرام بخش بود و همان گونه که پيشتر
گفته شد اين شيوه ي ديداري، سنگيني و گراني شيوه ي غيرديداري را نداشت. در
آموزشهاي امروزين، آهنگ حرکت به سمت آموزشهاي غيرحضوري است. اين شيوه ي
آموزش غيرزنده، گذشته آن که طراوت، جذابيت و تأثير گذاري آموزش چهره به
چهره و مستقيم را ندارد، جريان آموزش را از برخي ابعاد تأثير گذار تدريس
رويارو، بي بهره ميکند و پيوندهاي ژرف عاطفي را که لازمه ي آموزش بهتر و
اثرگذارتر است خدشه دار ميسازد. پي نوشت ها: 1.سوره
مباركه علق، آيات شريفه 4-1؛( بخوان به نام پروردگارت كه(جهان را )
آفريد*(همان كسي كه) انسان را از خون بسته اي خلق كرد*بخوان كه
پروردگارت(از همه) بزرگوارتر است*همان كسي كه بوسيله قلم تعليم نمود.) 2. پژوهشي درباره ي قرآن و تاريخ آن، دکتر سيد محمد حجتي، جلد اول، نهضت زنان مسلمان، بي تا، صص 25- 26 3. سوره ي مبارکه ي مزمل، آيه ي شريفه ي6(همانا ما بر تو سخني گران مايه فرود آورديم) 4.
سوره ي مبارکه ي شوري، آيه ي شريفه ي 51(و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا
با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مىفرستد و
بفرمان او آنچه را بخواهد وحى مىكند؛ چرا كه او بلندمقام و حكيم است!) 5.
سوره ي مبارکه ي شعراء، آيه ي شريفه ي 193(بگو: (كسى كه دشمن جبرئيل باشد
[در حقيقت دشمن خداست] چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل
كرده است؛ در حالى كه كتب آسمانى پيشين را تصديق مىكند؛ و هدايت و بشارت
است براى مؤمنان.) 6. سوره ي مبارکه ي بقره، آيه ي شريفه ي 97(روح الامين قرآن را بر قلبت نازل كرده است... ) 7. نهج البلاغه، فيض الاسلام، انتشارات فقيه، چاپ سوم 1377، ص 33 8. سوره ي مبارکه ي بقره، آيه ي شريفه ي 7 9. مجله ي رشد معلم، سال نوزدهم، آبان 79، صص 52-53 به نقل از کتاب: Muslim Education Quarterly Vol. 16, No. 2, 1999. The Islamic academy, Cambridge U.K. سنگري، محمد رضا، در آفاق تربيت اين روش از مجموعه اي از روشهاي تدريس تشكيل شده است كه در آن ، شاگردان در گروههاي كوچك به بحث و گفتگو . حل مسائل درسي مي پردازند و با همكاري همديگر مطالب درسي را فرا مي گيرند . در اين روش هر كدام از افراد گروهها مسئوليت خاصي دارد كه در دست يابي به هدف گروه كمك مي كند و فرصت مساوي به هر فرد از افراد گروه داده مي شود تا به طور فردي موفق شود و به موفقيت كل گروه نيز كمك كند . محاسن ومزاياي الگوي همياري (مشاركت گروهي ) v يادگيري براي شاگردان جذابيت بيشتري دارد . v شاگردان مي اموزند كه در گروههاي كوچك با يكديگر همكاري كنند . v محيط كلاس از حالت خشك و يكنواخت خارج و با يكديگر همكاري كنند . v نقش معلم از سخنران به يك تسهيل كننده تغيير مي يابد كه خود باعث به وجود آمدن رابطه ي نزديكتري بين شاگردان و معلم مي شود و حاصل كار يادگيري و به ذهن سپردن بهتر مطالب درسي است . v به معلم فرصت داده مي شود كه يادگيري شاگرد را به طور دائم بررسي كند و اطمينان يابد كه شاگردان مطالب را آموخته اند v شاگردان ياد مي گيرند كه در جريان يادگيري به يكديگر كمك كنند و رابطه ي آنان از حالت رقابتي به همياري و همكاري تبديل مي شود كه يكي از هدفهاي تربيت اسلامي است . ü تشكيل گروههاي 3 يا 4 نفره ü آرايش نشستن و قرار دادن صندلي ها به گونه اي كه دانش آموزان گروها در كنار هم روبروي هم بنشينند . ü گروهبندي دانش اموزان با استفاده از دانش آموزان قوي و ضعيف ü قرار دادن قوانين براي انجام بهتر فعاليتها (صحبت نكردن با ديگر گروهها – كسب اجازه صحبت كردن – به اراي صحبت كردن و ... ) ü تعيين مسئوليت براي تك تك افراد گروه (مدير گروه – منشي گروه – وقت نگهدار – مسئول گرفتن و برگرداندن وسايل آزمايشگاه و ...) ü انتخاب نام براي گروه 1- ابتدا معلم موضوع در س را بيان كرده و در دانش آموزان آمادگي ايجاد مي كند . 2- معلم هدف اصلي درس رابيان كرده و انتظاراتي را كه از آموزش درس مورد نظر دارد براي دانش آموزان عنوان مي كند . 3- معلم طي 10 الي15 دقيقه درس را براي دانش اموزان توضيح مي دهد.(يا آزمايش مي كند ) 4- معلم به گروهها فرصت مي دهد تا موضوع مورد نظر را در گروه تمرين كنند .(مثل در 20 دقيقه ابتدا دانش اموزان يك بار بصورت فردي درس را بخوانند سپس براي اعضا ديگر گروه توضيح دهند ) 5- دادن برگه هاي تمرين به گروهها براي حل كردن يا پاسخ به سوالها بصورت گروهي . 6- بررسي برگه هاي تمرين و اعلام نتايج به گروهها و تشويق گروههايي كه كار خود را به نحو احسن انجام داده اند . 7- نتيجه گيري با كمك خود دانش آموزان . ترجمه:سعیده ناجیان http://magiccarpet.blogfa.com خواندن در برگیرنده مجموعه ای از مهارتهاست که پایه مشترک موفقیت در همة زمینه های تحصیلی می شود . محور اصلی سواد آموزی ، خواندن است و از هر کسی انتظار می رود که خواندن و نوشتن را بداند اکثر کودکان به شوق یادگیری خواندن به مدرسه می روند و تحصیلات رسمی خود را با خواندن و نوشتن شروع می کنند . در این مقاله سعی داریم روشهای آماده سازی کودکان در امر خواندن و مشکلات موجود در یادگیری خواندن را مورد بررسی قرار دهیم . تعریف خواندن : خواندن فرآیندی پویا و تعاملی است که هم خواننده و هم محتوا در آنچه آموخته می شود سهیم می باشند بعضی خواندن را تفسیر معنا دار نمادهای کلامی نوشته شده یا چاپ شده تعریف کرده اند . و به عقیده بعضی دیگر ، خواندن برخورد معنا درا با متن است به هر حال خواندن مهارتی است که شاید همه آن را عادی می شماریم ولی در اصل خواندن ، فرآیندی است عالی و پیچیده که جزئیات متعددی را در برمی گیرد . مراحل یادگیری مهارت خواندن : از آن جا که ارتباط چهار مهارت زبانی یعنی گوش دادن ، سخن گفتن ، خواندن و نوشتن امری مسلّم است و توجه کافی به رشد دو مهارت شفاهی زبان ( گفتن و شنیدن ) به تقویت برنامه های آموزش خواندن و نوشتن به کودکان کمک شایانی خواهد کرد ، لزوم توجه به پرورش مهارت سخن گفتن آشکار می شود . یادگیری مهارت خواندن مستلزم کسب مهارتهای الف : بازشناسی دیداری عناصر زبانی ، اعم از حروف ، کلمات و جمله ها ب : درک معنای عناصر ان و روابط معنایی موجود بین آن ها پ : درک پیام جمله و متن می باشد . روش های آماده سازی کودکان برای کسب مهارت خواندن : اکثر خانواده ها علاقمندند که بدانند چگونه فرزندانشان را برای خواندن آماده کنند . مهمترین نکته ای که در این ارتباط باید مطرح کرد این است که وقتی خانواده برای کودک خود کتاب می خواند نه تنها گنجینة تفاوت او افزایش می یابد بلکه از خواندن احساس شادی و لذت کرده ، تلاش می کند خواندن را در اسرع وقت به تنهایی انجام دهد . کودکان زمانی خواندن را به راحتی یاد می گیرند که تجارت تجارت زبانی خوبی داشته و از طفولیت در معرض خواندن قرار گرفته باشند . بنابراین لازم است که پدران و مادران از کودکی برای بچه هایشان کتاب بخوانند یا آن را به عنوان هدیه به کودک بدهند . تجارت زبانی خوب از طریق ارتباط با بزرگسالان با سواد ، تقلید از بزرگ تر ها و کنجکاوی های خود کودک و البته آموزش رسمی خواندن حاصل می گردد . زمانی که یک کودک بزرگتر برای کودک خردسال دیگر کتابی می خواند هر دو طرف بهره مند می شوند چنانچه کودکان در این زمینه تحت فشار و تحمیل قرار گیرند قطعاً موجب شکست و دلزدگی آنان می شود . بنابراین توصیه می شود که والدین در هر شرایطی از این امر اجتناب ورزند . بنابراین به جای اعمال فشار در نخستین مراحل آموزش خواندن ، بهتر است وقتی را برای استفادة کودکان از کتابخانه منظور کرد و در برخورد با کودکان خونسردی و آرامش داشت . زمانی که کودکان از کتاب استفاده می کنند بهتر است به آنان اجازه داده شود که با استفاده از تصاویر ، کلمات را حین خواندن حدس بزنند تا احساس توانمندی کنند . برای افزایش توانایی خواندن در کودک ، هر چه بیشتر تمرین کنید و آنان را به خواندن در منزل تشویق نمائید . اخیراً ارتباط مهمی بین خواندن کودکان در منزل و توانایی ایشان در خواندن گزارش کرده اند . خواندن در منزل تأثیرات بسیار مثبت بر مهارتهای خواندن کودکان دارد . به بیان دیگر ، مهارت خواندن در کودکان با خواندن برای پدر و مادر و اعضای خانواده و تشویق شدن توسط آن ها ، تقویت می شود . بد نیست بدانیم که در تجزیه و تحلیل نتایج آزمون بین المللی پرلز که توسط یک مؤسسة هلندی در ۳۵ کشور جهان و از جمله ایران بین دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی در رابطه با خواندن به عمل آمد و کشور ما در رتبة سی و دوّم قرار گرفت و کشورهای سوئد ، انگلیس و آمریکا رتبه های اول تا سوم را کسب نمودند مشخص گردید که در این کشورها والدین دانش آموزان شرکت کننده در آزمون به مطالعه اهمیت بیشتری می دهند بطوریکه والدین این دانش آموزان حداقل ۶ ساعت در هفته در منزل مطالعه می کنند و همچنین لااقل صد جلد کتاب مخصوص کودکان در خانه موجود می باشد . مشکلات یادگیری در امر خواندن : بسیاری از مشکلات یادگیری به خواندن و هجی کردن مربوط می شود که به صورت ناتوانی در خواندن یا نارسا خوانی ظاهرمی گردد به طور معمول مشکلات خواندن در پایة اول تحصیلی آغاز می شود و در پایه های بعدی تداوم می یابد خواندن و نوشتن تبدیل زبان به نمادهای جدید است به طور معمول دانش آموزی که در زبان و گفتار مشکل دارد نمی تواند بخواند و کسی که در خواندن مشکل دارد نمی تواند به خوبی بنویسد . مشکلات یادگیری در خواندن به عوامل متعددی مانند : آسیب های مغزی ، محرومیت فرهنگی و محیطی ، تحصیلات والدین ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده ،عدم آمادگی برای ورود به مدرسه ، عدم دسترسی به کتاب و کتابخانه ، وجود تأخیر در رشد بهنجار زبان و اختلال در دستگاه گفتاری مربوط می شود . برخی از کودکان نیز همانگونه که در تکلم و راه رفتن دچار تأخیر می شوند ، در خواندن نیز با تأخیر روبرو هستند و اعتقاد برخی از متخصصان بر این است که اکثر شکست های تحصیلی در دورة ابتدایی از ناتوانی در خواندن نشأت می گیرد . برای رفع نقیصه و تقویت مهارت خواندن در کودکان هماهنگی لازم بین سه نهاد خانه ، مدرسه و رسانه ها ضروری به نظر می رسد . اما آنچه والدین می توانند برای تقویت مهارت خواندن در فرزندانشان انجام دهند عبارت اند از : نوشتن حروف یا کلمات ( بازی کردن با اسباب بازی های الفبایی ) استفاده از کامپیوتر برای انجام فعالیت مربوط به خواندن . تماشای برنامه های تلویزیونی با زیر نویس . کتاب خواندن . قصه گفتن ، خواندن شعر و سرود . بازی با کلمات . خواندن تابلو ها و علائم راهنمایی و رانندگی در خیابان . خواندن تابلوها و برچسب ها با صدای بلند . به هر حال باید باور کنیم که برای نهادینه کردن مهارت خواندن ، امر خواندن باید از کودکی آغاز شود تا در آینده به صورت یک عادت مثبت و مفید متجلّی گردد . یکی از شکایات مشترک معلمان و دانش آموزان این است که کودکان در مورد حفظ ونگهداری کتاب ها ووسایل مدرسه شان و انجام تکالیف بی دقت هستند0 سرزنش کردن ، موعظه کردن، نصیحت کردن ، غرغرکردن و.... درتغییر این عادت ها موثر نیستند0این کودکان باید یاد بگیرندکه در قبال کارها واموال خود مسئول هستند وهمیشه فرد بزرگتری وجودندارد که مسئولیت کارهای آن ها را بپذیرد0 راهکارهای مداخله ای: 1- دلیل بی دقتی را مشخص کنید0 آیا این بی دقتی ناشی از بی علاقگی ونداشتن اتگیزه است؟ آیا این بی دقتی تلاش برای سرپوش گذاشتن برروی یک مشکل عاطفی یا یادگیری است؟ یا این که کوششی در جهت انعکاس به والدین به خاطر بعضی اشتباهات واقعی یا فرضی است ؟ یا اینکه اصلا آموزشی دراین زمینه دریافت نکرده است؟ 2- کودک بی دقت باید کار خودرا دوباره انجام دهد تااینکه کارمورد نظر به درستی انجام شود0 کودکان بی دقت می توانند با کار بیشتر وزمان طولانی تر کارخودرا بهتر انجام دهند0والدین نباید عجولانه اقلام گمشده یا فراموش شده از قبیل پول نهار و وسایل مدرسه و.... را به آنها بدهند0عواقب عدم دسترسی به امکانات ووسایل مورد نظر این است که کودک احساس مسئولیت کرده وکاررادوباره انجام دهد، وسیله مورد نظر را دوباره جایگزین کند یا بدون وسایل گمشده اش کارکند0 3- رفتار مسئولیت آمیز کودک را تمجیدوتقویت کنید0برای مثال : ورقه ات خیلی خوب نوشته شده است0 خیلی با دقت کارت را انجام می دهی0 چه قدر زیبا نوشته ای و...... بیشتربه رفتار قابل پذیرش توجه کنید0 4- بی دقتی شاید ناشی از عدم درک مسئله باشد0 به کودک دستورالعمل های خاص و روشنی برای آمادگی کامل در انجام کار وفعالیت بدهید0 5- اگر بی دقتی درتکالیف درسی یک مشکل عمده به حساب می آید، ازکودک بخواهید که تمام تکالیف تعیین شده را یادداشت کند0 با والدین صحبت کنید تا هرشب در کنترل تعیین شده با شما همکاری کنندو زمانی که کودک به تدریج برای تکالیفش احساس مسئولیت کرد این کاررا خاتمه دهید0والدین باید برای کمک به کودک دردسترس او باشند ولی تکالیفش را انجام ندهند0 6- اگر به نظر می رسد که ناتوانی کودک برای انجام تکالیف معین ناشی از یک مشکل رشدی است، برای مدتی این فعالیت ها را کاهش دهید که این کار باعث افزایش کیفیت است نه کمیت0 به تدریج این کاررا تا جایی ادامه دهید که کودک به معیار مورد نظر برسد0 7- بی دقتی ممکن است بازتاب اختلافی در ارزش های فرهنگی باشد0 محیط کودک ممکن است ارزش زیادی به موفقیت یا مالکیت آن اموال قائل نشود0 بحثی گروهی برگزار کنید که تمرکز جلسه بیشتر برروی ارزش اموال وقبول مسئولیت برای شخص باشد0 از کتاب مفاهیم وکاربرد ها در مشاوره با کودکان نوشته ی محمد حسین نژاد
روشهاي تدريس روش حل مسئله يك روش تدريس در قالب الگوي حل مسائل. قابل تحليل بكارگيري تحت عنوان روش حل مسأله، روش يعني در عمل اجرا كنيم يا گاهي روشهاي مسأله محور نگر ميگويند. در اين روش چنانكه در الگو اشاره كردم به هيچ وجه معلم نقش انتقال اطلاعات را مستقيم و غيرمستقيم ندارد بلكه نقش راهنما را دارد. براي اينكه يك مقدار عيني تر شود چون در مباحث گذشته در مورد حل مسأله بحث شد. حالا عزيزاني كه ميخواهند در الگوي حل مسأله مطالعه كنند ميتوانند آن بحث را دنبال كنند. ولي در اينجا سعي ميكنند پراتيكال ،، عملي در مورد اجراي حل مسأله كه اگر ميخواهم در مورد آن الگو، روش بكار بگيرم ، چگونه عمل كنم. در اين روش، روش حل مسأله هميشه هم ميشود يادگيري مشاركتي، يادگيري كار كرد. هم ميشود گروهي و انفرادي كار كرد ولي اساس كار اين است در مرحله اول وقتي معلم وارد كلاس ميشود بجاي انتقال اطلاعات موقعيتي را ايجاد ميكند كه براي شاگرد سؤال ايجاد كند يك موقعيت متناقض و متضاد و حتي همراه با تحير و شگفتي و اين موقعيت نامعين با همراه تغيير سبب ميشود كه سؤالات زيادي در ذهن شاگرد ايجاد شود. مثلاً : فرض كنيم ميخواهد معلمي درباره برق ، الكتريسيته صحبت كند اون نميآيد كه بگويد برق چيه ؟ الكتريسيته چيه؟ ميآيد چراغ روميزي كلاس را جوري سازماندهي كرد .داراي پرده هميشگي است و با يك لامپ روميزي اين روشن ميشود .البته لامپهاي كوچك ديگر در كلاس هستند. معلم به ليستها نگاه ميكند يك مرتبه لامپ كلاس ميتركد يك موقعيت نامعين . كلايس تاريك يا نيمه تارك ميشود . بچه ها سر را بلند ميكند .چي شده حتي به طنز ممكن است، بقول يكي از معلمان بزگوار ميگويد، يكي از شاگردان به دوستش ميگه خنگه مگر نميبيند لامپ منفجر شد. راستي بچهها لامپ چيست و جريان الكتريسيته چيست ، اصلاًچرا لامپ منفجر شده درچه چيزي در كلاس ايجاد ميكند . يا معلم ديگري در علوم اجتماعي درس آن وظايف شهرداري است ، نميخواهد بگويد من وظايف شهرداري را ميخواهم درس بدهم موقعيتي ايجاد كنم ميآيد يا يك حلقه فيلم قسمتي از شهر را كه نارسايي دارد مطرح ميكند با مصاحبه كوچك از مردم ميكند بعد روي ميكند. در آن محله تان كه شما در آن زندگي ميكنيد چه مشكلاتي دارد .آن جلسه را با بچه شروع ميكند به بحث كردن . و هرگروهي از بچه ها مشكلات شهرستان را ياداشت ميكند و معلم اينها را يادداشت ميكند و حتي ممكن است زماني بگذرد كه بچه ها دقت بيشتري كند.ازطلاعات محلتان را طرح ميكنند روي تابلو مينويسند در كلاس. مرحله دوم : مرحله دوم سؤال معلم نه راستي بچه ها حل مشكلات به عهده كيست ؟ پس مرحله اول طرح مسأله يا ايجاد يك موقعيت سؤال برانگيز يا جديد نامعين يا متضاد . در مرحله دوم بحث تبادل نظر است. در مورد آن مسأله، اين مشكلات مال كيست؟ ممكن بچه ها در كلاس مطرح كنند و بحث كنند گروهي عكس است بگذاريد وظيفه استانداري ، فرمانداري، گروهي ميگويند وظيفه شهرداري چيست؟ حرفها مختلفي بچه ها ميگويند ، معلم همه اينها را مينويسد و ميگويد بچه ها اينها را ميگويد جزو وظايف آنها است مطمئنيد يا خير ميگويند نه خير ميگويد براي اينكه شما بتواند دقيق پيش بيني كنيد يا مثل همان لامپ علت چيست : هر كدام دلايل را ميگويند . آيا اين دلايلي را كه شما ميگوييد : مطمئن هستيد . بچه ها :نه خانم يا آقا همين جوري ميگوييم . ميگويد : بارك ا... هميم خوب، اشكالي نداره ، حالا آمديد پيش بيني كرديد اين پيش بيني را فرضيه سازي گويند . راه حلي كه شما داريد پيشنهاد ميكنيد. علتي را كه داريد ميگوييد ولي هنوز اثبات نشده است بچه ها را در اين جلسه ميتوانيد گروهبندي كيند ، هدايت كنيد بطرف فعاليتي خيل خوب. حالا ميتوايند از كتابخانه ، از افراد، از هر جاي كتاب درسيتان مطالعه كنيد و پيدا كنيد اين وظايف اين نارسها را پيدا كيند كه ميگويد كوچه برق ندارد، وظيفه كيست؟ بچه ها را به كتابها و افراد رجوع ميدهد به عنوان يك محقق، اينجا در واقع كمك ميكند به آزمايش فرضيه. اطلاعات را جمعآوري ميكنند و وقتي اطلاعات را جمعآوري ميكنند گروه وارد كلاس دورهم ميشوند . اطلاعات را روي هم ميريزند و مشورت ميكنند. بعدمعلم از اينها ميخواهد كه نماينده گروه بيايد در كلاس بگويد اطلاعاتي كه بدست آورد . مثلاُ يكي ميگويد اين وظيفه شهرداري است. چرا؟ من فلان كتاب را خواندم .منابع را اشاره ميكند .با ذكر منابع . بعد بحث ميكند ممكن است عدهاي رد ميكنند نه خير آقا ، اين منبع ضعيف است . بچه ها كاملاً در چالشند درباره مسألهاي كه معلم برايشان ايجاد كرده . در اثر اين بحث و تبادل گروهي در كلاس همه، كلاس با هم در نهايت آن نظرات كه درست است و جزو وظايف شهرداري وقتي به قوانين شهردار اشاره ميكندحتي مسؤليتها ، جمع بند ميشود . همين جاست كه گاهي اوقات ممكن است كه دانش آموز بگويد خانم معلم اگر جز وظايف شهرداري است، چرا شهردار نميآيد اين كارها را انجام نميدهد . معلم نميآيد از خودش بگويد گه چرا ؟ دليل بياوريد .چرا از من ميپرسيد از شهردار بپرسيد . اين سناريوي هست كه دقيقاً در يك كتابهاي غربي دقيقاً مطرح شده در زمينه آمورش مسأله . ميگويند خانم شهردار از كجا ميگويد معلم توسط ؟؟؟ ميزندبه اداره آموزش و پرورشتان شهردار را دعوت كنيد كه باييد . دو سه تا از بچه ها نماينده ميشوند دنبال قضيه كار شهرداري بر او دعوت كنند در موضع يك مسأله اجتماعي است. شهردار دعوت ميشود و بچه ها دونه دونه معلم هم اين طرف آنها را تشويق ميكند هستند صحبت كنيد ، هدايت تهيه كننده و فيلم تهيه كنند و مطالب خودتان را مطالعه كنند. شهردار همه اينها را گوش ميدهد ، بقول نويسنده بعد ميگويد: عزيزان من بله اين وظايف من است و در آيين نامه و در قانون اساسي و شرح وظايف است . ولي من فرصت پيدا نكردم و محدوديت دارم . يك دفعه دانش آموزي بلند ميشود. « آقاي شهردار اگر شما توانايي اين كار را نداريد بگزاريد كسي ديگر اين وظايف را انجام بدهد .» بقول نويسنده كتاب شهردار آنچنان عصباني ميشود كه مدرسه را ترك ميكند ولي بچه ها همچنان مصمم ، چرا شهردار اين جوري كرد . چه وظايفش را انجام نميدهد. معلم ميگويد من اينجا نه تنها در كتاب درسي، من وظايف شهرداري را ياد دارم بلك يكه شهروند فعال ترتيب كردن شهروند كه هرگز يادش نميرود وظيفه شهردار چيست و ميتواند در سرنوشت خود دخالت كند . اين نمونهاي از يك الگوي يا روش مسأله محور است پس مسأله همان چيزي كه اشاره شد. طرح مسئله با شيوه هاي مختلف : با ايجاد سؤال با نشان دادن يك فيلم كوتاه با ايجاد يك بحث گروهي جتي نشان داد چند اسلايد ميتوانيد معلم اين موقعيت را ايجاد كند . بعد بچه ها بحث ميكنند مطالعات مقدماتي را انجام ميدهند. علتها را برخورد به اصلاح مطرح ميكنند و بعد راه حلهاي راه و فرضيه ميسازند . بعد به دنبال فرضيه ميروند اطلاعات جمعآوري شده را تجزيه و تحليل ميكنند و در نهايت نتيجه گيري . سؤال: آيا اين روش در كلاس ما درس ما قابل عمل هست؟ به هيچ وجه. شما بايد اولاً فرهنگ جامعه را البته من يك نمونه را كه خودم اجرا كردم و در همان مناطقي كه در تهران انجام دادم در زمينه اجتماعي ما مشكل داريم . به عنوان نمونه من مبحثي است در كتاب چهارم علوم بچه هاي چهارم ابتدايي ، به نام نو و بازتاب آن اين را من سناريوي نوشتم . از معلميم خواهش كرديم آنهايي كه با من كار آزمايشي ميكردند و گفتم اين فصل را در چند جلسه درس ميدهيم . ايشان به من گفتند در سه جلسه گفتم من همين سه جلسه را وقت ميگيرم نه زياد ولي دلم ميخواهد براساس سناريوي كه من نوشتم حركت كنيد اشاره كردم كه شما اصلاً نگوييد من ميخواهم نور و بازتاب را بگويم. گفتم:« دو تا آينه تخت برايم بياوريد بعد خود كتاب آنها را نگاه كردم در آخرش تمرينهاي داده بود جالب بود براي من . كلمه آمبولانس را وارونه روي مقوا بنويسيد و جلوي آينه بگيريد اين كه وارونه ميشود رحت خوانده ميشود من از همين اشاره استفاده كردم.» گفتيم بچه دو تا آينه تخت بياورند يك دانه مقوا بنويسيد كه حتي يكي از معلمان مدرسه به ما كمك كرد تا اين كلمات را نوشتم گفتم بجه امروز ميخواهم بازي را شروع كنيم در اين كلاس علوم . آمبولانس را هم مستقيم نوشته بوديم همه وارونه . گفتم اول اين وارونه را بخوانيد . تعدادي از بچه ها نتوانستند بخوانند گفتم حالا ميخواهيم ،كاري كنم كه شما راحت بتوانيد بخوانيد . يك آينه بياوريد.گفتم بگيريد جلوي آينه بقيه كه پشت بودند گفتم بخوانيد بعد آن نوشته معمولي است گفتند آقا چرا اين جوري شد . گفتم من نميتوانم ؟؟ . بچه ها : اين توشته وارونه بوديد.ديديدي كه راست شد، مگر شما وارونه بوديد ؟ ممكن است براي من و شما راحتي است استدلال همه يك مرتبه آقا راست ميگويد يك ؟؟؟ شد در كلاس آقا ما كه وارونه نبوديم .ما كه درست بوديم . چرا اين جوري است. همين جا اولين مسأله ايجا شد ؟؟ چرا از ما ميپرسيد شما هم در كتاب درسيتان فلان فصل ؟؟. ما يك دو تا مجله آورديم در اين كلاس مدرسه اصلاً كتابخانه نداشت. گفتم از هر معلمي ميتوانيد بپرسيد از هر كتاب ميتوانيد استفاده كنيد ولي تا هفته آينده به شما فرصت ميدهم . واقعاً آن جلسه آنچنان بحث بود هر جلسه اول براي همين مسأله هر كسي حرف ميزد ما مينوشتيم و بعد خيل خوب اين پاسختان را ميپذيريم. شما بايد دليل بياوريد براي من از كتا ب گفتيد از چه منبعي گفتم . اما بچه ها هفته دوم قرار بود بروندمطالعه كنند ار كتاب خودشان گرفته يا هر كتاب ديگري از هر كس ميتواند بنويسيد ولي بنويسيد و بگويد از چه منبعي استفاد ه كردند. هفته بعد اين بود كه بچه ها باز گروهي جمع شدند ، با هم مشورت ميكردند روي مطالعات و نوشته هايشان و بعد هر گروه ناچار بود يك گزارش نهايي گروه را تهيه كند و در كلاس ارائه بدهد و باور كنيد وقتي من نگاه ميكردم اين عبارت همگرايي، فعاليت و مشورت كردن را گاهي اوقات بايد يكديگر بحث ميكرد مثل بحث گروهي . در جلسه سوم آمديم اين گزارشات را اعلام مطرح كرديم . خيلي از گروهها اشتباه رفته بودند يكي از گروهها برايم جالب بود. يك گروهي از بچه ها دو نفر از اينها كتاب فيزيك سال سوم دبيرستان را برداشتند مطالعه كردند مفسر گزارش ميكردند يكي باباش دبير فيزيك بود . گفت بابام : آنچنان قشنگ استدلال كردند و حرفهايي كه من ميبايست در كلاس ميگفتم خود بعدها توضيح دادند .بحث كرديم . كدام نفر درست است . چرا درست. ايشان ميگويد از منبع پرسيدم كه منبع مو ؟؟ نيست . بعد نشستند گزارش كردند ،گزارش نهايي در كنار اين ، من سؤالات ديگري كردم و گفتم اين سؤالات را پيدا كنيد. باور كنيد من وقتي اين كتاب علوم را نگاه ميكردم بعضي آنچنان خوانده و زير آن را خط كشيده بودند كه صفحات پاره شده بود . من هرگز نديده بودم بچه ها آنقدر مطالعه داشته باشند. ميشود در بعضي از زمينه ها، بله در زمينه هاي اجتماعي ممكن است ما محدوديتهاي داشته باشم ما در زمينه هاي تاريخو تعليمات اجتماعي مشكل داريم چون شايد به بعضي از ؟؟ برخورد. اگر اين ؟؟ صورت ميشد. ولي در زمينه علوم .... ميتوانيم اين كارها را انجام دهيم اين نمونه يك الگور يك مسأله محور است من عرض كردم. خودم ؟؟ اين را كار كردم. بعد در سراسر تهران اجراء كردم . اين تاره يك از درسها بود خيلي از درسها ديگر را بر همين اساس البته براي علوم طراحي كردم . من قبول دارم شرايط آموزشي كشورمان فعاليت آنقدر مطلوب نيست . نه معلم محقق باحوصلهاي داريم ،نه امكانات كتابخانه و آزمايشگاه داريم كه بچه ها را هدايت ، نه زمان كافي داريم . ؟؟؟ است ولي يك شيوهاي است فعال اين يك روش مسأله محور است، فوقالعاده خوب است شاگرد را محقق به بار ميآورد با علاقه فعاليت ميكنند بعضي از اين شيوه ها را به عنوان روش واحدها كه در عين كتاب مهارتها ذكر شد اشاره ميكنيم كه روش واحدها چيه؟ شما اخيراً به شما عزيزان شنيديد درست گروهبرنامهريزان ما سيميناري تشكيل دارند. تحت عنوان برنامهريزي توافقي .« اين تگريتد » يك بحثي ما داريم كه آيا ؟؟ ما در مدرسه ما كتاب تاريخ داريم جغرافيا داريم رياضي داريم همه درسها جداجدا . آيا نميشود كه بعضي ار درسها را تلفيق كرد؟ بصورت محوري يا هستهاي به قول بعضيها . مطالعات هستهاي اينها را مطرح كرد. در گذشته عدهاي هستند كه روش واحدي را مطرح ميكنند .حالا روش واحدي چيست. هرگاه ما يكسري از فعاليتها را در رشته هاي مختلف حول يك محور مورد مطالعه قرار دهيم روش محور ناميده ميشود. سه نوع روش واحد هم داريم .روش واحد موضوع داريم، مثل درمورد تاريخ است ولي من در تاريخ هنر هم ميتوانيم. غيره ادبيات هم ميتوانم درس بدهم و روابط اساسي ميتواند درس بدهم. چگونه: مثلاً فرض كنيد زندگي در دوران صفويه ، زندگي در دوران صفويه محور فعاليت من است،حالا ممكن است زندگي در دوران صفويه از نظر معياري زندگي صفويه در گروه ديگر به عنوان مذهب . زندگي دوران صفويه ممكن به عنوان روابط خارجي با چه كشورها؟ جنبه هاي مختلف، بچه را گروه بندي كنند .مطالعه كنند اما حول يك محور . يادگيري هم هنر است هم ادبيات و اقتصاد و سياست. حول يك محور، ياد گيري اينجا خيلي غنيتر است تفكيك شده از هم نيست اين را ميگويم به اصلاح واحد موضوع. گاهي اوقات واحدتجربي ميگويم واحد تجربي چيست ؟ فرض كنيد شاگردان من در يك كلاس بحث ميكنند و در يك زمينه تجربه دارد مخصوصاً در سطوح بالاتر . ي ك دانش آموز فرض كنيد تجربه كشاورزي دارد. يك زمينه مطالعات روي آب دارد آن را محور قرار ميدهم . اساس كار اين است. در اولي هم موضوع را معلم تعيين ميكند و هم هدايت موضعي با آن است . در واحد تجربي خود واحد موضوع را شاگرد تعيين ميكند، چون اساس كار و علاقه و رغبت شاگرد باشد. بعد اجراء را خودش انجام ميدهد . معلم همكاري و راهنمايي ميكند . ميآيد در زمينه آب يك سابقه ذهني يا در مورد كشت گندم . اين سابقه دارد اطلاعات دارد به عنوان يك تجربه سازماندهي ميشود فردي يا گروهي اين كار انجام ميدهد . مطالعات ميكند تحقيقات انجام ميدهد. مثلاً اگر اين آب باشد تنها كشتيراني نيست تركيبات نسبت فعل و انفعال آب از نظر شيميايي نسبت به آلودگي آب، اثر آب در زندگي، اثر آب در سد است،اثر آب در روابط، يك مرتبه دانشآموز تجربهاي كه در اين زمينه داشت. حالا وادارش كردند اين حوزه دانشآموز را حول اين محور باز گسترش بدهد. فرق او با اول اين است كه انتخاب موضوع باز بعهده خود دانشآموز است من اين را خودم در كلاسهاي ابتدايي در بعضي از مدارس آمريكا بود كه روي بقيه انجام داد. كدام حيوان را مطالعه كنيد. چه قسمتي را مطالعه كنيد بچه ها مسائل خودشان را مطرح ميكردند. اما شكل ديگري از واحد وجود دارد و آن پروژ است . واحد پروژ چيست. در اينجا نه تنها در زمينه تجربي ، علاقه رغبت و تمايل فرد بر اين است. هم زمينه را قبلاً كار كرد وهم شاگرد موضوع را انتخاب ميكند هم زمينه علمي را دارد و هم خودش نظارت دارد . معلم فقط ارزياب است در نهايت ارزياب ميكند كار خوب شده يا نه . مثلاً پروژه كاشت چغندر در اطراف قم . آيا ميشود اين كار را كرد اين پروژ را انتخاب ميكند فرد دانشگاه ميرود اين را انتخاب ميكند و اجراء ميكند و هر ؟؟ وقت معلم به عنوان ارزشيابي يا در نهايت محصول و نتيجه بدست آمده را به عنوان نتيجه پروژه در سطوح بالا اين هم موضوع دارد در پسش دبستانيها هم ميتوانيم انجام دهيم. مثلاً امروز كار كردن با گِل است امروز واحدما پروژمان گُل سازي است. بچه ها با همه با هم كار ميكنند در اين زمينه نقش معلم نقش راهنما است . اين هم بار روشهايي است كه امروز در دنيا توصيه ميكنند ميشود در حول فعاليتهاي بچه ها سازماندهي شود و روز به روز دارد شكل ميگيرد و تحت عنوان «اينتگيرتيد كريكروم». برنامه ريزيهاي تلفيقي شد و وحدت يافته ميگويند هم عميق مطلب بيشتر است هم ميزبان يادگيري قويتر است. اما محدوديت كه امكانات زياد ميخواهد. معلم به اندازه كافي آگاه است با روش تحقيق ميخواهد و امكانات مطلوب و زمان باز براي اجراي پروژه . و نكته ديگري كه ميشود اشاره كرد ما نميتوانم خيلي گسترش بدهيم ناچاريم درباره يك موضوع خاص من فقط اشاره كنم. همين سيستمي كه دانشگاه انگليس ،استراليا يا اقمارشان در پايان نامه ها يا كار دكتر يانجام ميدهند آنها واحد ندارند يك موضوع دانشجو انتخاب ميكند و در تمام دوره روي آن موضوع كار ميكند و طرحش را ميدهد با يكي از روشهاي است تحت عنوان مسأله محور يا در قالب روشهاي نوين در دنيا امروزه كاربرد دارد. يكي از روشهايي است كه بر محور شاگري فعاليتها پيش شكل ميگيرد نه بر پايه فعاليتهاي معلم موفق باشيد. منبع : http://www.irib.ir/amouzesh روش آموزشي آفرينند گي همه ي روان شنا سان پرو رشي و متخصان آموزشي متعقدند كه توانايي هاي افريينده و شيوه هاي تفكر و اگرا ( توليد پاسخ هاي چند گانه ) را مي توان به افراد به ويژه كودكان و نوجوانان آموزش داد در اينجا پيشنهاد هاي مهم صاحب نظران را درباره ي روشي و فنون ايجاد آفرييندگي يا خلاتقيت از نظر مي گذرانيم . الف : تجارب دانش آموزان را به موفقيتهاي خاص محدود نكنيد. كارهاي بديع و تخلات دانش آموزان را تشويق كنيد . سوال هايي ازآنها بپرسيد كه مشوق تفكر واگرا آنها بسيار اثر مي گذارد سوال هايي بپرسد كه با چرا و چگونه آغاز مي شوند نه كجا نه چه كسي يا چه وقت سوال هايي طرح كنيد كه داراي سوال هايي كه جوابها ي متعدد را در ياد گيرنده بر مي انگيزد مشوق تفكر واگرا و آفرييندگي اند . ب : براي طرح سوال و انديشه هاي غير معمول و بديع ارزش قائل شويد . دانش آموزان خود را تشويق كنيد تا سوالهاي گوناگون از شما بپرسند فراتر از اطلاعات و دانش هاي معمول آنها بر نمي آييد نهراسيد و با همكاري دانش آموزان براي يافتن جواب انها اقدام كنيد . ج: فرصت هايي براي خود آموزي و ياد گيري اكتشافي در اختيار ياد گيرندگان قرار دهيد. يكي از ويژگي هاي افراد آفريينده استقلال شخصي و توانايي پيدا كردن راحل براي مسائل به طريق اكتشافي و خود آموزي است .بنابراين بخشي از امتياز هاي تحصيلي را به اين گونه فعاليتها اختصاص دهيد اگر انديشه هاي اصيل مورد تاييد قرار گيرد دانش آموزان به فعاليتهاي خلاق مبادرت خواهند كرد. د: نسبت به تفاوتهاي فردي ياد گيرندگان با احترام برخورد كنيد. از وارد كردن دانش آموزان به رقابت با يكديگر بپرهيريد هر يك از دانش آموزان داراي استعداد خاص خودش است در پرورش اين استعداد هاي ويژه ي دانش آموزان بكوشد. هـ رفتارهاي آفريينده را براي كودكان سر مشق قرار دهيد . پلون وونيستايين در اين باره گفته اند كه دانش آموزن كلاس پنجم ابتدايي پس از مشاهده ي رفتارهاي خلاق نشان داده شده در يك فيلم يا از سوي رفتارهاي خلاق از خود نشان داده اند. و: از روش ها و فنون ويژه ي بالا بردن سطح آفرييندگي استفاده كنيد معروفترين روش پرورشي استعداد هاي خلاق دانش آموزان روش بارش مغزي است در اين روش معلم مسئله اي را به دانش آموزان مي دهد و دانش آموزان را براي دادن راه حل ها اظهار نظرها ي متفاوت ياري مي كند ولي پيش از ارائه تمام راه حل هاي دانش آموزان در درباره انها هيچ گونه اظهار نظري نمي كند گفت وگو با مينا اشرفي مهابادي، آموزگار تهراني درباره بازي و بازي هاي آموزشي
1- نپرسيد چرا؟ 2- وقت شناس باشيد . 3- كينه توزي نكنيد. 4- قاضي عادل باشيد . 5- سر حال و خوشرو باشيد. 6- مسئو ليت ها را واگذار كنيد. 7- از دانش آموزان تشكر كنيد . 8- از قدرت خود سوء استفاده نكنيد . 9- به صورت انفرادي تأديب كنيد . 10- عمل كنيد، تنها واكنش نشان ندهيد. 11- ارتباط چشمي را دست كم نگيريد . 12- از قانون "مادر بزرگ " استفاده كنيد. 13- عقب بايستيد و به ديگران فرصت دهيد. 14- دانش آموزان را با احترام صدا كنيد. 15- نام دانش آموزان را به خاطر بسپاريد . 16- از تجربه هاي همكارانتان استفاده كنيد . 17- دانش آموزان را متعجب و غافلگير كنيد. 18- آرام ، خونسرد و حرفه اي برخورد كنيد. 19- به جاي واژه ي (تو )از "ما" استفاده كنيد. 20- به سخنان دانش آموزان خود گوش كنيد . 21- آرام ،خونسرد و حرفه اي بر خورد كنيد . 22- به دانش آموزان فرصت فكر كردن بدهيد. 23- قانون را احرا كنيد ، دليل تراشي را نپذيريد . 24- در مواقع لازم به دانش آموزان هشدار دهيد. 25- از تأثير تحكيم احترام و دست دادن غافل نشويد. 26- سمبلي از رفتار مطلوب باشيد . 27- ريا و تظاهر نكنيد. 28- اساس و ريشه هاي نا 29- نشان دهيد از هر آنچه در كلاس جريان دارد آگاه هستيد. 30- رفتار هاي خوب و مطلوب دانش آموزان را در نظر مطلوب را از بين ببريد .بگيريد. 31- به جاي دوست بودن ،دوستانه رفتار كنيد 32- تجربه هاي فني و حرفه اي كودكان را در نظر بگيريد . 33- قبل از شروع درس ،حواس دانش آموزان را متمركز كنيد . 34- در صورت امكان ،برخي از رفتار هاي ناشايست را ناديده بگيريد. 35- انتظارات خود و نياز دانش آموزان را در نظر بگيريد. 36- دانش آموزان را در پيدا كردن راه حل مشكلاتشان ياري دهيد . 37- گروهي كردن و ايجاد حس در گروه بودن را به وجود آوريد. 38- به دانش آموزان توجه كنيد و تلاش كنيد اين توجه را نشان دهيد . 39- تفاوتهاي فردي و ويژگي هاي خاص دانش آموزان را در نظر بگيريد . 40- به جاي ستايش از فرد انجام دهنده ي عمل ،به تشويق عمل انجام شده بپردازيد. منبع : روبرتي ،راهبرد هايي براي آموزش و پرورش اثر بخش ،تر جمه سر كار آرائي ، چاپ دوم (تهران : انتشارات مدرسه ،زمستان 1380 ) درساعت دوم صبح اولين روز كاري شما در مدرسه با صحنه اي رو برو مي شويد دانش آموزان كلاس شما در حاليكه بكديگر را هل مي دهند و جيغ مي كشندو مي خندند دوان دوان وارد كلاس مي شوند. شما چه بر خوردي مي كنيد ؟ با ارائه نظراتتان مرا در اين زمينه راهنمايي كنيد نتيجه مطالعه تطبيقي رياضي و علوم پايه پنجم مطالعه تطبيقي (timss) در زمينه سنجش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در دروس رياضي و علوم در مراحل مختلف كه با شركت بيش از 41 كشور جهان در پنج پايه مختلف انجام پذيرفت انشار نتايج اين تحقيقات ، بحث ها و نظرات مختلفي را ميان صاحب نظران و دست اندركارن تعليم و تربيت كشور به وجود آورد اين مطالعات با فراهم اوردن امكان مقايسه وضعيت آموزش رياضيات و علوم در كشور مي توانست نقاط قوت و ضعف نظام اموزش و پرورش ايران را نمايان تر و برنامه ريزان آموزشي رابا واقعيات و نيازهاي آموزشي امروز دنيا اشنا سازد ما اعتقاد داريم كه علاوه بر اين كه يك نظام امتحاني خوب و كار آمد (استاندارد ) مي تواند به بهبود كيفيت آموزشي كمنك شاياني نمايد عوامل متعددي در بهبود كيفيت فعاليت اموزشي نقش دارد در همين راستا و به منظور كيفيت بخشي به فعاليت هاي علمي ، اموزشي دانش آموزان ، پرسشنامه اي تهيه گرديد تا با نظرات و ديدگاه هاي همكاران منطقه در مورد ومسائل فوق الذكر به ويژه درس علوم آشنا شويم مراحل طرح: 1- اقدام به تهيه پرسشنامه در مرد مسائل مبتلا به در اموزش و پرورش بخه ويژه ردس علوم 2- ارسال پرسشنامه به مداري جهت شناخت نظرات همكاران 3- جمع اوري ديد گاه هاي همكاران 4- بررسي و جمع بندي نظرات اراسلي توسط سر گروههاي نتايج نظر سنجي نظر سنجي كه در بهمن ماه 1384 از همكاران پايه پنجم در درس علوم صورت گرفت حدود 60 نفر از معلمان در پاسخ گويي به پرسشنامه شركت نمودند كه كمال تشكر و سپاس گذاري را داريم كه نتايج به شرح زير حاصل گرديد ملاک ها و محورهای پرسش نامه توسط سرگروهی الف : محیط فیزیکی فضای آموزشی امکانات آموزشی وضعف در ارائه مطلب الف : محیط فیزيکی آموزش 6/696% معلمان وجود تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس را عاملی بسیار موثر در بروز مشکلات یاد گیری و یاد دهی دردرس علوم می دانند که این درصد بالا ، نشان دهند اهمیت بسایر زاید این موضوع است 75% معلمان نبود فضای ازآزما یشگاهی و نبود متصدی آزمایشگاه و نبود متصدی آزمایشگاه و نا اشنایی همکاران با وسایل و طرز استفاده صحیح آن را در بروز مشکلات یاد گری و یاد دهی دخیل می دانند ب : محتوای منابع و وضعیت و در ارایه مطالب 1- 85%معلمان براین باور هستند که ارزشیابی بیشتر از سطح دانش صورت گرفته مورد ارزیابی قرار نمی دهند که این نوع ارزشیابی نامناسب را در یاد گیری دانش آموزان موثر می دانند ضمنا همکاران علت این امر را بیشتر به تعداد دانش اموز و سیاست درصد قبولی که به صورت غیر محسوس در چند سال اخیر رواج÷یدا کرده مربوط می دانند 2- 45% معلمان که نزدیک به نیمی از آنها را شامل می شوند برخی از مفاهیم کتاب علوم و حجم زیاد مطالب را خارج توان دانش اموزان می دانند که از مفاهیم مطرح شده می توان به موضوع ساختمان مواد آغازیان ، مبارزه ی پنهان و دستگاه عصبی اشاره کرد 3-4/71% معلمان نیاز به کلاس های ضمن خدمت در این درس را لازم و ضروری می دانند و فقدان ان را در بروز مشکلات دانش اموزان در یاد گیری موثر می دانند 4- 6/66% معلمان بر این باور هستند که معلمان کمتر از وسایل کمک اموزشی استفاده می کنند و این عدم استفاه از وسایل اموزشی را باعث بروز مشکلات اید گیری و یاد دهی در دانش اموزان می شود و دلیل ان ر ا نبود ازمایشگاه منظم نبود وسایل در دسترس نبودن وسایل را بر شمرده اند پیشنهاد های درارائه شده جهت بهبود سطح یاد گیری و یاد دهی درس علوم 1- کم شدن تراکم دانش اموزان 2- ساختن و تجهیز ازمایشگاه و قرار دادن متولی برای آن 3- مهیا ساختن امکانات برای سفرهای _علمی 4- تهیه ی سی دی تصویر فیلم و عکس های جذا ب 5- ارزشیابی صحیح دانش اموزان 6- ارزشیابی صحیح از فعالیت های معلمان و اهمیت دادن به افرادي پرکار و فعال 7- اجرای کلاس های ضمن خدمت موثر و مستمر برای معلمان سر گروه پايه پنجم –سعيدي و هريس طوبي چگونه نقاشي كودكان را تفسير كنم . نقاشي زبان كودك است . آنها از طريق نقاشي كشيدن ، قصه گويي ، بازي كردن و ..... شناخته مي شوند . نقاشي به ما كمك مي كند تا به دنياي دروني و روح كودك پي ببريم ؛بدانيم چه نياز هايي دارد ، آيا كودك نا سازگار و بيمار است؟ مفاهيم نقاشي كودكان به صورت كاملا خلاصه شده به شرح زير است :مفهوم خورشيد ، ماه ،زمين ، اتومبيل و حيوانات" با توجه به آزادانه كشيدن نقاشي توسط كودكان " 1- خورشيد و ماه در اغلب نقاشيهاي كودكان ، خورشيد ديده مي شود خورشيد نشانه ي امنيت ، خوشحالي ، گرما ، قدرت و به قول روانشناسان نشانه ي پدر است . وقتي رابطه ئي پدر و كودك خوب است .كودك خورشيد را در حال در خشيدن مي كشد وقتي رابطه آن دو مطلوب نيست كودك خورشيد در پشت كوه ناپديد مي كند . ترس كودك از پدر به رنگ قرمز تند و يا سياه در نقاشي ديده مي شود . البته بايك نقاشي به قضاوت نمي پردازيم ،بلكه بايد چندين نقاشي كودك را بررسي كرد. ماه نشانه ي نيستي است . كودكان اغلب ماه را در كنار قبر و قبرستان مي كشند كودكان نقاشي خود ماه را با مرگ معني مي بخشند. 2- آسمان و زمين آسمان به معني الهام و پاكي است . ولي زمين به معناي ثبات و امنيت مي باشد . كودكان خيلي كوچك هيچ وقت خطي براي نشان دادن زمين ترسيم نمي كنند ، ولي در سن 5الي 6سالگي كه آغاز به درك دلايل منطقي مي كنند به كشيدن زمين نيز مي پردازند. 3- اتومبيل در جامعه ي امرئزي ماشين نشانه ي قدرت است ، به همين دليل در نقاشي هاي كودكان مخصو صأ پسر بچه ها ماشين زياد ديده مي شود . وقتي يكي از اعضاي خانواده كه اغلب پدر و گاهي خود كودك است ،رانندگي مي كنند ،از ديدگاه برون فكني اهميت پيدا مي كنند . بيشتر نوجوانان به بهانهي اينكه با كشيدن آدمها حصله شان سر مي رود يا سخت است ،از كشيدن شكل آدم خوداري مي كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجيح دادن كشيدن ماشين در اين دوره خود به خودشان نشان دهند ه وابسته بودن شخص به دنياي خارج و زندگي ماشيني است . البته اين مسايل بستگي به سن و فرهنگ و عوامل ذهني و....نوجوان دارد . 4- حيوانات اگر در نقاشي كودك شما تصوير حيوانات ديده مي شود ممكن است دلايل مختلفي داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پي به آن برد . كودكي در روستا زندگي مي كند و يا حيوانات خانگي دارد و يا عاشق حيوانات باشد و يا زياد به باغ وحش برود طبيعي است كه حيثوان بكشد . پس فرهنگ و طرز تفكر كودكان در خانواده از اهميت زيادي برخوردار است؛اگر كودك به نوعي با حيوانات رابطه نداشته باشد و حيوان در نقاشي او اهميت پيدا مي كند . گاهي ممكن است كودك احساس گناه و تقصيري را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشي در قالب حيوان نشان مي دهد.مثلا كودكي ممكن است به دليل اينكه ديشب در جايش خرابكاري كرده و سرزنش شده احساس گناه كرده باشد در نقاشي اش شكل حيوان خاصي مانند مار مولك رابكشد. كشيدن حيوانات درنده نشانه ي فشار هاي دروني مخفي كودك است . مثلا كودكي كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنيا آمده ه اش حسادت مي كند ،در نقاشي ممكن است گرگ بكشد كه اين نشانه ي ترس و دلهره ي كودك از تازه وارد كوچولو است . توجه داشته باشيددر تجزيه و تحليل نقاشي كودكان كه كاري بسيار دقيق و حساس است چون يك كار تخصصي و تجربي است شما راي قطعي نمي دهيد . كودك شما بايد خودش به ميل خودش موضوع نقاشي را انتخاب كند. شما نبايد بالاي سر او بنشينيد و به مداد رنگي به ميل خودتان بدهيد . او در نقاشي كردن بايد آزادي كامل را داشته باشد . در پايان نقاشي از كودك بخواهيد كه در مورد تصاوير كشيده شده براي شما حرف بزند . اين گونه اطلاعات به شما در تجزيه و تحليل نقاشي كمك مي كند . كودكان را به كشيدن تشويق كنيد اما آنها را مجبور نكنيد كه همين الان برايتان نقاشي بكشند. ******************************************************************* ديبايي و عزيز زاده سر گروه پايه سوم نحوه تشویق و تنبیه در ابتدا می پردازیم به تعریفی کلی از تشویق و تنبیه: تشویق: عبارتست از ارائه یک محرک خوشایند به دنبال یک رفتار مطلوب، جهت افزایش دادن احتمال وقوع آن رفتار. مثالی ساده در این رابطه: لبخند زدن معلم بعد از نوشتن کلمات صحیح توسط دانش آموز. مثالی ساده در این رابطه: سیلی زدن معلم بعد از نوشتن کلمات اشتباه توسط دانش آموز. تنبیه - نفرت تنبیه شونده از تنبیه کننده حتی اگر تنبیه شونده بداند که تنبیه به خیر و صلاح اوست. اما روشهای ملایم تری هم جهت کاهش رفتار نامطلوب استفاده می شود که در ذیل به آنها می پردازیم: - روش دیگر محروم کردن از تقویت است، یعنی فردی که رفتار نامطلوبی انجام داده برای مدتی از دریافت تقویت محروم کنیم. مثلاً: معلم ورزشی که یکی از بازیکنان را به سبب انجام عمل خلاف مقررات بازی در زمین بازی اخراج می کند و مانع بازی او می شود، اما باید توجه داشت که محروم کردن در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که فرد را از محلی که دوست دارد در آنجا بماند به محلی که دوست ندارد به آنجا برود بفرستیم. - جریمه کردن روش دیگری برای کاهش رفتار نامطلوب است. روش جریمه کردن یعنی کم کردن مقداری از تقویت کننده هایی که فرد قبلاً به دست آورده، به علت رفتار نامطلوبی که انجام داده است. برای مثال: کم کردن از نمرات امتحانی دانش آموزان در نتیجه کارهای بدی که انجام داده اند، اما نکته حائز اهمیت این است که جریمه نباید خیلی سنگین باشد. - و اما روش جبران کردن، یعنی وقتی که فرد مرتکب عمل خلافی شد از او می خواهد تا برای جبران عمل خلاف خود به اصلاح آن بپردازد. برای مثال: معلم دانش آموزی را که خرده کاغذ وخرده تراش مداد در کف کلاس ریخته است را وادار می کند تا علاوه بر جمع کردن آنها تمام کف کلاس را جارو بکشد. یادداشت برداری در کلاس آموزش، به فعالیتهای از پیش طرح ریزی شده ای گفته می شود که با هدف ایجاد یادگیری دردانش آموزان بین معلم و یک یا چند دانش آموز به صورت کنش متقابل یا رابطه دو جانبه انجام می شود. منظور از کنش متقابل، مبادله گفتار یا اعمال بین معلم و دانش آموزان است که به جریان آموزش و یادگیری جهت می دهد. لذا، هدف از آموزش کمک به ایجاد یادگیری دردانش آموزان است. اما یادگیری، موضوع مشخص و واحدی نیست، بلکه تقریبا همه فعالیتهایی که ما درطول زندگی انجام می دهیم از تجارب یادگیری سرچشمه می گیرد. تقویت انگیزه های درسی و نحوه تشویق و تنبیه: درراستای یادگیری مقوله هایی هستند که سعی شده با همت و تلاش همه همکلاسیها به آن پرداخته شود. تقویت انگیزه های درسی مهمترین عامل تعیین کننده علاقه مندی یا بی علاقگی دانش آموز نسبت به درسها و تکالیف مختلف یادگیری تجارب موفقیت آمیز یا شکست او در یادگیریهای درسهای مختلف است. یعنی اگر دانش آموز طی سالهای مدرسه همواره تجارب موفقیت آمیزی کسب کند به تدریج برعلاقه او نسبت به یادگیری دروس مختلف و کل محیط مدرسه افزوده می شود. و درنتیجه مفهوم مثبتی از خود دراو تشکیل می شود، اما اگر این تجارب غالباً با شکست توأم باشند، اندک اندک دریادگیرنده، بی علاقگی و بی میلی نسبت به دروس و مدرسه ایجاد می شود و سرانجام ممکن است به مفهومی منفی از خود و تواناییهای خود دراو بینجامد. بنابراین، بهترین راه جلوگیری از بی میلی و بی علاقگی در یادگیرنده و افزایش سطح علاقه و نگرش مثبت او نسبت به یادگیری و فعالیتهای مدرسه، فراهم کردن امکانات کسب توفیق در یادگیرنده است. - جهت ایجاد انگیزه بیشتر در دانش آموزان از معلم انتظار می رود: قبل از آغاز درس دقیقاً به آنها بگوید که چه انتظاراتی ازآنان دارد، به عبارتی معلم باید قبل از آغاز درس کلیه هدفهای آموزشی، نوع رفتار و یا مهارتهائی را که از آنان می خواهد از پیش دراختیارشان قرار دهد تا دانش آموزان پیش زمینه ای مناسب داشته باشند. - استفاده از اظهاراتی چون «خوب»، «عالی» و «مرحبا» پس از عملکرد درست دانش آموز در افزایش علاقه او بسیار مؤثر است، اما باید توجه داشت که مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد. علاوه بر اظهارات شفاهی، سایر تشویقها از جمله، تشویقهای کتبی در ورقه امتحانی ودفترچه تکالیف دانش آموزان بر یادگیری آنان اثر مثبت دارد. - از آنجا که نتایج آزمونها به صورت نمره هایی که به یادگیرندگان داده می شوند با پاداشهای اجتماعی چون تأیید معلم و والدین، ارتقاء به کلاس بالاتر، دریافت گواهینامه، امکان ورود به دانشگاه، کسب مشاغل و مواردی نظیر اینها وابسته اند، لذا نمره های معلمان دارای ارزش انگیزش زیادی هستند. بنابراین، معلم می تواند بااجرای امتحانهای مختلف و دادن نتایج حاصل به یادگیرندگان، سطح انگیزش و علاقه آنان را نسبت به یادگیری وکسب مهارتها و اطلاعات تازه افزایش دهد، اما همیشه ازاین تدابیر آموزشی باید به صورت مثبت استفاده کرد، نه به عنوان وسیله ای برای ترساندن و تنبیه کردن یادگیرندگان. - مشارکت دانش آموزان در فعالیت یادگیری یکی از عوامل مهم ایجاد علاقه و انگیزش است. یک خواننده خوب کسی است که تا جایی که ممکن است: چهارگام از خانه تا مدرسه عبور سالم از محیط خانواده به محیط مدرسه مستلزم اتخاذ تدابیری است که کوتاهی در آنها به روند طبیعی سازگاری کودک با تغییرات محیط لطمه میزند. کودک بزرگ میشود و برای بیان نیازها و پاسخگویی به خواستهها به محیط وسیعتری احتیاج دارد. زمان آن فرا میرسد که برای ایفای نقش در آینده گامهای قوی و محکمی بردارد. آنچه کودک در خانواده میآموزد، توام با عاطفه بوده و معمولا ساختار ثابتی ندارد. برخورداری از محدودیت در میان خانواده، کودک را از واقعیتها دور نگاه میدارد. درک این موضوع زمانی اهمیت مییابد که کودکان برای ورود به مدرسه، به سن قانونی میرسند. او باید یکباره از خانه راهی مدرسه شود که این امر باعث پدید آمدن مشکلاتی برای او میشود که از جمله جدا شدن یکباره از محیط اجتماعی مالوفی که طی سالها کودک با آن انس گرفته و آشنا شدن با مقررات محیط جدید یعنی مدرسه که از هر نظر با خانواده متفاوت است، همچنین تن دادن به نظم و ترتیب که لازمه فعالیتهای آموزشی است. کوشش ارادی برای درک و فهم مطالب و موفقیت در کارهای درسی نیز از دیگر مشکلات اوست که برای رفع آن باید راهکارهایی اندیشیده شود. گام اول: ورود به مدرسه یکی از مزایای مدرسه رفتن این است که استفاده از این موقعیت مناسب به کودک اجازه میدهد استقلال و امکانات خود را ارزیابی کند. در هر حال نباید رابطه کودک با محیط خانواده به یکباره قطع شود، کودک در این دوره به محیط خانواده و مواظبت و دلجوییهای والدین نیاز دارد. خانه و مدرسه در این مرحله از نظر فراهم آوردن شرایط مناسب مکمل یکدیگرند و هر یک از آنها از نظر تاثیر تربیتی نقش خاصی ایفا میکنند؛ زیرا روابط کودک و اطرافیانش در این دو محیط متفاوت است. روابط در خانه فردیتر و عاطفیتر و در مدرسه جمعیتر و منطقیتر است. خانواده باید بکوشد ضمن کنترل برقراری روابط با کودک، همچنان محبت خود را از او دریغ نکند. وقتی کودکی وارد مدرسه شد، اینک مسوولان هستند که جایگزین خانواده میشوند. گام دوم: شناخت دانشآموز محور اساسی تعلیم و تربیت دانشآموز، شناخت اوست. بر این اساس اگر برنامهها و هدفهای مختلف آموزشی در تربیت موثر نباشد، ارزش چندانی ندارد؛ زیرا نظام تعلیم و تربیت امروزه با گذشته تفاوت بسیار کرده و دیگر «معلم مدار» نیست و حرف نهایی را معلم نمیزند. بلکه محور اصلی آموزش و پرورش، دانشآموز و خواستهها و نیازهای اوست. به همین دلیل، معلم و نظام آموزشی باید بکوشند تا نیازها و مشکلات دانشآموزان را بشناسند و برنامهها و زمینههای مناسب را برای برطرف کردن مسائل آنها که ممکن است عاطفی، جسمانی، حسی، حرکتی، اجتماعی و تربیتی باشند، فراهم کنند. زیرا هر مشکل میتواند نتیجه نامطلوبی برای دانشآموزان و مدرسه به بار آورد. برای مثال، بهتر است معلمان کلاس اول، دانشآموزان را به اسم کوچک صدا کنند. این دانشآموزان به سختی مفهوم نامخانوادگی را درک میکنند و با معلمی که صمیمانه آنها را با نامی که مادر صدا میزند، خطاب کند ارتباط برقرار میکنند و ترس و دلهره از ورود به محیط بیگانه در آنها کاهش مییابد. گام سوم: توجه به تفاوتهای فردی دانشآموزان یکی از اساسیترین شاخصهها در پذیرش دانشآموزان، قبول تفاوتهای آنها در مدارس است. به این معنی که تفاوتهای فردی، یکی از اصول پذیرفته شده در تعلیم و تربیت است. به این معنی که هر شخص دارای ویژگیها و تواناییهای مخصوص به خود است. به عبارت دیگر «هر فرد» منحصر به فرد است و از تمام جهات با همنوع خود متفاوت است. بدین ترتیب جستجو و کمک برای کشف نیروی بالقوه دانشآموزان از وظایف انسانی مدرسه و سیستم آموزشی است. گام چهارم : کمک و یاری به بهبود روابط کودک با ورود به مدرسه با محیط جدیدی آشنا میشود که هم از لحاظ ساختار اجتماعی و هم از نظر توقعاتی که از اعضای خود دارد به کلی با خانواده متفاوت است. او در این مقطع، در وضع نسبتا دشواری قرار میگیرد و برای سازگار شدن با شرایط جدید تلاش تازهای از سر میگیرد. این تلاش که از جهت پاسخگویی به مقتضیات مدرسه ضروری است، شرط رشد اجتماعی کودک هم هست. سازگاریهای اجتماعی آینده کودک تا اندازه زیادی به موفقیت و شکست در این تجربه بستگی دارد. بنابراین، تربیت اجتماعی و کمک به بهبود روابط و خوی و خصلت کودکان از وظایف مهم معلمان مدرسه ابتدایی است. معلم باید بکوشد با ارائه رفتار پسندیده، اخلاق مبتنی بر قاعده را به دانش آموزان بیاموزد؛ زیرا در این نوع اخلاق آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد صدق، تعاون و عدالت است. عدالت بخصوص محور اخلاق شاگردان دبستان است تا آنجا که آموزگاری که عدالت را رعایت نکند، خیلی زود در نظر شاگردان خوار و خفیف میشود. یک معلم خوب میتواند پیونددهنده دانش آموزان باشد. با شگرد «جابهجایی» خیلی زود همه دانشآموزان کلاس با هم دوست و همراه میشوند. به این معنی که نه تنها یک نفر با کنار دستی خود صمیمی میشود که به نوبت، با همه ارتباط دوستانه برقرار میکند و در میانه سال یک دانش آموز به تعداد نفرات کلاس دوست صمیمی دارد. برگزاری جشنهای تولد در کلاس درس به ماندگاری و صمیمیت دانشآموزان کلاس اول کمک بسیاری میکند و با همه وجود او را مایل به ماندن در مدرسه میکند. حتماً شما هم وقتی در حیاط مدرسه قدم می زدید، شور و نشاط وصف ناپذیر دانش آموزانی را که در دسته های چندین نفری مشغول بازی هستند می بینید. همین بازی های دسته جمعی و سرشار از نشاط و هیجان می توانند به ابزار کمک آموزشی برای شما تبدیل شوند. حتی بعضی از موضوعات درسی، قابلیت تبدیل شدن به یک بازی مهیج را دارند. بد نیست ا یا 2 جلسه از کلاس درس تان را در کل یک سال تحصیلی به اینگونه بازی ها اختصاص دهید. در زیر چند مثال از بازی هایی که ما در کلاس، نمایشگاه، یا کارگاه های مختلف امتحان کرده ایم آمده است: • مار و پله کسوف! بازی نیم بل •منچ و ... بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت میکنند، مانند سایر کودکان بازی میکنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار میکنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار میکنند به خوبی انجام میدهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه میروند و میخواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی میشوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بودهاند. اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر میگیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود. علل بروز اختلالات یادگیری ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بودهاند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است. عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است. عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری شواهدی در دست است که نشان میدهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانوادهها بیش از دیگران دیده میشود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونهای حاکی از نشانههای عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی بردهاند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند. عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری میشوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید. عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری اختلالات یادگیری برخی کودکان میتواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است. از عوامل هنگام تولد میتواند به مواردی چون: از عوامل بعد از تولد عبارتند از: عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح میتواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر میرسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفتهاند. انواع اختلالات یادگیری کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینههای زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینههای فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینههای یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد. درمان اختلالات یادگیری هر چند اختلالات یادگیری اصولا مسالهای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود میجویند و بدین ترتیب میکوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوههای درمانی رایج بر این اساس میتوان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد. راهنماي زير تنها راه نوشتن طرح درس نيست، بلکه مروري کلي بر مهمترين و کليدي ترين نکات پديد آوردن طرح درس است. با دنبال کردن گام به گام راهنمايي هاي زير مي توانيد علاوه بر درست کردن طرح، شرح هر يک از اجزاي طرح درس را نيز ياد بگيريد. 2 و : حالا بچه ها بايد يک خط زير عدد 3 بکشند، به اين شکل : 2 ز : از دانش آموزان بپرسيد با چند تا مکعب شروع کرده بودند، چند تا به آن اضافه کردند و در آخر چند مکعب دارند. مي خواهيد دانش آموزانتان چه چيزي را بدانند يا قادر به انجام چه کاري باشند. انتظار داريد دانش آموزان چه دانش، مهارت، استراتژي يا رفتاري را بياموزند. دانش آموزان چه محتوا يا مفهوم مهمي را ياد مي گيرند؟ در اين باره به چه استانداردهايي بايد مراجعه کرد؟ چرا بچه ها بايد به اين موضوع علاقه نشان دهند يا آن را بدانند؟ چه سؤالات بحث برانگيزي در مورد اين درس وجود دارد؟ چه سؤالاتي دانش آموزان را کمک مي کند تا بر جنبه هاي مهم موضوع تمرکز کنند؟ از چه ابزارهايي براي ارزشيابي استفاده مي کنيد؟ دانش آموزان چگونه در ارزشيابي مشارکت خواهند کرد؟ چگونه خود را ارزيابي مي کنند؟ تکنولوژي چه نقشي در ارزشيابي خواهد داشت؟ کداميک از نيازها، علايق و دانسته هاي قبلي دانش آموزان مي تواند مبنايي براي اين درس باشد؟ ممکن است دانش آموزان با چه مشکلات مفهومي اي روبرو شوند؟ چگونه مي توان اين درس را به ساير موضوعات درسي مرتبط کرد؟ چگونه مي توانند دانش و مهارت بيندوزند، دانايي، توانايي و خلاقيت خود را نشان دهند و يادگيري را مديريت کنند؟ به چه دلائلي مي توان گفت اين درس چالش برانگيز، بين رشته اي يا ويژه است؟ استفاده از تکنولوژي چگونه به يادگيري دانش آموزان کمک مي کند؟ محيط اطرافتان چه اثري بر يادگيري اين فعاليتها دارد؟ نقش شما چيست؟ نقش دانش آموزان در يادگيري درس چيست؟ نيازهاي دانش آموزان را چگونه برآورده مي کنيد؟ اين درس براي يادگيري فردي چه تغييراتي بايد بکند؟ چگونه از منابع اضافي استفاده مي کنيد؟ آيا به حضور اشخاص ديگر هم در کلاس نياز هست؟ چرا قصه می گویی؟ چطور در کلاس مان قصه های جذاب تعریف کنیم. چند ایده برای امتحان کردن: استراحت کوتاهی برای خودتان در نظر بگیرید. هنگامی که استراحت میکنید، اکسیژن بیشتری به مغزتان میرسد. بلند شوید و برای چند دقیقه در اتاق قدم بزنید. وقتی ما برای مدت طولانی مینشینیم، خون بدن ما به دلیل نیروی جاذبه ، به طرف پایینترین نقطه بدنمان ، یعنی پاها کشیده میشود. ماهیچههای ما همانند یک پمپ عمل میکنند و هنگامی که ما راه میرویم، خون را بطور یکنواخت به سرتاسر بدن ما میرسانند. در نتیجه ، اکسیژن بیشتری به مغز میرسد و باعث احساس شادابی و نشاط در بدن میشود. ابتدا تخمین بزنید که برای هر درس چند ساعت در هفته نیاز به مطالعه دارید. سپس یک جدول زمانی شامل تمام کارهایی که باید درطول هفته انجام دهید، تهیه کنید. مثل کلاسها ، جلسات ، غذا خوردن ، لباس شستن و غیره. آنگاه یک زمان ویژه برای درس خواندن در جدول قرار دهید. حالا وقتی درسی را مطالعه میکنید، نگران درسها و کارهای دیگرتان نیستید. چون میدانید که وقت کافی برای همه آنها دارید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عوامل باز دارنده و بالنده در روند فعالیتهای هنری دانش آموزان همواره در هر کاری عواملی هستند که به رشد و بالندگی کودک کمک می کنند که آن عوامل را عوامل بالنده می نامیم و عواملی هستند که سد راه رشد و شکوفایی ،خلاقیت و نو آوری شده و پایه های اصولی تعلیم و تر بیت را و متزلزل می سازند . اگر چه این کج روی ها در مسائل آموزش و پرورش در دراز مدت مشخص می شود ،واینها عوامل باز دارنده نامیده می شود. عوامل بالنده ***************************** 1-فعالیت آزادانه در مورد هر موضوع که دوست دارند . 2- انتخاب ابزار توسط کودک 3- ورود به دنیای کودکان و نگاه ارز دریچه ی هنر کودک به آثار و فعالیت های او 4- احترام گذاشتن و ارزش و اهمیت دادن به آثار و فعالیت های هنری کودکان 5- توجه به نیاز های بر خواسته ارز وجود کودکان 6- زمبنه سازی و ارایه نرمش های فکری و روحی به دانش آموز جهت انجام فعالیت ها 7-نظارت آگاهانه به فعالیتهای کودکان کودک و هدایت غی ر مستقیم آنان 8-تو جیه کودک در مواردی که آنجه تو می خواهی غیر از خودت هیچکس نمی تواند بکشدو اگر هم بکشد آن نقاشی خواسته ی تو نیست بلکه خواسته آن کس است که آن را کشیده است . 9-آموزش رنگها بر اساس تجربیات کودک به طور غیر مستقیم 10- آموزش فرمها بر اساس تجربیات کودک به طور غیر مستقیم 11-آموزش غیر مستقیم تکنیکها بر اساس نیاز کودکان 12-رها ساختن افکار کودکان از قوانین و قرار دادهای مربوطه 13- دادن فرصت اظهار نظر به کودک در مورد اثر خود و دیگران عوامل باز دارنده ********************** 1_ دادن موضوع مشخص برای کودکان جهت فعالیت های هنری 2- تحمیل ابزار کار برای کودک 3- نگاه بزر گسالانه به آثار و فعالیت های کودکان 4- نمره دادن به کارکودکان 5- تحمیل خواسته های خود به کودکان 6- ارایه الگو و مدل برای فعالیت های هنری کودکان 7- دست بردن در کار کودک 8-کشیدن نقاشی های خواسته شده از سوی کودکان 9- آموزش مستقیم رنگها 10_آموزش مستقیم تکنیکها 11-آموزش تکنیکها و فعالیت های هنری پیش از نیاز کودکان 12- وادار کردن برای کودک از برای پیروی از قوانین 13-تفسیر آثار هنری برای کودکان توسط معلم و بزرگتر روشهاي تدريس شناخت نظريه ها در تدريس بعد از تجزيه و تحليل مفهوم تدريس اينك به اين نكته اشاره ميكنيم : آيا تدريس و فعاليتهاي معلم در كلاس مبتني بر يك اصول نظري است يا نيست هرگونه كه من معلم تصميم گرفتم، ميتوانم حركت كنم. يا نه. يا آيا شناخت نظريه هاي يادگيري در روانشناسي كافي نيست براي معلم. آيا اين نظريه ها را بشناسد باز نياز به نظريه هاي تدريس دارد. اين طرز تلقي در گذشته وجود داشت ولي در چند دهه اخير در دنيا تعليم و تربيت. گروهي بر اين باورند اگر چه نظريه هاي يادگيري به ما كمك ميكند به عنوان يك معلم ولي شناخت خود نظريه هاي و يافته هاي علمي تدريس براي معلم بسيار مفيد و مؤثر است. و حتي ميتوانيم بگوييم نظريه هاي تدريسي و نظريه هاي يادگيري مكمل يكديگرند. و هر يك از آنها حمايت ميكنند فعاليت ديگري را اگرچه ما در جهان تعليم و تربيت امروزي متأسفانه خيلي رشد نسبت به نظريه هاي يادگيري در نظريه هاي تدريس نداشتم . افراد زيادي مثل كيس ، لاندا و .... كار كردند و دارند كار ميكنند . اما معلمين در جهان امروز خيلي با اين نظريه ها آشنايي نداريم و فرصت تحليل هم وجود ندارد . من فقط يك اشاره ميكنم . ما گاهي در كتابهاي درسي، در سخنرانيها و درسها ميگويم . آقا روشهاي تدريس تجويزياند نه تحليلي، گاهي بسياري از عزيزان متوجه نميشوند و حتي در بخشي از كتابها مهارتها كه اشاره شد. اغلب دانشجويان از من سؤال ميكنند آقا اين چيست ؟ من يك توضيح كوتاهي تحت عنوان نظريه هاي همانند يا نظريه هاي تلفيقي در اين بخش اشاره خواهيم كرد. ببيند شما در فرآيند آموزش يك محتوا داريد يك برنامه درسي داريد و يك هدف . محتواي درسي ما را كداميك از يافته هاي علمي و مطالعات تشكيل ميدهد، ما چيزي را ميتوانيم در محتواي آموزشي خود بگنجانيم و براساس آن ديدگاه هنجاري. آيا همه چيز قابل آموزش است. نه ما يك سري تحقيقاتي در جهان فلسفه داريم . البته عزيزان نبايد با روش تحقيق تأمل و اشتباه نكند. ميماند. مطالعات توصيفي ما مطالعات توصيفي داريم مطالعات توصيفي دانش بشري در طول تاريخ هستند در زمينه فيزيك، شيمي، تاريخ و ادبيا ت در واقع با زبان ساده ميگويم . مطالعات توصيفي مطالعاتي هستند كه بدنبال هستها هستند. يعني قوانين موجود در طبيعت را كشف ميكنند. مخصوصاً در علوم و .... من كتاب فيزيك را ميخواهم بنويسم .محتواي فيزيك را ميخواهم تدريس كنم. حق ندارم هرچه به نظرم آمده بنويسم. و چه يافته هاي وجود دارد تا اين لحظه، با آن توجه به عدم قطعيت . سؤال اينجاست. من چه درسي ميخواهم بدهم . مثلاُ فيزيك. چه نوع اطلاعاتي را آنكه معارف بشري در مورد فيزيك به من ميدهد ؟ سؤال اينجاست. آيا من تمام يافته هاي را در كلاس خاص كاربندم ، نه خير من بايد برنامه درسي براي فيزيك تهيه كنم . براي چي؟ تا به آن اهداف كه خود در نظر گرفتم . به آن برسم . اهدافي كه ما تعيين ميكينم در آموزش به آنها ميگوييم مطالعات ارزشها و هنجارهاي آموزش . بنابراين ما ميبينيم اهداف آموزش از جامعهاي به جامعهاي فرق ميكند. حتي فكر نكنيد تنها اهداف فلسفي باشد . حتي علمي باشد ، اهداف علمي .من ميخواهم فيزيك درس بدهم . اهدافي كه در فيزيك و علوم يك درس نوشته شد. با اهداف يك جامعه ديگر فرق دارد. بنابراين من مقداري از اين محتواي علمي را كه محصول تحقيقات توصيفي هستند. ميخواهم براي رسيدن به آن اهداف استفاده كنم. بنابراين من ناچارم تجويز كنم اسم اين نوع مطالعات مثلاً مطالعات برنامهريزي را ميگويم تجويزي است. چرا؟ من از يك قسمتي برداشت ميكنم براي رسيدن به هدف خاصي . مثال ساده: مثلاً پزشك آنتيبيوتيك را براي عفونت تجويز ميكند .! آيا به نظر شما به همه بيماران عفوني بطور يكسان آنتيبيوتيك تجويز ميكند. به هيچ وجه شرايط و وضعيت آن را حساسيت آن را ميبيند و شايد حتي آنتيبيوتيك تجويز نميكند . اين مشكل در ماهيت آن آنتيبيوتيك نيست. ما نميگويم آنتيبيوتيك غلط است. برنامه درسي هم همين جوري است. برنامه درسي ، يك برنامه درسي را اگر عوض ميكنيم و تغيير ميدهيم از يك منطقه به منطقه ديگر ميگوييم بايد فرق داشته باشد . به معناي غلط بودن برنامه درسي نيست . برنام مطابق با نيازهاي آن منطقه و نيازهاي آن بايد باشد. بهمين دليل ممكن است برنامه هاي درسيمان امسال باسال ديگر فرق داشته باشد. پس آن قسمت از محتواي تحقيقات توصيفي را كه ما به كار ميگيريم . در يك پايه يا رسيد ن به تعداد ي از اهداف به آن ميگويم برنامه درسي. پس برنامه درسي تجويزي است . ما نميتوانيم يك برنامه تنظيم شده در آموزش و پرورش در عرض بيست سال اجرا ميكنيم اگر چه در كتابهاي ما بابا آب داد. نان داد. آمده بيچاره مادرها اگر نان بهدهند در كتابهاي اشاره نميشود ( طنز است.) پس آيا ما در علوم تربيتي در آموزش در تدريس علمي داريم ، دانشي داريم كه اسم مطالعات توصيفي را روي گذاريم : هستها را فقط مطالعه كند. روش هم روش تجربي تعطيل است . نه فقط ذهني در روانشناسان يادگيري بر روي حيوانات در آزمايشگاه اول كاري ميكنند در پزشكي هم همين كا را ميكنند نتيجه آن را ميآيند روي محيطهاي آموزشي تأمين ميدهند. پس ميتوانيم بگوييم در فرآيند يادگيري علم روانشناسي يادگيري و به تبع آن روانشناسي تربيتي يك دانش و مطالعه توصيفي است. بدنبال هست است. روش روش تجربي، تحليل است به قول بعضيها فاقد ارزشهاست. اينجوري ياد ميگيرد. كاري به خوب و بد ندارند .بعد ميخواهيم براساس اهدافي در كلاس بچه ها را به آن اهداف برسانيم كه آيا ميتوانيم از روانشناسي توصيفي جهان را مورد مطالعه قرار دهيم . بله . پس بنابراين در ضلع مقابل اين در جدول مطالعات آمد. مطالعات هنچاري اهداف جزء ارزشهاست . و بعد معمولاً متد لوژي مطالعات هنجاري تجربي نيست، عقلاني تحليل است. ارزشي است. عقلاني تحليل است . ارزشي است . عقلاني تحليل است ارزش است، مثلاً درس فلسفه تربيت وقتي ما بحث ميكنيم . نميآيد مثلاً آزمايش كند. فلسفه تعليم و تربيت ميگويد چگونه بايد حركت كنيم و به چه اهدافي بايد برسيم. روانشناسي تربيتي ميگويد انسان اين جوري ياد ميگيرد. فلسفه ميگويد اينها را بابد ياد بگيريم . اينها مغايرتي با هم ندارند اين ناظر برهست و ديگري ناظر بر بايدهاست. اهداف جزئي رفتاري بايد ما را سوق بدهد به آن ارزش نهايي ك فلسفه تعليم و تربيت به ما ميگويم. حالا ما به عنوان معلم و مجريان يك برنامه ، ميخواهيم از اين هست استفاده كنيم و به آن بايدها برسيم، به قول انگليسيها از اين ايزنسها استفاده كنيم در جهت رسيدن به آن « آونسيا» يا بايدها ... كدام علم ميتواند اين كار را انجام بدهد. همان مطالعات تجويزي. آنچه كه من اشاره كردم . دوستاني در تكنولوژي آموزشي خواندند . به اين نكته كمتر توجه كردند. برنامهريزي درس، دانش طراحي،تكنولوژي آموزشي اينها تماماً مطالعات تجويزي است. يعني به ما چگونگي اسفاده از اين هستها و از اين دانش بشري را در جهت رسيدن به اهداف كمك ميكنند. سؤال حضار : درخصوص تجويري يا توصيفي آيا ميتوانيم بگويم.در الگوهاي يادرگيري چون ثابت است ما نميتوانيم تغيير بدهيم . ناچاريم آن را توصيف كنيم . نميتوانيم بگوئيم يادگيري همان است كه در وجود اين موجود وجود داشته است. و به همان طريق كه از قبل بود . بايد ياد بگيريد، يادگيري سبك است. در ارگانيسمها و آدمهاي مختلف سبك يادگيري فرق ميكند. ممكن است يك با تقويت مثبت بيشتر و يكي از طريق شناخت راحتر ياد بگيرد. اين سبكها وجود دارد يعني جز هستها است، انسان اين جوري ياد ميگيرد. اگر تقويت كنيد انسان ياد ميگيرد . اگر سؤال ايجاد كنيد به فكر ميپردازد. ما از اين هستها . مثل اينكه آقاي نيوتن جاذبه زمين را كشف كرد. جاذبه زمين را بوجود آورد. يك روانشناسي شيوهاي تربيتي را كشف ميكند « همه وضع كند.» اما فلسفه يا ارزشهاي جامعه را وضع ميكند براساس اهداف خود ما تناقضي نميبينيم. ما از اين هستها استفاده كنيم براي رسيدن . سؤال : پس ميتوانيم بگويم به اندازه معلم ميتوانيم روش تدريس داشته باشيم . به اندازه شاگرد ميتوانيم روش تدريس دداشته باشيم . چون هر شاگردي در سبك خاص خود را دارد . بنابراين در اينجا : كار يك تكولوژيست كار يك برنامهنويس و كار يك معلم كه عمل تدريس را انجام ميدهد به عنوان يك صاحب نظر تجويزي، يك صاحب نظري كه هم مسلط بر يافته هاي علمي و هم مسلط بر اهداف و ميآيد واز آن يافته ها براي رسيدن به اهداف استفاده ميكنيم. ببينيد كلمه تدريس را من بگويم آيا جز مطالعات تجويزي است يا توصيفص يا هنجاري پايه ها است ماهيت توصيفي است. در جلسات قبل گفتيم: « تا تعامل نباشد يادگيري صورت نميگيرد، تا ارتباط نباشد تعامل صورت نميگيرد. » اصلاً يادگيري يك دادوستد علمي است. يك مقابله و يك تجربه است با محيط. اين يك اصل است. سپس معلم بايد آن تعامل را در نظر بگيرد. حالااز چه نوع تعاملي استفاده كنيم؟ آيا هر تعاملي ميشود. مثلاً آيا كشيدن گوش يك فرد، يا مثلاً يك رفتار غيرحرفهاي يك معلم با شاگرد كه انجام ميدهد ، معلم ميگويد: « من تعامل دارم برقرار ميكنم. » نهخير، هر تعاملي را من نميتوانم، ما معيارهاي حرفهاي، يافته هاي علمي داريم در زمينه تعامل، معلم حتي معيارهاي حرفهاي، حتي هنجاهاست در تمام دنيا است. معلم يك ويژگي خاص دارد. نميتواند هر اقدامي را در كلاس دنبال كند. اما ما آن قسمت از تعامل را كه براي ايجاد، گستر و زمينه يادگيري فراهم ميكنيم به آن روش تدريس ميگويم بنابراين روش تدريس جزء مطالعات تجويزي است. نظريه هاي تجويزي بحث مفصل دارد. چه نظريه ها ريه ها تجويزي هستند چون رويكردي به آينده دارند، راهنماي عمل هستند ميخواهند، جهت بدهند. روش تدريس از نظر نظريهپردازي، نظريه تجويزي است. يعني چه اگر مسوولي بخشنامه كرد كه اين روش را در همه جا بايد استفاده كرد. من خيلي دوستانه ميگويم كه ايشان آشنايي با اين مفاهيم ندارند. سؤال حضار: آيا روشهاي يادگيري تجويزي هستند؟ روشهاي يادگيري تجويزي نيست جز هستها و جزء قوانين طبيعت است در ذات و متهينها نوفي ويژگي است كه از طريق تقويت ياد ميگيريم. از طريق جريمه، از طريق شناخت، تفكر، حل مسأله و.مخصوصاً درمورد انسان كه اكثر يادگيري براساس حل مسأله محور تفكر صورت ميگيرد كه روانشناسان شناخي تأكيد بسيار دارند. لذا حداقل اين را ياد بگيريم . كه ما ؟؟ نيز روش را در همه جا نميتوانيم بكار بگيرم. گاهي من در يك كلاي يك روش خاص را بكار ميگيريم و بسيار موفق بودهام . اما در ترم بعد سال بعد همين روش را ديگر براي گروه ديگر كارآيي ندارد ...... بنابراين روشهاي تدريس من با تو فراگير با توجه به محتواي درسم و امكانات شرايط و با توجه به هدفهاي من آنها را بايد تعين كنم . گاهي بجاست كه ما چه كاركردهايي را براي تدريس انتظار داريم و چه عواملي در تدريس مؤثرند، جزء كاركردهاي تدريسينه . آيا تدريس بايد در شاگرد ايجاد انگيزه كند؟ آيا تدريس بايد اطلاعاتي را منتقل كند يا نه؟ بله. اين كه ميگويم انتقال نه فقط از طرف معلم باشد. اين يكي از روشها. منبع به آن معرفي ميكند و ادار تحقيق و مطالعه كند تا بتواند دانش روز را بدست بيآورد ، در اين يكي از كاركرد تدريس است، يك تغيير رفتاري به معناي عام ايجاد كند . براي اين من بايد ايجاد انگيزه كنم . مثل اين است كه خانمها يك دستگاه آب ميوهگيري ميخرندو ميگويند آقا اين چه كاري انجام ميدهد. من ميگويم فردي كه تدريس ميكنم و معلم است بايد ايجاد انگيزه كند، حالا چگونه و چه مشكلاتي دارد. آن بحث جداگانهاي دارد. ولي بهرحال جزء وظايف من است انتقال اطلاعت جزكار كرد تدريس است، به جريات انداختن اطلاعات، پردازش اطلاعات. من نبايد فقط اطلاعات را انباشت كنم. در ذهن شاگرد من بايد شاگرد را وادار كنم با آن اطلاعات تمرين كند، كار كند . مثل آب، جوششيرين بريزم خمير نميشود من بايد بورزم . من بايد پردازش كنم. پس پردازش اطلاعات به جريان انداختن اطلاعات جرو كاركرد تدريس است. ذخيره سازي اطلاعات، مقداري از اطلاعات بايد در حافظه بلند مدت فرد انباشت و ذخيره شود. اما نه از طريق حفظ و تكرار، وقتي گفتم به جريان انداختن اطلاعات و پردازش اطلاعات يعني معنادار كردن اطلاعات و با ذخيرهسازي بدون معنا فرق دارد. انتقال اطلاعات. شايد اين اطلاعات معناي ديگري دارد . ترانسفر كردن، كاربرد اطلاعات فرد بتواند آنچه ذخيره را كرده در موقعيت جديد آن را بكار گيرد و در زندگي بكار گيرد. نه مؤقعيت تصميم كلاس و تمرينهاي كلاس . من گاهي اطلاعات را حفظ ميكنم . مثلاً ميدانم گياهان به آب و نور، نياز دارند. اما ميدانم ببينم گلدان خونه ما دارد زد ميشود. اما نميآيم آن را به محلي نور كه مضر دارد منتقل كنم. هنوز به مرحله كاربرد نرسيدم . بنابراين وظيفه هر معلم است كه فرد را از مرحله ذخيره سازي به مرحله انتقال كاربرد برساند. و حتي كنترل و هدايت فرد است، يعني يادگيري من، هدايت من و تدريس و آموزش من باعث شود از فرد شخصيت بسازد كه من انتظار آن راداشتم. اين تغيير است. اين كنترل، كنترل از بيرون نيست. بقول معروف : رشته اي در گردنم افكند، دوست ميكشد هرجا كه خاطرخواه اوست. ... من معلم از نظر علمي و شخصيتي الگو بايد باشيم كه گرايش من، نگاه علمي من نگرش او را تحت تأثير قرار بدهد. يكي از كار كردهاي بسيار مهم تدريس است. اما عواملي كه روي اين اثر ميگزارد خود معلم و تدريس معلم .... هر ويژگي بايد داشته باشد هم محبوبيت و هم مقبوليت كه از نظر علمي بچه ها قبولش داشته باشد. اگر معلم از اين دو ويژگي فارق باشد. اثر مطلوب را نخواهد داشت، ويژگي شاگردان چگونه ؟ اثر ميگزارد. بهرحال مخاطب من همه يكسان و يكدست نيستند. خانواده و تربيت او ، امكانات، او، تواناييها و همه بر تدريس من اثر دارند. برنامه هاي درسي، زمان، زمان يكي از عوامل فشار را در تدريس است. من اگر توليد ؟؟ را در زمان محدود پس ناچار ميشود بعضي ار قسمتها و فعاليتها را حذف كنم . ساختار نظام آموزشي و مديريتي. شما فكر ميكنيد مدير مدرسه، مسوول منطقه و مسؤلان اجراي بخشنامه ها اثر ندارند، در كار معلم فوقالعاده اثر دارند. تجهيزات و فضاي آموزشي، من در يك جا امكانات آزمايشگاهي و كتابخانه دارم ، در يك جا هيچ چيز ندارم اينها عوامل هستند كه در تدريس معلم چه در درون سيستم و چه در بيرون سيستم اثر ميگذارند. تازه به همينها محدود نميشود. عوامل مختلفي هستند، كه آرزو ميكنم معلم ما عوامل را شناسايي كنند و آنجا كه قابل كنترل و دستاوردي هستند، تغيير بدهند. و حتي به اعتقاد من اگر به عواملي كه خارج از كنترل است بگذاريم كنار، فقط در خودمان نگاه كنيم. آن چيزهايي كه در خودمان است و است، كاري كنيم ميتوانيم معلم موفقي باشيم.
نحوه
صحیح برنامه ریزی و استفاده درست از زمان انجام دادن تکالیف مدرسه و
چگونگی کمک به کودکان برای کمک بیش از حد به کودک باعث می شود که او برای
همیشه از گفتن این جمله که:" من این کار را کرده ام " محروم شود و فقط به
جای آن بگوید: " مادر آن را برای من انجام داد." بهبود شیوه درس خواندن،
در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
ممکن
است در بسیاری از خانواده ها زمان انجام دادن تکالیف، هم برای فرزندان و
هم اولیا، پر از اضطراب و نگرانی باشد. تحقیقات به وضوح نشان می دهد که
انجام دادن تکالیف نه تنها در یادگیری فرزندان مؤثر است، بلکه مهارت هایی
را که آن ها برای موفقیت در مدرسه و زندگی لازم دارند، بالا می برد. مهارت
هایی مانند سازمان دهی امور، حل مشکلات، تمرکز حافظه، تنظیم هدف و پشتکار
در کارها از این جمله است.

چند راهنمایی برای موفقیت کودکان در زمینه انجام دادن تکالیف
نقش
خود را در مقام یک کمک کننده و نه یک شخص فعال و انجام دهنده تکالیف تشخیص
دهید. گاهی اوقات ممکن است برای جستجوی راههایی جهت موفقیت فرزندانمان،
زحمت زیادی متحمل شویم و به او کمک اضافی برسانیم. اما باید مطمئن بشویم
که خود او کارش را انجام می دهد. زیرا یکی از عوامل رشد اعتماد به نفس این
است که در یابیم کاری را که باعث سربلندی ما می شود، انجام داده ایم.
• به
سعی و تلاش کودک خود اهمیت بدهید و فقط نتیجه نهایی را در نظر نگیرید.
کودکان باید اهمیت سخت کوشی را یاد بگیرند. انجام دادن تکالیف این فرصت را
برای شما فراهم می آورد که پشتکار او را برای انجام دادن کارهایش تقویت
کنید. چند شعار سازنده نظیر " تسلیم نشو" یا " تا وقتی که موفق نشده ای ،
آرام نگیر" یا " ما، در خانواده، کاری را که شروع کرده ایم به پایان می
رسانیم" را در خانواده خود ملاک قرار دهید. ویژگی مهم برای انجام دادن
تکالیف القای پشتکار به کودکان است و تنها کاری که باعث می شود آن ها کوشش
را با ارزش بشمارند، تأکید پیوسته ما بر این گفته نیست که:" مهم این است
که فقط شروع کنی؛ بلکه باید کارت را به پایان برسانی."
کمک
بیش از حد به کودک باعث می شود که او برای همیشه از گفتن این جمله که: "
من این کار را کرده ام " محروم شود و به جای آن فقط بگوید: " مادر آن را
برای من انجام داد."
•
تأکید کنید که انجام دادن تکالیف، وظیفه اوست و نه شما. در برابر این
وسوسه که در کنار او بنشینید و تکالیف را با هم انجام دهید، مقاومت کنید و
فقط زمانی که واقعاً نیاز داشت، یاری اش دهید. اگر کودک شما مشکلاتی دارد،
به او کمک کنید تا از طریق مسأله های ساده ای که طراحی می کنید، متوجه
مشکل خود بشود. سپس کار را مرحله به مرحله پیش ببرید و سعی و تلاش او را
برای انجام دادن آن ها زیر نظر بگیرید. از او بخواهید تکالیف کامل شده خود
را در پایان هر قسمت به شما نشان دهد. این نیز راهی است تا مطمئن شوید که
فرزندتان دستور العمل ها را به طور صحیح انجام می دهد یا هنوز حتی در
جزئیات به شما متکی است.
•
تکالیف را به قسمت های کوچک تقسیم کنید. قسمت بندی تکالیف به ابعاد کوچک
معمولاً برای کودکانی که در پی گیری کارها کم حوصله اند یا برای توجه به
مطالب تمرکز کمی دارند یا برای انجام دادن درست کارها زیادی نگران اند،
مؤثر است. به کودک خود بگویید قسمتی از کار را در زمان معین انجام دهد و
در پایان هر قسمت، استراحت کوتاهی بکند می توانید حجم قسمت ها را بیشتر
کنید تا اعتماد به نفس کودکتان بیشتر شود.
•
برنامه ای با موافقت یک دیگر تنظیم کنید و ساعات انجام دادن تکالیف را در
آن مشخص سازید و حتماً به آن عمل کنید. حتی بهتر است این برنامه را در جای
قابل مشاهده ای نصب و باهم امضا کنید. بسیاری از کودکان پس از بازگشت از
مدرسه احتیاج به استراحت دارند. برخی دیگر دوست دارند بلافاصله مشغول کار
شوند. بهترین زمان را برای انجام دادن تکالیف فرزندتان پیدا و بکوشید آن
را تقویت کنید. کشیدن یک صفحه ساعت، که زمان انجام دادن تکالیف را نشان می
دهد، برای کودکان کوچک تر بسیار مفید است.
منبع
www.farzand.com
مجله رشد آموزش ابتدایی، شماره 6

درس اول: روش تدريس خدا
منبع:اقداماتي كه قبل از شروع تدريس بايد انجام داد
مراحل اجراي روش همياري
8- دادن تكاليف به دانش آموزان براي حل كردن به صورت مستقل انفرادي
از این گذشته ، این مهارت ها بسیار ابتدایی هستند و تقریبا هر کسی می تواند با تمرین و ممارست در آنها مهارت پیدا کند . در ذیل ۶ نظریه اثبات شده از کارشناسان مختلف برای افزایش قدرت یادگیرتان آمده است :
۱) ابتدا به تصاویر بزرگ نگاه کنید :
وقتی می خواهید مطلب جدید و نا آشنایی را بخوانید ، خود را مستقیما درگیر آن مطلب نکنید . اگر ابتدا نگاهی اجمالی به مطلب بیاندازید می توانید حافظه و درک مطلب خود را افزایش دهید . به عناوین فرعی ، زیر نویس عکسها و خلاصه هایی از متن که دردسترس هستند نیز نظری بیافکنید . اگر می خواهید کتاب بخوانید ابتدا به فهرست و مقدمه کتاب نگاهی بیاندازید . تمام این پیش زمینه ها به شما کمک خواهند کرد تا آنچه که می خواهید در ذهنتان تثبت شود .
۲) سرعت مطالعه خود را کاهش دهید و مطالب را با خود تکرار کنید :
گرچه ممکن است سریع خواندن مطالب ، آسان خوب و مفید باشد ، اما آهسته تر خواندن مطالب پیچیده و دشوار می تواند به طور موثری به یادگیری تان کمک کند . دو تن از نویسندگان کتاب (حل مشکل و درک مطلب ) سه تفاوت اصلی میان چگونگی مطالعه دانش آموزان خوب و دانش آموزان بد را بررسی کرده اند :
دانش آموزان خوب مطالب را با صدای آرام یا بلند بیان می کنند. آنها سرعت مطالعه خود را پایین می آورند و کلمات را همان طور که می خوانند ، تکرار می کنند و به آنها توجه می کنند .
دانش آموزان خوب وقتی با مشکلی مواجه می شوند خود به خود آن مطلب را آنقدر تکرار می کنند تا بفهمند. در مقابل دانش آموزان ضعیف اگر مطلبی را برای بار اول نفهمند آن را رها کرده و بقیه مطلب را می خوانند .
دانش آموزان خوب فعالانه با اطلاعات جدید رابطه ای نزدیک برقرار می کنند. آنها در مورد آنچه که می خوانند تفکر می کنند و توضیحی برای آن می خواهند و به آن مسلط می شوند .
درسال ۱۹۷۹ فردی به نام «ویمبی» روش مطالعه آهسته و با صدای بلند را طی یک دوره آموزشی ۵ هفته ای برای زبان آموزان مبتدی در دانشگاه xavier در «ینواورلئان» آشنا کرد . ۱۷۵ زبان آموز از این روش استفاده کردند . درک مطلب بیشتر این دانش آموزان ۲ نمره افزایش یافت و نمرات امتحان آمادگی دانشگاهی اکثر آنها نیز بیش از ۱۴ درصد افزایش نشان داد .
۳ ) تمرین روشهای تقویت حافظه :
تمام روشهای تقویت حافظه را فنون تقویت حافظه می نامند . در این روشها مطالب جدید به صورت فرمولی ساده تر و قابل فهم تر در می آیند . یکی از روشهای تقویت حافظه ، بکار گرفتن حروف ابتدای کلمات است . مثلا برای اینکه بتوانند اسامی ۵ سیاره اول منظومه شمسی (تیر- ناهید – زمین – مریخ –مشتری ) به ترتیب یاد بگیرید با حروف اول نام هر سیاره کلمه ای بسازید و این کلمات را در جعبه ای قرار دهید مثل ( تمام نیازهای زمینی مردم مادیند ) .
روش دیگری برای تقویت حافظه استفاده از تصاویر است . این ترفند شامل ابداع سرنخهای بصری به منظور فهم مطالب نا آشنا است . برای فهم این روش مثال ساده ای می زنیم . معادل کلمه خروس در زبان انگلیسی« rooster» است .
تلفظ کلمه «roostar» شبیه کلمه فارسی روستا است . در ذهنتان می توانید خروسی را تجسم کنید که در روستا راه می رود !
با این روش تصویر روستا ،« roostar» و خروس همیشه در ذهنتان خواهد ماند .
تنها ترفند تقویت حافظه که قبلا توسط محققان رد شده بود امروزه به عنوان روشی موثر برای بالا بردن حافظه محسوب می شود . در این روش دو یا حتی سه برابر مطالب جدید امتحانی را می توان به خاطر سپرد . حافظه خوب کلید همه روشهای ادراکی است و آن چیزی است که می توان با تمرین و ممارست بدست آورد .
تحقیقات ادراکی نشان می دهند که ما دو نوع حافظه داریم : حافظه کوتاه مدت و بلند مدت. حافظه کوتاه مدت ۳۰ تا ۶۰ ثانیه دوام دارد . ما از دفتر راهنمای تلفن برای تلفن کردن کمک می گیریم شماره را گرفته و بعد آن را فراموش می کنیم . با این حال حافظه بلند مدت می تواند زمان طولانی دوام داشته باشد . راز و رمز پرورش یک حافظه خوب فراگیری چگونگی انتقال اطلاعات مفید از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت و چگونگی به خاطرآوردن این اطلاعات در زمان مورد نیاز است . فنون تقویت حافظه می توانند راه حلی برای انتقال اطلاعات بلند مدت و گرفتن دوباره اطلاعات باشند . به یاد داشته باشید که ذهن و حافظه مانند ماهیچه هستند و هر چه از آنها بیشتر استفاده کنید ، قوی تر می شوند .
۴) اطلاعات را دسته بندی کنید :
در مطالعه ای که در دانشگاه «استنفورد» انجام شد از دانش آموزان خواسته شد که ۱۲ کلمه را به خاطر بسپارند . این کلمات شامل اسامی حیوانات ،اقلام مختلف پوشاک ،انواع وسایل نقلیه و مشاغل بودند . برای یک گروه کلمه ها را به ۴ دسته تقسیم بندی کردند . برای گروه دیگر ، کلمات را به صورت تصادفی فهرست کردند . گروهی که مطالب را دسته بندی شده مطالعه کردند همیشه بهتر از گروه دیگر بودند و ۲ تا ۳ برابر کلمات بیشتری را به یاد آوردند .
«توماس تراباسو»ستاد دانشگاه شیکاگو می گوید : هضم اطلاعات جدید آن هم یکجا بسیار سخت و دشوار است . تجزیه و تحلیل مطالب جدید و تقسیم آنها به بخشهای معنی دار یادگیری را آسان تر می کند .
بنابراین با مرتب کردن مطالب سخت و پیچیده در قالب دسته بندی های منطقی می توانید روشی دائمی برای ذخیره و نگهداری اطلاعات بوجود آورید .
۵) توجه خود را متمرکز کنید :
دفعه بعد با مطالب جدیدی مواجه می شوید که باید آنها را ملکه ذهن خود کنید از خود بپرسید : من از خواندن این مطلب چه می خواهم بیاموزم ؟ و از دانشی که بدست می آورم چه بهره ای خواهم برد؟ گفتن این مطلب – یادگیری برای ما چه خواهد کرد ؟ از مقاومت ما در برابر مطالعه می کاهد و ما خواننده بهتری می شویم . در ذیل به ۴ روش دیگر برای بهبود تمرکز اشاره شده است :
زمان و مکانی را برای یادگیری اختصاص دهید . تلفن را از پریز بکشید و در را ببنید، با نظم بخشیدن به محیط اطراف خود این انتظار در شما بوجود می آید که خواهید آموخت .
خود را از عواملی که باعث حواس پرتی می شوند دور نگاه دارید از آویزان کردن تابلوی «مزاحم نشوید» روی در اتاقتان خجالت نکشید . شما اختیار وقتتان را دارید .
روشهای مختلف یادگیری را امتحان کنید . روشهای مطالعه از قبیل کشیدن نمودار، یادداشت برداری خلاصه برداری یا حتی ضبط مطالب روی نوار، می توانند تمرکز شما را افزایش دهند . برای مهارت در مطالعه فنونی را بکار ببرید که بیشتر با آنها احساس راحتی می کنید . خلاق باشید .
ترقی و پیشرفت خود را نشان دهید. گرفتار بودن همیشه به منزله پر ثمر بودن نیست. گهگاه توقف کنید و از خود بپرسید : آیا من هم اکنون به هدف یادگیری ام کمک می کنم . اگر پاسختان مثبت است فعالیت خود را ادامه دهید اگر پاسختان منفی است از خودتان علت را جویا شوید. اگر شما به دلیل خستگی و اضطراب در کار خود پیشرفت نمی کنید بدون احساس گناه به خود استراحت بدهید وقفه های منظم می توانند روند یادگیری را بهبود بخشد .
۶) سبک یادگیری خود را کشف کنید :
دو مربی داستان، سه بچه ای که هر کدام برای کریسمس یک دوچرخه هدیه گرفتند را نقل می کنند . این دوچرخه ها مونتاژ نشده بودند و والدین این بچه ها باید آنها را مونتاژ می کردند . پدرم «تیم قبل» از اینکه دست به کار شود ابتدا دستورالعمل را به دقت مطالعه کرد . پدر «مری» قطعات را روی زمین چید و دستور العمل را به مادر« مری» داد و پس از بررسی قطعات گفت : این را برای من بخوان مادر «جورج» به طور فطری شروع به سر هم بندی قطعات کرد . فقط وقتی جایی با مشکلی مواجه می شد به دستورالعمل نگاهی می انداخت. در پایان روز هر سه دوچرخه مونتاژ شدند اما هر کدام با روش مختلف.
آنها با وجود اینکه متوجه نبودند هر کدام با سبک مخصوص به خود کار کرده بودند . روشهای ما در برابر مطالب نا آشنا منحصر به فرد و مخصوص به خودمان است و کلید یادگیری تشخیص و تطبیق شیوه ای است که برای ما مناسب تر است .
شیوه های یادگیری می توانند به طور شگرفی تغییر کنند . یک روانشناس ۲۱ اصل اثر گذار در روش یادگیری را مشخص کرده است. این عوامل شامل میزان سروصدا، نور، میزان نظارت مورد نیاز و حتی ساعات روز نیز است .
سبک شما چیست ؟ خود را روانکاوی کنید . مثلا سبک شما در سر هم بندی افرادی در هم ریخته چیست ؟صبح بیشتر تمرکزدارید یا عصر ؟ در محیط شلوغ بیشتر تمرکز کرده اید یا در محیط ساکت ؟ لیستی از تمام نقاط مثبت و منفی مشخص شده خود تهیه کنید . از این لیست استفاده کنید تا بتوانید محیطی ایجاد کنید که برای یادگیری تان بهترین باشد . کدام سبک در مورد شما صادق است ؟ خبر خوب این است که شما می توانید ظرفیت یادگیری خود را افزایش دهید و این می تواند زندگی شما را کامل تر و بهتر کند .
تدريس موضوع جرم و حجم در پايه دوم ( 1 )
يكي از مهمترين مسائلي كه هنوز بسياري از معلمان پايه دوم ابتدايي نگران تدريس آن هستند ، آموزش مفهوم حجم و جرم در درس علوم است . بيشتر آموزگاران تصور ميكنند كه در پايان اين درس ، دانشآموزان بايد بتوانند كلمات جرم و حجم را در زندگي روزمره به خوبي به كار ببرند و مفاهيم آن كلمات را هم دقيقاً بدانند و تعاريف آنها را بيان كنند . اما نظر مؤلفان محترم اين موضوع درسي اين است كه اگر دانشآموز بتواند از كلمات (( حجم و جرم )) به معناي دقيق آن استفاده كند ، مطلوب است . ولي اهداف اصلي از تدريس اين مبحث دقيق در پايه دوم ، آموزش اين مفهوم است كه دانشآموز درك كند هر مادهاي در هر يك از سه حالت كه باشد ، جايي به خود اختصاص ميدهد ( حجم دارد ) و در عين حال جرم هم دارد . البته دانشآموزان اين مطالب را پس از انجام دادن آزمايشها در مييابد و هدف آن است كه در پايان درس ، از مطالب جرم وحجم به صورت كاربردي استفاده كند . مثلاً بتواند حدس بزند كه در يك جعبه مقوايي كوچك ، چند قوطي كبريت جا ميگيرد يا مثلاً پيشبيني كند كه يك جعبه مقوايي كوچك ، تحمل سنگيني چه مقدار سنگ ريزه را دارد يا بتواند قطعه سنگي پيدا كند كه سنگيني ( جرم ) آن با سنگيني (جرم ) يك توپ بزرگ يا چيزي مشابه آن ، يكسان باشد و . . .
بر اساس همين ديدگاهها بود كه تدريس موضوع (( حجم )) را اين گونه شروع كردم : ابتدا به هر گروه 2 تا 3 نفري دانشآموزان ، يك قوطي كبريت خالي و تعداد زيادي چوب كبريت دادم ، سپس از آنها خواستم چوب كبريتها را تا جايي كه ميتوانند ، طوري در قوطي كبريت جا بدهند كه در قوطي به راحتي باز و بسته شود .
بچهها با انجام دادن اين فعاليت دريافتند كه نميتوانند بيشتر از تعدادي چوب كبريت ، با همه كوچكي ، باز هم جا ميگيرد . سپس به هر گروه يك استكان كوچك خالي و يك استكان بزرگ پر از آب و يك بشقاب دادم و از آنها خواستم به كمك اين وسايل سعي كنند تا جايي كه ميتوانند ، آب استكان بزرگ را در استكان كوچك جا بدهند . با انجام دادن اين آزمايش ، بچهها مشاهده كردند كه استكان كوچك مقدار معيني آب جا ميگيرد و اگر بيشتر از آن ، آب داخل آن بريزيم ، بيرون ميريزد . يعني استكان كوچك مقدار كميآب داخل خود جا ميدهد . و آب هم جا ميگيرد . . .
سپس چند جسم مختلف مانند يك قطعه كوچك سنگ ، چند سكه ، يك كليد روي ميز گذاشتم و از آنها پرسيدم : (( راستي بچهها ، آيا چيزهاي ديگر مانند سنگ و اينها همه جا ميگيرند ؟ )) بچهها به فكر فرو رفتند . فرصت را مغتنم شمردم و پرسيدم : (( بچهها ، آيا ميتوانيد با آزمايش نشان بدهيد كه سنگ و چيزهاي ديگر هم جا ميگيرند ؟ ))
بچهها با شادماني مشغول صحبت با يكديگر شدند . مدتي فقط تماشاگر كارهايشان بودم و بدون آن كه گروهي را تشويق يا گروهي را تضعيف كنم ، با نگاه ياريشان ميكردم . مدتي گذشت . آنها با هم فكري به اين نتيجه رسيدند كه اگر سنگ را در استكان آب بيندازند آب آن بالاتر ميآيد يا حتي بيرون ميريزد . يعني به قول خودشان سنگ هم جا ميگيرد . اين آزمايش خيلي براي بچهها جالب بود و چون خودشان آن را طراحي كرده بودند ، از انجام دادن آن لذت ميبردند .
زمان را مناسب دانستم و به آنها گفتم كه نام علمي عبارت (( جا ميگيرد )) ، عبارت (( حجم دارد )) است ، سپس از آنها خواستم مطالب و آزمايشهايي را كه انجام دادهاند ، با عبارت جديد تكرار كنند .
آنگاه چند ظرف شيشهاي را ، كه شكلهاي يكسان و حجمهاي متفاوتي داشتند ، به آنها نشان دادم و از بچهها خواستم حجم آنها را با هم مقايسه كنند . شور و هيجان لذت بخشي كلاس را پر كرده بود ، مسألهي جالبي بود ! بچهها به صحبت كردن با همديگر پرداختند و من از اين رفتارشان فهميدم كه احتياج به فكر كردن و مشورت دارند . به آنها چند دقيقه فرصت دادم و در همين وقت زنگ به صدا در آمد . بچهها با اشاره ي من فهميدند كه ميتوانند از كلاس خارج شوند و به طرف در كلاس حركت كردند در حالي كه موضوع جالبي براي تحقيق پيدا كرده بودند . . .
بچهها با شادماني مشغول صحبت با يكديگر شدند . مدتي فقط تماشاگر كارهايشان بودم و بدون آنكه گروهي را تشويق يا گروهي را تضعيف كنم ، با نگاه ياريشان ميكردم .
حجم و جرم
در پايهي دوم ( 2 )
ميدانيم كه جرم در واقع مقدار ماده يك جسم است . هر گاه جسمي داراي جرم ، در نزديكي يك جرم بزرگ ديگر قرار بگيرد از آن جرم بزرگتر ، بر جرم كوچكتر نيرويي وارد ميشود كه آن را به طرف خود ميكشد . بر ما و هر چه روي زمين است نيز ، از كرهي زمين ، كه جسمي با جرم بسيار زياد است ، نيرويي وارد ميشود كه همه را به طرف خود جذب ميكند به اين نيرو ، وزن ميگويند . هر چه جسميجرم بيشتري داشته باشد ، نيروي وزن آن هم بيشتر ميشود . البته وزن يك جسم در كرهي زمين بيشتر از آن جسم در كرهي ماه است . چون كرهي زمين جرم بيشتري دارد و با نيروي بيشتري جسم را به طرف خود جذب ميكند . در حالي كه در فضاي بين سيارات همين ماده ، با اين كه داراي جرم است ، چون نيرويي از سيارهاي برآن وارد نميشود ، وزن ندارد . درست است كه مفهوم سنگيني با وزن معادل است ، چون ميخواهيم در اين درس مفهوم جرم را آموزش دهيم و هر چه جسميجرم بيشتري داشته باشد، وزن آن هم بيشتر است و بعلاوه كودكان ما ، در سني نيستند كه ارتباط جرم و وزن و تفاوت آنها را درك كنند و يا با مسائل بي وزني برخورد داشته باشند ، لذا هيچ اشكالي وجود ندارد كه ما آشنايي با مفهوم ((جرم )) را با مفهوم (( سنگيني )) آغاز كنيم كه مفهومي جا افتاده و آشنا براي كودكان است . بچهها از كودكي آموختهاند كه بعضي چيزها را به راحتي ميتوانند بلند كنند و بعضي چيزها را اصلاً نميتوانند بلند كنند. به عبارت ديگر دريافتهاند كه بعضي چيزها سنگينتر از چيزهاي ديگرند مثلاً سنگ از چوب سنگينتر است و . . . لازم به ذكر است كه ما مفهوم جرم را وقتي تدريس ميكنيم كه مفهوم حجم در جلسات قبل ، كاملاً جا افتاده باشد تا دانشآموزان بتوانند به خوبي اين دو را از هم تفكيك كنند .
و اما تجربهاي در تدريس موضوع (( جرم )) :
براي آنكه توجه بچهها به مسئله سنگيني جلب شود درس را اين گونه شروع كردم ، در حالي كه جعبه بزرگ و سنگيني در دست داشتم وارد كلاس شدم ، بچهها با ديدن من در آن حالت ، تعجب كردند ، حتي يكي دو نفر هم خواستند به من كمك كنند . از آنها تشكر كردم و آن جعبه را بعنوان معماي درس روي ميز گذاشتم ، در حالي كه با خط درشت كلمهي جرم را روي جعبه نوشته بودم . سپس از داخل جعبه تعدادي اشياء مختلف مانند جعبهي دستمال كاغذي ، پاكن ، سكه ، كليد ، سنگ ، چوب ، قوطي كبريت ، خمير اسباب بازي ، ليوان و . . . بيرون آوردم و روي ميز گذاشتم . . . توجه بچهها به آن وسايل جلب شد ، به تك تك آنها دست زدند و آنها را با هم مقايسه كردند . چند دقيقه آنها را رها كردم تا با آرامش با آن وسايل مشغول شوند . بعد از آن سؤال كردم : راستي بچهها ، كداميك از وسايل روي ميز شما سنگين است؟ كداميك سبك است ؟
بچهها سرگرم مقايسه شدند ، تشخيص دادن سبك و سنگيني براي بعضي اشياء خيلي آسان بود ، اما براي اشيايي كه وزن يا جرم آنها نزديك بهم بود كمي مشكل شد . از آنها خواستم كه خودشان راهي پيشنهاد كنند كه بتوانيم بفهميم كدام سنگينتر است . بچهها ، ابتدا با توجه به تجربه كودكي شان ، وسايل را در دستهايشان گذاشتند و مانند ترازوي دوكفهاي آنها را با احساس خودشان بالا و پايين كردند . اما مثل اينكه راضي نميشدند . يكي دو نفر از بچهها پرسيدند آيا ميشود به ما ترازو بدهيد ؟ بقيه بچهها هم كه گويي گمشده خود را پيدا كرده بودند با صداي بلند و با شادي از ما ترازو خواستند . وقتي ترازوها را از داخل جعبه معمايي بيرون آوردم ، بچهها با هيجان و خوشحالي شروع به آزمايش كردند . ( ميدانيد كه ترازوي دو كفهاي، جرم را اندازه گيري ميكند ولي ترازوي يك كفهاي براي اندازه گيري وزن به كار ميرود . ) آنها ابتدا آزمايش را با وسايل روي ميزشان انجام دادند ولي مسأله آن قدر برايشان جالب بود كه به لوازم دور و بر مانند كتاب ، دفتر ، سنگ ترازو و . . . هم رو آورند . احساس كردم بچهها به رمان كافي براي تجربه فردي نياز دارند ، به همين جهت آنها را آزاد گذاشتم تا هر قدر دلشان ميخواهد با ترازو آزمايش كنند ، بعضيها در يك كفهي ترازو يك سنگ و در كفهي ديگر تعداد زيادي اشياء كوچك گذاشته بودند ، بعضي در يك كفهي ترازو يك سنگ كوچك و در كفهي ديگر يك جعبهي دستمال كاغذي گذاشته بودند و با اين حال ترازوها در حالت تعادل بودند ! همه اينها براي بچهها جالب و هيجان آور شده بود . . .
وقتي احساس كردم بچهها به اندازهي كافي با ترازو كار كردهاند ، از آنها خواستم كه دربارهي ميزان سبك و سنگيني وسايل اطرافشان هم حدسهايي بزنند ، مثلاً قفسه كتابها را با نيمكت خودشان مقايسه كنند و . . . سپس از آنها دربارهي آزمايشهايي كه انجام داده بودند سؤالاتي پرسيدم . در اين موقع به كلمه جرم كه روي جعبه معمايي نوشته بودم اشاره كردم و از بچهها خواستم كه به نام گذاري جديد دقت كافي كنند . براي آنها توضيح دادم كه منظور از جرم همان سنگيني است ، يا مثلاً وقتي از يك تكه بزرگ خمير ، قسمتي كوچك را جدا كنيم ، جرم خمير كمتر ميشود و . . . سپس از بچهها خواستم خودشان نتايج آزمايشهايي را كه انجام دادهاند با كلمه جرم بيان كنند ( هر كدام از دانشآموزان يك جمله جالب ، مربوط به تجربهي خاص خودش و غير تكراري با بقيه بچهها ) تا ابن كلمه در فرهنگ لغات علمي آنها وارد شود و به آن عادت كنند . از صحبتهاي بچهها فهميدم كه مفهوم جرم كاملاً جا افتاده است ، ولي هنوز به رابطه آن با حجم اشارهاي نكرده بودم . به بچهها كميخمير اسباب بازي دادم و از آنها خواستم جسميرا انتخاب كنند و سپس به اندازهي جرم آن جسم ، از خمير با جرم آن جسم برابر باشد . بعضي از بچهها از ترازو استفاده كردند و بعضي ديگر آن قدر به حس و اندازه گيري دست شان اطمينان داشتند كه اين كار را با دست انجام دادند ، سرگرميجالبي بود . مدتي به بچهها وقت دادم تا مطمئن شوم كه اين موضوع را به خوبي فهميده اند و درست انجام دادهاند .سپس از بچهها خواستم همان مقدار خمير را نگه دارند و در يك كفهي ترازو بگذارند و از پنبهاي كه روي ميزشان بود ، آن قدر بردارند و در كفهي ديگر قرار بدهند تا ترازو به تعادل در آيد يعني جرم خمير و جرم پنبه با هم يكسان شود . بچهها وقتي آزمايش را به آخر رساندند ، تازه مسأله برايشان تعجب آور شده بود : ججم كميخمير با حجم زيادي پنبه در دو طرف ترازو قرار داشتند و ترازو در حال تعادل بود ، يعني جرم دو جسم با هم برابر بود ولي حجمهايشان خيلي تفاوت داشت . از بچهها خواستم خودشان آزمايشي شبيه اين آزمايش انجام دهند . آن قدر مسأله براي بچهها شيرين بود كه احتياجي به هيچ نوع ايجاد انگيزه اي نبود ، بزودي ميشد اجسام ريز و درشتي را ديد كه در ميان دستهاي كوچك بچهها قرار ميگرفت ، با حجمهاي متفاوت اما با جرمهاي مساوي .
وقتي مطمئن شدم كه همه كلاس ، مطالب را به خوبي دريافتهاند ، گفتم بچهها با يك سؤال سخت موافقيد ؟ بچهها كه گويي شجاعانه خود را براي نبرد با هر سؤالي آماده ميديدند با صداي بلند موافقت خود را اعلام كردند .
پرسيدم : بچهها ، آيا ميتوانيد دو جسم را به من نشان دهيد كه حجمهايشان مساوي باشد ولي جرمهاي آنها با هم فرق داشته باشد؟
بچهها ، با خوشحالي به دنبال جستجو و همفكري و آزمايش كردن بودند، من هم مشغول جمع آوري وسايل روي ميزم بودم ، جعبهاي را كه اول ساعت به سختي وارد كلاس كردم ، به راحتي بلند كردم و روي نيمكت گذاشتم . ناگهان يكي از بچهها كه در فكر پاسخ به سؤال من بود متوجه خالي بودن جعبه شد و گفت : راستي خانم معلم ، اين جعبه ! اول كلاس كه شما جعبه را آوريد خيلي سنگين بود چون پر از وسايل بود ، اما حالا خيلي سبك شده چون چيزي داخل آن نيست ، ولي حجم جعبه كه فرق نكرده ، پس جواب شما همين جعبه است ، همين جعبه معمايي ! بچههاي ديگر هم با شادي حرف او را تأييد كردند . . . ![]()
با خود ميانديشيدم : چقدر لذت بخش است كه بچهها اينقدر دقيق و جالب به مسائل توجه ميكنند كه حتي به فكر ما بزرگترها هم نميرسد . . . !
منبع:گروه درسی علوم تجربیمدیریت زنگ تفریح
منبع : سایت آفتاب
۱) ستون اول، دانستن
۲) ستون دوم، انجام دادن
۳) ستون سوم، زیستن
۴) ستون چهارم، با هم زیستن
در پشت میزها و کلاس آنقدر به ستون اول پرداختیم و ضخامت آن را محکم کردیم که از سه ستون دیگر غافل شدیم و خیمهای کج و معوج ساختیم آنگونه که فرزندانمان در ارتباطات خود، در زندگی خود و در ... دچار مشکلات فراوان شدند.
● زنگهای کوتاه تفریح
در هر سنی که باشی، دوست داری لحظاتی را فارغ از آنچه که برایت به عنوان قید و شرط گذاشتند، راحت حرف بزنی، بخندی، بخوری و بازی کنی، خودت باشی، خودی که میخواهی باشی ...
وزیر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی در یکی از سخنرانیهای خود چنین میگوید “وقتی باد میوزد، عدهای به فکر ساختن دیوارند و عدهای دیگر آسیاب بادی میسازند.”
جمله سادهای است، اما کسانی که آسیاب بادی میسازند، در واقع مصداق افرادی هستند که تهدیدها را به فرصتها تبدیل میکنند. شاید وزش باد موجب خسارت شود اما ایجاد آسیاب زحمت را به رحمت تبدیل میکند. مدیران از جمله مدیران مدارس، دائما در مسیر بادهای تند یعنی تهدیدهای ریز و درشت هستند که هر کدام از این تهدیدها میتواند موجب کندی در کار و حتی فلج شدن سازمان مدرسه گردد، میپرسید این حرفها چه ربطی به موضوع ما دارد! لحظات دانشآموزان و در کنار هم بودنها میتواند به تعامل اجتماعی و فرصت مناسب برای آموختن با یکدیگر بودن باشد و یا عکس این قضیه بستری نامناسب برای آموزش غلط و رد و بدل کردنهای بیمورد مسائلی باشد که تهدید است و زحمت زیاد.
● زنگهای تفریح را چگونه شاد، سازنده و سودمند نماییم؟
در بحث آموزش، ما “آموزش پنهان” را گاه نادیده میگیریم در صورتی که اثربخشی “آموزش پنهان” شاید بیشتر از آموزش آشکار باشد. زنگ تفریح با مدیریت معاون مدرسه، مربی تربیتی، مربی بهداشت و مربی ورزش میتواند بسیار سودمند و مفید باشد و اثربخشی آن بیش از آموزش مستقیم نیز باشد.
● اولین گام و تفکر در مورد ساعات تفریح
یکی از مسائلی که در زنگ تفریح مدنظر است، آن هم در اولین زنگ تفریح، رسیدگی به بعد جسمانی دانشآموز است. متاسفانه اکثرا از نظر تغذیه و صبحانه دچار مشکل میباشند و گاهی دانشآموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه میآیند. این امر بارها توسط معلمین گزارش شده است که ساعات اول گاهی کسلی دانشآموزان (به علت دیر خوابیدن در شب) و یا خشک بودن لبها و بوی دهان را (که ناشی از نخوردن صبحانه و عدم رعایت بهداشت است) نشان میدهد. لذا زنگ اول بهتر است اختصاص به تغذیه دانشآموزان داده شود و این امر مستلزم آن است که آموزش خانوادهها (از طریق آموزش خانواده، جلسات ملاقات با معلم، جلسات گردهمایی، انجمن و ...) و یا از طریق پیامهای بهداشتی (کتبی و ارسال آن به منازل دانشآموزان) صورت گیرد و از طرفی:
۱) زنگ تفریح اول
▪ پخش یک موسیقی ملایم از بلندگوی مدرسه
▪ ارائه یک برنامه پیشنهادی تغذیه در نتیجه دادن شیر (یا آوردن آن توسط خود دانشآموزان یا فروش آن در مدرسه) به اضافه تغذیه سالم که از منزل آورده شده
▪ سیاست مناسبی که مربی بهداشت اجرا میکند، با تاکید بر داشتن و خوردن میوه بخصوص سیب
▪ در کنار دانشآموزان بودن و با نظارت بر تغذیه آنان و اهمیت استفاده از تغذیه مناسب را یادآور شدن
▪ بعد از زنگ تفریح و زمانی که صف بسته میشود تا به کلاس بروند، ارائه مطالبی در مورد تغذیه مناسب و اینکه یادآور شویم تعدادی را که صبحانه خوردهاند و ازخوردن میوه و شیر هم پرهیز نمیکنند و به این صورت تشویق دانشآموزان فوق صورت میگیرد.
۲) زنگ تفریح دوم
معمولا زنگ تفریح دوم را طولانیتر میکنیم تا هم معلمین به استراحت بیشتری بپردازند و هم دانشآموزان به بازی بپردازند که “بازی، تفکر کودک است”.
میدانیم بازی نوعی از بیان خواستههای کودک است. او در بازی مشکلات عاطفی خود را منعکس نموده، سپس راهحلی برای غلبه بر آن پیدا میکند. بازی به کودک کمک میکند به خویشتنداری برسد. امکان رقابتهای جسمانی و ایجاد اعتماد به نفس را در او افزایش میدهد. او موقعیت را تجربه میکند، حس کنجکاوی خود را ارضا میکند. بازی عاملی است برای ایجاد دوستی و مراودت با همکلاسیها. در بازی با توجه به مانندسازی و تقلید به تمرین رفتارهای اجتماعی هم میپردازد و از طرفی خود را ملزم به رعایت قوانین و مقررات میکند و بازی ...
آپارتمانهای کوچک اجارهنشینی و طبقات بالا را برگزیدن، عدم ساعت خالی اولیاء جهت بردن به پارک و از نظر یک عده زشت بودن بازی دخترها درانظار و ... دلایل دیگری است که دختران ما از یک خمودگی و عدم رشد حرکتی برخوردارند.
چه کنیم؟ “آسیاب بادی بسازیم” زحمت را به رحمت تبدیل کنیم.حیاط مدرسه هر چقدر هم کوچک باشد، فضای بهتری را برای دانشآموزان ایجاد میکند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازد. لحظات شیرین زنگ تفریح بدون قید و شرط اضافی؛
▪ استفاده از نوارهای صوتی شاد و کودکانه و پخش آن از بلندگو و خواندن شعرها توسط دانشآموزان و بالا و پایین پریدنها و تخلیه هیجانی آنها “مثل شعرهای عمو پورنگ که بچهها اکثرا میدانند با همراهی معاون و مربی ...”
▪ کشیدن چند خط بازی کف حیاط با رنگآمیزی زیبا مثل مار و پله، منچ، دوز و ... به شکلی که راحت در هر قسمت ۶-۵ نفر سرگرم شوند. در کنار آنها ابتدا برای آشنا شدنشان نظارت و همکاری اولیاء مدرسه را میطلبد.
▪ بازی گروهی و یا انتخابی از دانشآموز. دور تا دور مدرسه بچهها یا ایستاده یا نشسته حلقه میزنند و میتوان با انتخاب از هر کلاس و بازیهایی مثل گونی بازی (پاها را در گونی میکنند و با گونی میدوند و مسابقه میدهند) طناب بازی، دو و ... را انجام داد. البته این بازیها در زمانی که دانشآموزان به علت ریزش باران و یا برف در کلاس میمانند نیز میتواند از طریق تخته کلاس و تغییر دادن نوع بازی انجام گیرد مثل “جای چی با چی عوض شده” برای بالا بردن حس دقت و توجه دانشآموزان.
در هر صورت زنگ بازی میتواند جایگزین زنگ تفریح شود چرا که شاید به قول ظریفی که میگفت “بازی، زندگی کودک نیست اما تمام زندگی کودک، بازی است” به کودکانمان در کنار بازی، آموزشهای مفیدی میدهیم.
۳) زنگ تفریح سوم
معمولا بعضی از مدارس یک زنگ تفریح کوتاه دیگر هم دارند که نزدیک به ساعت آخری روز است. نام این زنگ را زنگ نظارت بر ارتباط یا آموزش سکوت میگذاریم. ازاین زنگ جهت نظارت بر رفتار و حرکات آنان و یافتن راهحلهایی جهت مقابله با رفتارهای نامناسب استفاده میکنیم. در این زنگ دانشآموز نه قیدی برای تغذیه دارد نه قیدی برای بازی. خودش انتخاب میکند که انتخاب نشانه بزرگ شدن و رسیدن به کمال است و با آزاد گذاشتن او حق انتخاب را به او میدهیم؛
میتواند به خوردن و حرف زدن با همکلاسیها یا معاون مدرسه و مربی ... بپردازد.
میتواند به بازی و به قول خودش ورجه وورجه کردن بپردازد.
میتواند درس بخواند و به مطالعه کتاب در کتابخانه و ... بپردازد.
میتواند قدم بزند، راه برود، فکر کند، در خودش باشد، درد دل کند و ...
● سه زنگ تفریح با چه اهدافی؟
۱) نوع تغذیه مناسب را آموزش دادن
۲) رسیدگی به وضعیت جسمانی دانشآموزان
۳) رشد همه جانبه کودکان و یادگیری با هم بودن و رسیدن به تعامل اجتماعی
۴) شناخت دانشآموز از نظر جنبههای مختلف زیستی، فرهنگی، حرکتی، اجتماعی و ...
۵) ایجاد حس دوستی و معاشرت با دیگران و به عبارتی ساختن انسانهای اجتماعی
۶) ایجاد حس رقابت در کنار رفاقت و دوری از حسادت و کاهش ستیزهجویی
۷) آنچه که در درون خود به صورت آگاه یا ناخودآگاه دارد، به صورت بازی درآورده و مقاصد و امیال خود را با کسب لذت به پالایش و برون فکنی میرساند.
۸) خندیدن، شاد بودن، لذت بردن و در نتیجه بالا رفتن راندمان کار در کلاس
۹) رعایت اصول و مقررات یا به عبارتی یک تمرین اشتراکی در جهت پیروی از نظم و قانون
۱۰) انتقال فرهنگ و سنن و بازسازی آن
۱۱) درک شکست و برخورد مناسب و منطقی با آن در نتیجه سازگاری و مطابقت با شرایط
● سخن آخر
در کنار ما چهار دیواری است به نام مدرسه. کودکانی در آن به تحصیل مشغولند که به جز روزهای امتحان (آنهم ما مقصر هستیم) در بقیه اوقات شاداب و خوشحال هستند. این شادابی و حضور را در مدرسه سبزتر و زیباتر کنیم. با تامین صحیح اوقات آنها و استفاده از طرحهای جدید و نو که ایستایی موجب رکود است و توقف و حرکت و نوآوری باعث تلاش و شادابی و طراوت بیشتر. مدرسه را میسازیم آنگونه که باید ساخته شود؛ با سه ویژگی حساس، فعال و خلاق بودن. آيا فرزندتان از اعتماد به نفس بالايي برخوردار است؟
خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس کليد مشاهده نتيجه را فشار دهيد.
1. زماني كه صحبت از رعايت بهداشت فردي و رسيدگي به ظاهر فرزندتان به ميان ميآيد:
شما هميشه مجبوريد با چرب زباني، فرزندتان را به حمام بفرستيد و دائما بابت رسيدگي بهسر و وضع ظاهرياش، با او سر و كله بزنيد.
او سعي دارد كه به سر و وضع ظاهرش برسد و نكات بهداشتي را رعايت كند، ولي، گاهياوقات، لازم است كه شما سرش غر بزنيد و به او تذكراتي بدهيد.
او به سر و وضع ظاهرش، اهميت زيادي ميدهد و براي اين كه، هميشه، احساس خوبي داشتهباشد، نكات بهداشتي را با دقت و به طور كامل رعايت ميكند و به ندرت اوقاتي پيش ميآيند كه لازمباشد شما تذكري در اين رابطه به او بدهيد.
2. قرار است هفته آينده، فرزندتان اولين جلسه اجرا و تك نوازي پيانويش را انجام دهد. او:
تقريبا از فرط نگراني بابت فرا رسيدن روز مقرر، از خواب و خوراك ميافتد و نگراني و دلشورهيك لحظه هم دست از سرش بر نميدارند، چرا كه، از اين وحشت دارد كه مبادا در هنگام تمرين و اجرا بامشكلي مواجه گردد. او دائما از شما ميپرسد كه اگر نتواند تك نوازياش را درست و به نحو احسنانجام دهد، چه اتفاقي ميافتد.
آن طور كه بايد و شايد، وقتش را به تمرين پيانو اختصاص نميدهد، ولي، آنقدرها هم اضطرابو دلشوره ندارد.
با وجود آن كه، كاملا مشخص است كه اضطراب دارد و اعصابش خرد است، ولي، دست ازتمرين و تلاش بر نميدارد و مدام از شما ميپرسد كه تك نوازي را بايد به چه شكلي انجام دهد تا آن رابه بهترين نحو ايفا كرده باشد.
3. اگر فرزندتان در يك امتحان يا مسابقه ورزشي، بالاترين و بهترين نمره يا امتياز را به خودشاختصاص دهد، واكنش او بعداز پايان چگونه خواهد بود؟
دائما از خودش تعريف ميكند و اذعان ميدارد كه آن همه سختكوشي، تمرين، ممارست،پشتكار و تلاش كه از خودش به خرج داده بود، بينتيجه نمانده و باعث شدند كه او بهترين امتياز و نمرهرا بگيرد.
بدون اين كه صحبتي از پيشرفت و موفقيتش به ميان بياورد، مدام از دروس يا مسابقاتي صحبتميكند كه در ايفاي آنها با مشكل مواجه است.
مدام به نمره و امتياز بالايش ميبالد و فخر ميفروشد و شما را وا ميدارد كه بابت آن به او جايزهبدهيد و به تمجيد و تحسين از او بپردازيد.
4. زماني كه، دانشآموز جديدي به كلاس فرزندتان ميآيد، فرزند شما:
با خوشحالي و رويي باز به دانش آموز جديد خوش آمد ميگويد و به استقبال او ميرود و ايندر حالي است كه شايد شما در خانه تذكراتي در اين رابطه به او داده باشيد.
نسبت به او بياعتنا و بيتفاوت است و منتظر ميماند تا ببيند كه بقيه دانشآموزان كلاس،چگونه پذيراي دانش آموز جديد ميشوند و چه واكنشي از خود نشان ميدهند.
پيش ميرود و خودش را به دانشآموز جديد معرفي ميكند و كمي با او گپ ميزند، ولي، بيشتراز آن با او صميمي نميشود تا مبادا احساس راحتي و آرامش به فرد تازه وارد دست دهد!
5. زماني كه فرزندتان مرتكب خطايي ميشود، مثلا، پاسخ يكي از سؤالات امتحانياش را به اشتباهمينويسد و يا شانس و فرصت كسب امتيازي را در يك مسابقه ورزشي از دست ميدهد، او:
درصدد كسب كمك بر ميآيد، بعد از اطلاعاتي كه در اختيارش قرار ميگيرد براي رفع خطا واشتباهش در امتحان يا مسابقه بعدي بهره ميگيرد.
بلافاصله سرخورده، خشمگين و مأيوس ميشود و اكثر اوقات، ديگران را مقصر قلمداد ميكندو يا به تحقير خودش ميپردازد و عباراتي توهينآميز و خوار كننده نثار خودش ميكند، مثل: «من احمقيبيش نيستم!» و يا «من فردي بيبرنامه، به هم ريخته و خارج از كنترل هستم!»
دوباره سعي و تلاشش را به كار ميبندد، ولي يأس، دلسردي و نااميدي، به وضوح، در او هويدااست.
6. وقتي فرزندتان و دوستش، در زمينه به توافق رسيدن بر سر يك بازي مشترك با هم اختلاف پيداميكنند، فرزند شما:
به سرعت با دوستش قهر ميكند و به سراغ بچههاي ديگر ميرود.
تلاش خودش را به كار ميبندد تا با دوستش به توافقي برسد و اگر لازم باشد او كوتاه ميآيد تابتوانند با هم بازي كنند و مدتي سرگرم باشند.
تسليم نظر دوستش نميشود و آنقدر روي خواستهاش اصرار و پافشاري ميكند كه او را وادار بهتسليم كند، در غير اين صورت، او را به حال خودش رها ميكند و يك بازي تك نفره را انجام ميدهد.
7. فرض كنيد كه فرزندتان در زمينه ورزش، مباحثه، گفتگو، بازي و عملكرد يك نابغه است. حالابگوييد كه او در زمينه مسلط شدن بر كارها و فعاليت هايي كه از انجام آنها، به شدت، لذت ميبرد، وليدر كسب مهارت در انجام آنها، خيلي خوب عمل نميكند، چگونه واكنشي از خود نشان ميدهد؟
او هر طور شده، در هر زمان و در هر مكان به انجام آنها ميپردازد، آن هم به صورت تفنني وتفريحي و آنها را به عنوان سرگرميهايي در نظر ميگيرد كه در انجام آنها خيلي ماهر و ورزيده نيست و بهنقصانها و كاستيهاي خودش ميخندد و از آنها درس عبرت ميگيرد.
او از انجام آنها اجتناب ميورزد، چرا كه اصلا دوست ندارد مسخره و مضحكه ديگران شود. اوترجيح ميدهد كه وقت و حواسش را روي انجام كارهايي متمركز نمايد كه در آنها خبره و ماهر است.
به هر حال، او سعي ميكند به انجام آنها بپردازد، ولي اگر متوجه شود كه فردي او را زير نظر داردو حواسش به او است، فورا متوقف ميشود و عقب گرد ميكند، چرا كه، احساس خجالت و شرمندگيبه سراغش ميآيد.
8. شما و فرزندتان مشغول حل يك معما يا چيستان هستيد و مشخص است كه او پاسخ صحيح رانميداند. او:
به ذهنش فشار ميآورد و فكرش را به كار مياندازد، ولي از اين كه نميتواند پاسخ را پيدا كند،مأيوس، دلسرد و نااميد ميشود.
به راحتي و به سرعت اعتراف ميكند كه پاسخ صحيح را نميداند، و بعد با دقت و هوشياريفراوان به پاسخ صحيحي كه شما ميدهيد، گوش فرا ميدهد و شايد حتي بعد از شنيدن آن، برايدستيابي به كليد اصلي و جزييات بيشتر، پرسشهايي زيركانه از شما به عمل آورد.
درصدد است تا بلوف بزند و جوابهايي به شما بدهد و در عين حال، اصرار دارد كه پاسخ صحيحهماني است كه او ارايه ميدهد.
9. وقتي فرزندتان با فعاليتي جديد مواجه ميشود، مثلا، يادگيري دوچرخه سواري يا در هنگاماولين جلسه درس هنرياش، او:
آن را همچون كار بسيار آساني مثل آب خوردن در نظر ميگيرد و شروع به خودستايي و لافزني ميكند كه قادر است به راحتي از پس آن برآيد، بعد زماني كه در هنگام اولين مرتبه تمرين با مشكليمواجه ميشود، احساس عجز، سرخوردگي، يأس و ناتواني شديد و محض به سراغش ميآيد و از آندست ميكشد.
از اين كه مهارت جديدي ياد ميگيرد، خيلي خوشحال و ذوق زده است، ولي زماني كه متوجهميشود كه براي ماهر شدن در آن بايستي تلاش و كوشش فراواني به خرج دهد، كمي سرخورده و نااميدميشود.
به خوبي ميداند كه لازمه يادگيري و ماهر شدن در هر زمينهاي، تلاش، جديت، اراده وسختكوشي است، به همين دليل، با عزمي جزم و راسخ براي يادگيري پيش ميرود و از هر علامتكوچكي دال بر پيشرفت و موفقيتش به وجد ميآيد و لذت ميبرد.
10. فرزندتان در درس رياضيات با مشكل مواجه است. در هنگام يادگيري يك درس جديد رياضي،او:
ميگويد كه قادر به حل مسايل رياضي نيست و بدون اين كه سعي و تلاشي از خودش صورتدهد، نااميد ميشود و نسبت به آن درس، حالت تنفر و بيزاري پيدا ميكند.
ابتدا، نهايت سعي و تلاشش را براي حل مسايل رياضي به كار ميبندد، ولي زماني كه متوجهميشود كه به راحتي از پس حل آنها بر نميآيد، سرخورده ميشود و دست از كوشش بر ميدارد.
با اراده و پشتكاري مثال زدني و تحسين برانگيز، نهايت سعي و تلاشش را براي حل مسايلرياضي به كار ميبندد و كمكم و با كمك شما و آموزگارش، بر مشكل خود فايق ميآيد.
عنوان درس: ميراث پيامبر- تعداد دانش آموز 25 نفر (5 گروه 5 نفره) تاريخ اجرا 18/10/84 مصادف با 17 ذي الحجه روز قبل از عيد سعيد غدير
آموزشگاه: نام آموزگار:
اهداف :
دانشي آشنايي با ويژگيهاي حضرت علي (ع) به عنوان جانشين پيامبر
آشنايي با عيد غدير خم و مراسم اين روز
نگرشي علاقه مندي و اشتياق نسبت به شركت در مراسم عيد غدير
مهارتي مشاركت در برگزاري مراسم جشن عيد غدير
فعاليت شكل فعاليت اجتماعي
(فردي ، زوجي، گروهي جمعي) مواد آموزشي (محتوا، موضوع، موقعيت و نقش) ارزشيابي
(چي شده؟، چي شد يا نشد؟) زمان مورد نياز
بخوان (خواندن همراه با درك مطلب) فردي – گروهي محتوا رابطه ي دانش آموزان با همديگر- رابطه ي معلم با دانش آموزان – كتاب- كتاب كار دانش آموز بتواند به خوبي و بدون اشتباه و با احساس از روي درس بخواند 10 دقيقه
موضوع نبوت و امامت
موقعيت كلاس
نقش دانش آموز- معلم
تصوير خواني
(در مورد تصوير اظهار نظر كن) فردي – گروهي – جمعي محتوا تصوير كتاب و كتاب كار دانش آموزان بتوانند داستان درس را با توجه به تصاوير، كتاب و كتاب كار توضيح دهند 5 دقيقه
موضوع جانشيني پيامبر
موقعيت كلاس
نقش دانش آموزان
خلاصه گويي (با توجه به متن درس خلاصه گويي كن) فردي محتوا كتاب و كتاب كار دانش آموز پس از خواندن از روي متن درس يا همان قسمتي كه خوانده خلاصه اي براي دوستانش بيان كند 10 دقيقه
موضوع ميراث پيامبر
موقعيت كلاس
نقش دانش آموز با راهنمايي معلم
فعاليت كتاب كار
( من مي توانم) فردي – گروهي محتوا كتاب و كتاب كار دانش آموزان در پايان درس بتوانند شعر درس را به صورت سرود گروهي بخوانند و گروهي تمرين ها را كامل و تصاوير را رنگ آميزي كنند. 10 دقيقه
موضوع خواند سرود
كامل كردن سؤالات
موقعيت كلاس
نقش دانش آموزان با راهنمايي معلم
دلايل اهميت عيد غدير را بيان كن
( امامت حضرت علي (ع)) گروهي محتوا نظرات و عقايد دانش آموزان و كتاب هاي ديگر در پايان تدريس دانش آموزان توانايي باين اهميت عيد غدير و شخصيت هاي مربوط به اين روز را داشته باشند. 10 دقيقه
موضوع عيد غدير
موقعيت كلاس يا محيط كتابخانه
نقش دانش آموزان با راهنمايي معلم
آشنايي با عيد غدير و مراسم اين روز
( فعاليت خارج از كلاس) فردي محتوا كتاب هاي مختلف و استفاده از نظرات بزرگترها دانش آموزان پس از تهيه ي گزارش كه با استفاده از منابع مختلف و نظرات افراد مختلف گردآورنده اند، بتوانند آن را در كلاس براي دوستان خود بيان كنند. آزاد
موضوع عيد غدير و مراسم مربوط به آن
موقعيت منزل (خارج از كلاس)
نقش دانش آموز ![]()
مرتضي مجدفر
«چون كه با كودك ...» بقيه اش را مي دانيد. ما مكرر در كلاس هاي آموزشي، جلسه ها، گردهمايي ها، كتاب ها و نشريات ويژه معلمان ، اين بيت دلنشين و پرمعني را مي شنويم و مي خوانيم. اما آيا تا به حال به ابعاد گوناگون زبان كودكي فكر كرده ايم؛ در واقع آيا مي دانيم اين زبان چگونه زباني است و چگونه بايد زبان بگشاييم كه كودكان حرف هاي ما را درك كنند؟
با كودكان به زبان هاي گوناگون مي توان حرف زد: زبان قصه، زبان شعر، زبان متل و ... اما بهترين و گوياترين زباني كه همه كودكان در سنين گوناگون و با بهره هاي هوشي متفاوت مي توانند آن را درك كنند، زبان بازي است. بازي، جوهر زندگي و پنجره اي به دنياي كودك است. در بازي، كودكان استقلال دارند، نظر مي دهند و مشكلات خويش را حل مي كنند. بازي، مؤثرترين و پرمعناترين راه يادگيري كودكان است. هنگام بازي، كودك فكر مي كند، برنامه ريزي مي كند، راه هاي تازه اي مي يابد، تجربه مي كند، پرورش فكري، عاطفي، جسمي و اجتماعي مي يابد و ...
بازي هايي كه در كلاس درس و محيط مدرسه و براساس برنامه هاي درسي و تحقق هدف هاي آموزشي و پرورشي و به شكل هوشمندانه و برنامه ريزي شده مورد توجه قرار گيرند، «بازي آموزشي» ناميده مي شوند و مي توان از آنها در فرايند ياددهي - يادگيري به شكل شايسته اي استفاده كرد.
مينا اشرفي مهابادي، آموزگاري است كه كاربرد بازي هاي آموزشي در كلاس او جايگاه خاصي دارد. صفحه فرهنگ و آموزش امروز با انديشه ها و تجربه هاي خانم اشرفي، هم بازي شده و در مورد بازي و بازي هاي آموزشي، با وي به گفت وگو نشسته ايم.
***
* به نظر مي رسد براي شروع بحث، ارائه تعريفي از بازي هاي آموزشي مناسب باشد.
- تعريفي دقيق و قطعي براي بازي و بازي هاي آموزشي وجود ندارد. نظريه هاي كلاسيك درباره بازي كه به قبل از جنگ دوم جهاني برمي گردند، از بازي به عنوان تخليه انرژي مازاد، تفريح، پيش تمرين و... ياد كرده اند، اما پژوهش هاي سال هاي اخير نشان داده اند، بازي هاي آموزشي در تجزيه و تحليل فكري و سازمان دادن كوشش هاي خودآگاهانه براي متكامل فكر كردن بسيار مؤثرند. همچنين علماي تربيت معتقدند: استفاده از تحرك به عنوان وسيله اي براي كمك به كودكان، در از ميان بردن مشكلات يادگيري بسيار مؤثر است.
* آيا شما بازي هاي آموزشي مورد استفاده خودتان را از قبل طراحي مي كنيد و يا هنگام كار با دانش آموزان، به صورت بداهه آنها را به كار مي بريد؟ به عبارت ديگر مي خواهم بپرسم، بازي هاي آموزشي در طرح درس از پيش نوشته شما چه جايگاهي دارند؟
- معمولاً همه بازي هاي آموزشي با برنامه ريزي خاص و براي نيل به هدف هاي درسي طراحي مي شوند. اين بازي ها براي سهولت انتقال مفاهيم آموزشي و تسهيل روند ياددهي - يادگيري فراگيران به كار مي روند. براي من اين طور بوده كه غالباً جرقه اوليه طراحي هر بازي آموزشي، به وسيله گروه ها و يادگيري آموزشي فراگيران در يادگيري يك مفهوم ذهني زده شده است. از بازي هاي آموزشي در جايگاه هاي گوناگوني در فعاليت هاي آموزشي و پرورشي كلاس هايم استفاده مي كنم، مثلاً به هنگام ايجاد انگيزه براي شروع تدريس، استفاده از راهبردهاي ياددهي - يادگيري، به كار بستن ارزشيابي تشخيص، فعاليت هاي پس از تدريس، ارزشيابي پاياني و حتي تعيين تكليف.
همچنين، علاوه بر اين كه با برنامه از پيش تعيين شده به كلاس مي روم، ولي گاهي اوقات با توجه به شرايط خاص فكري دانش آموزان، اتفاقات خاص كلاس و يا نظرات جالب و خلاقانه دانش آموزان طرح بازي را تغيير مي دهم و هنگام اجرا آن را كامل تر يا به شكلي جديدتر و حتي با طرح خاص ديگري كه مطلوب نظر بچه ها و البته مبتني بر هدف هاي درس باشد، تبديل مي كنم. در واقع دانش آموزان من، هميشه بهترين مكمل براي بازي هاي آموزشي ام بوده اند.
* همراهي بچه ها با كاربرد بازي هاي آموزشي در كلاس درس چگونه است. آيا اين كار شما باعث نمي شود، بچه ها درس را جدي نگيرند و همه درس ها را به نوعي شبيه درس ورزش و يا هنر و كاردستي ببينند.
- جديت در تدريس اين نيست كه ما در جايگاه معلم هميشه با ديواري خاص از دانش آموزان خود فاصله بگيريم يا دانش آموزان هميشه مثل انسان هايي بي روح، ساكت و آرام و بي تحرك، به حرف هاي ما گوش بدهند. مگر نه اين است كه ما مي خواهيم، فراگيرانمان را به هدف هايي آموزشي برسانيم و يادگيري صورت بگيرد، پس چرا از دنياي ذهني آنها وارد نشويم؟
چرا خود دانش آموزان با دنياي بازي، اطلاعات خود را بهتر پردازش نكنند و به معنا و مفهوم درس پي نبرند؟ جديدترين تحقيقات نشان مي دهند، بازي هاي آموزشي جديت، اهتمام، تصميم گيري، حل مسئله، همكاري و ابتكار در يادگيري كودكان را افزايش مي دهند.
وحشت بزرگ همه همكاران آموزگار در همين است كه احساس مي كنند، با استفاده از بازي هاي آموزشي، تدريس و كلاس درس، جايگاه خود را از دست مي دهند و به شخصيت معلم خدشه وارد مي شود. در صورتي كه اگر اول براي معلم و سپس براي دانش آموزان، جايگاه بازي هاي آموزشي و هدف هاي آن بيان شود، نه تنها مشكل برانگيز نيست، بلكه دانش آموزان هيچ مرز و فرقي ميان اين فعاليت ها و ديگر فعاليت هاي آموزشي قائل نخواهند شد. من در تجربه هاي عيني خود اين مسئله را به خوبي لمس كرده ام و ديده ام بچه ها به هيچ عنوان سوءاستفاده نمي كنند.
* آيا تاكنون تلاش كرده ايد به نوعي بازي هاي آموزشي را از كلاس هاي درس به منزل دانش آموزان خود بكشانيد؟ در واقع آيا دنبال كاربرد عملي بازي هاي آموزشي در زندگي بچه ها هم هستيد؟
- يكي از دغدغه هاي ما آموزگاران اين است كه دانش آموزان در منزل مفاهيم آموزش را تكرار و تمرين كنند و وقت خود را بيهوده هدر ندهند. معمولاً دانش آموزان زرنگ و باهوش، اين كار را به طور مستقيم با مطالعه درس ها و تكرار تمرين ها انجام مي دهند. ولي مشكل ما با دانش آموزان ضعيف، با ضريب هوشي پايين و بي حوصله است كه معمولاً وقت خود را با فعاليت ها و بازي هاي بي هدف مي گذرانند. ارائه بازي هاي آموزشي از طريق آموزگار باعث مي شود، بدون اين كه از دانش آموزان خواسته شود، اين بازي ها را در منزل و با خواهر و برادر و اقوام خود تكرار كنند و غيرمستقيم درگير مفاهيم آموزشي شوند. در حين همين تفريح و تفنن است كه مفاهيم و نكات اصلي درس تكرار و تثبيت مي شوند. در واقع، اغلب تدريس هايي كه من با استفاده از بازي هاي آموزشي ارائه مي كنم، نوعي ياددهي- يادگيري در هم تنيده هستند و كمتر با اين كارها، در تثبيت يادگيري مشكل داشته ام.
* از بازي هاي آموزشي، در ارائه تكليف به دانش آموزان خود چگونه بهره مي گيريد؟
- در بيشتر تكاليف من، به نوعي استفاده از بازي وجود دارد كه تكرار محض بازي در منزل، ساخت وسايل بازي، بازي گروهي با اعضاي خانواده و در ميهماني ها، از آن جمله اند. براي مثال، در پايه چهارم اجراي بازي حباب صابون و حل تمرينات ضرب چند رقم، بازي فايده هاي شخم زدن زمين كه توأم با حركات ساده بدني است، ساخت وسايل پازل نقشه ناهمواري هاي ايران در پايه پنجم، ساخت كيسه كسرها و خاله بازي كردن با كسرهاي كوچك تر و مساوي و بزرگ تر از واحد، قايم باشك بازي و مساوي كردن سه كسر با مخرج نامساوي، نمايش بازي گروهي شكل سه حالت ماده در پايه پنجم، ايستادن به شكل سلول در پايه چهارم، برخي از نمونه هاي تكاليفي هستند كه بچه ها به شكل بازي انجام مي دهند.
* ببينيد، مثال هايي كه شما مي زنيد، خيلي شخصي و قائم به فرد هستند. در واقع اگر فرد ديگري بخواهد آنها را در كلاس خود اجرا كند، بايد از جزئيات بازي شما و سناريوي اجرايي آن آگاهي داشته باشد و اين امكان پذير نيست، مگر با مستندسازي و ماندگار ساختن تجربه ها از طريق ثبت و ضبط بازي ها و يا نگارش سناريوي آنها و يا حتي فيلمبرداري از توضيحات شما درباره شيوه ها و مراحل اجرايي هريك از اين بازي ها. آيا تاكنون تلاشي براي مستندسازي و نگهداري تجربه هاي خود در زمينه هاي بازي هاي آموزشي كرده ايد؟
- تا امسال اين كار را نكرده بودم. ولي وقتي در جايي خواندم كه در مورد كتاب هاي سابق علوم دوره ابتدايي كه قريب ۳۳ سال در كشور ما تدريس شدند، حتي يك مجموعه تجربه مستندسازي وجود ندارد، تصميم گرفتم شرح بازي هاي خودم را در دفترچه اي بنويسم و قيد كنم كه هركدام مناسب چه درسي است. از اين گذشته، شنيده ام براي شركت در طرح معلمان پژوهنده هم، بايد تجربه ها ثبت و ضبط شوند. به همين خاطر الآن سعي دارم شيوه استفاده از بازي هاي آموزشي را به همراه دهها بازي كه خودم در كلاس هايم انجام مي دهم، مكتوب كنم تا اگر خواستم، به راحتي بتوانم در طرح معلمان پژوهنده شركت كنم.
* استقبال اوليا از طرح هاي شما چگونه است؟
- اوليا، چون به طور مستقيم در جريان بازخورد روند اين يادگيري هستند تا به حال بسيار خوب استقبال كرده اند و تمايز كلاس امسال فرزندشان با سال هاي قبل را در اين مي دانند كه فرزندشان با ذوق و شوق فراوان از درس جديد و بازي تازه اي كه ياد گرفته است، سخن مي گويد و اعضاي خانواده و اقوام را نيز درگير كار مي كند. اوليا مي گويند، حتي گاهي مجبوريم با او بازي كنيم تا مطالب درسي برايش تكرار شوند.
* آيا با منابع آموزشي و پژوهشي در مورد بازي و بازي هاي آموزشي آشنا هستيد؟
- تا آنجايي كه من دنبال كرده ام، مطالب خيلي كم و پراكنده اي وجود دارند و كمتر در اين زمينه كار شده است. تنها چند كتاب ترجمه شده را شاهد هستيم كه به بازي پرداخته اند. البته كتاب درباره درماني بيشتر موجود است. «از جمله منابع مي توانم به بازي و رشد كودك» تاليف مك لكان ترجمه محمدعلي احمدوند، «بازي و رشد» ، ترجمه مهدي قراچه داغي، «بازي هاي آموزشي قبل از دبستان» ، تاليف مصطفي مقدم و مرحوم منوچهر تركمان اشاره كنم.
در كتاب يادگيري فعال ترجمه خانم فروغ تن ساز نيز خيلي جالب و متناسب با سن دانش آموزان، برخي بازيهاي آموزشي ارائه شده اند. همچنين در مركز آموزش عالي فرهنگيان دارالفنون تهران، پايان نامه اي ديدم كه كار خانم فهيمه شمالي و براي دريافت مدرك كارشناسي بود. در اين پايان نامه ، صد بازي آموزشي مربوط به دوره ابتدايي جمع آوري شده است.
به نقل از روزنامه همشهري ٣/٥/١٣٨٥

فرياد كمك كودكان در لابلاي نقاشي
واقعيت اين است كه در دنياي امروزي انتقال انديشه تنها از راه كلام و نوشته ميسر نيست بلكه نقاشي، مجسمه سازي، عكاسي، سينما و تئاتر و ... به مراتب بهتر از گفتن و نوشتن احساسات ما را به ديگران منتقل مي كند. در اين ميان نقاشي فعاليتي است كه مي توان آن را از ديدگاههاي متفاوت بررسي كرد.
امروزه روانشناسان تجربي متقاعد شده اند كه رفتارهاي گوناگون كودك در دوراني كه كودك رفتاري ساده و ذاتي و يا پيچيده دارد بستگي كاملي به تحولات ارثي و رشد نظام هاي مغزي وي دارد.
« ژان پياژه »در پژوهش هاي خود به اين باور رسيده است كه: فرايند منطق و ادراك كودك به طور دقيق ناشي از تحريكاتي است كه در اطراف كودك وجود دارد و با تغيير آن مي توان اين فرايند را كند و يا تندتر نمود.
« آنا اوليوريو فراري »نيز دنياي كودكان و گرايش كودك به دويدن، بازي كردن، خط خطي كردن و نقاشي كردن را امري غريزي و يا وابسته به دنياي مخصوص كودكان مي داند قدر مسلم اين است كه در بسياري از عكس العمل ها، فعاليت ها و اشكال رفتاري كودك اثر آشكاري از تكامل گرايي ديده مي شود به طوري كه قبل از چهار دست و پا رفتن مي تواند شنا كند، قبل راه رفتن روي دو پا مي تواند چهار دست و پا راه برود و قبل از حرف زدن مي تواند راه برود. به اين ترتيب اجتماعي كردن رفتار كودك به امكان ارتباط او به وسيله خطوط و علائم بستگي دارد. رسم خط (خط خطي كردن) و اصولاً هر نوع فعاليت بدوي هنري مي تواند معرف يكي از اشكال و يكي از مراحل بازي به صورت تكامل يافته تر و خلاق تر آن باشد و كودك بطور ناخودآگاه مسائل و مشكلاتي را كه در ارتباط با بزرگسالان برايش بوجود مي آيد مطرح مي كند و نقاشي كه به منزله نوعي بازي براي كودك به صورت يك فعاليت اجتماعي در مي آيد و ادراك، حافظه، تخيلات، خلاقيت و نيز نيروي عضلاني تحت تأثير اين فعاليت هاي نمايشي قرار مي گيرد. نقاشي به كودك امكان شناسايي محيط و شركت خود در آن را فراهم مي سازد و يا سوالاتي برايش مطرح مي سازد. اين چنين است كه نقاشي كودكان معني دار مي شود و مي توان آن را شبيه خواب و رويا معني كرد.
به همين دليل آموزش نقاشي به كودك بر پايه تصحيح نقاشي او اشتباه بزرگي است. با مجبوركردن كودك به كپي و تقليد امكان برقراري هر نوع گفتگو با او را از بين مي بريم . درحاليكه اگر به كودك آزادي عمل بدهيم و قوه ابتكار او را با مشاركت و كار گروهي و بيان موضوعات عمومي و در اختيار قراردادن وسائل و لوازم كار كامل - جهت مطلبي كه او مي خواهد عرضه كند - تقويت كنيم، شخصيت كودك ساخته مي شود و او به پختگي فكري مي رسد.
« آنا اوليوريو» نويسنده كتاب نقاشي كودكان و مفاهيم آن معتقد است كه نقاشي هاي كودكاني كه دچار آشفتگي رواني هستند بيشتر از ديگر كودكان همسان خواب و رويا است، زيرا كودك دنياي ترس و دلهره خود را با نقاشي نشان مي دهد. همچنان كه آثاري كه «ونسان ون گوگ» در زماني كه در بيمارستان رواني بستري بود، خلق كرده است، علاوه بر نشان دادن خلاقيت او بيانگر دلهره اي است كه او از جهان دارد. به ويژه در تابلو «درختان سرو» و« زنبق زار » به همين ترتيب آزمايش هاي رفتاري كه بر اساس تجزيه و تحليل نقاشي هاي كودكان انجام مي گيرد، از وسيله بيان مخصوص روحيه كودكان بهره مي گيرد. با دقت در نقاشي كودكان به معاني روشني دست مي يابيم كه حكايت از نشانه ها و علائم خاصي دارند. شايسته است نقاشي كودكان را جدي بگيريم تا نداي كمك آنان را بشنويم .
تفسير نقاشي كودكان
زماني كه جهت آموزش زنان روستايي به روستاي سجاسرود استان زنجان مي رفتم، به كودك ۸ ساله اي كه همراه مادرش در كلاس حضور داشت كاغذ و چند مداد رنگي دادم، كه سرگرم شود. در پايان كلاس ،نقاشي فوق را به دستم داد. ملاحظه مي فرمائيد كه كاملاً فضا روستايي است. پدر و مادر و دو خواهر مشغول به كار و پدر برجسته تر از ديگران و برادر كه حضور ندارد و خود كودك مشغول كمك به پدر، وقتي از آمنه ۸ ساله خواستم كه نقاشي را توضيح دهد علت برجسته بودن تصوير پدر را به صورت عشق و ستايش يافتم و نبود برادر را اعتياد او، كه مادرش توضيح داد: آمنه برادرش را خيلي دوست دارد و اينكه عكس او را نكشيد شايد بيماري اوست كه تمام اعضاي خانواده را ناراحت مي كند. درك و فهم نقاشي هاي كودك يعني چيزي كه او مي خواهد بيان كند، براي والدين و مربيان بسيار لازم است زيرا شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بين بزرگسالان و كودكان مي شود. در هنگام تعبير نقاشي كودك به سه مرحله بايد عنايت داشت:
۱- كنايه هاي آگاهانه يا ارادي
۲- كنايه هاي مبهم
۳- كنايه هاي ناخودآگاه
كنايه هاي آگاهانه برجسته نشان دادن تصوير پدر در نقاشي آمنه
كنايه هاي مبهم در حاشيه بودن خود آمنه شايد كمك به پدر
كنايه هاي ناخودآگاه نبود برادر در تصوير.
در بيشتر نقاشي هايي كه كودكان از خانواده به ويژه خانواده خود ترسيم مي كنند يك شخصيت برجسته مي شود كه كودك بيشترين توجه خود را به او دارد. چه علاقه و چه نفرت و بعضاً نگراني از وضعيت او. زيرا آن شخصيت از ديگران مهمتر است و فضاي روحي رواني كودك را اشغال كرده است . به همين علت اين فضا به صورت برجسته تر و يا رنگ هاي زنده تر نشان داده مي شود.
در بررسي نقاشي هاي كودكان به نكات ارزشمندي كه فضاي روحي و رواني او را اشغال كرده پي مي بريم كه به خوبي مي توانيم نداي كمك او را از لابلاي تصاوير بشنويم. كودكي كه در خانواده درهم ريخته و متشنج پرورش مي يابد، در نقاشي خود عوامل تشنج و خشونت را معرفي مي كند.
خانم آصفي كه مربي مهدكودك است چندين برگ نقاشي كودكان را در اختيارم گذاشت. در يكي از آنها ،كنار تصوير پدر دو رشته دندان كشيده شده بود و مادر هم سرش روي پاهايش قرار داشت و خود كودك نيز در كنار مادر و چسبيده به او و جالب تر اينكه درختي در تصوير بود كه شاخه هايش واژگون بود. اين نقاشي فضاي غم انگيزي را نشان مي داد. در ارتباطي كه با خانواده كودك برقرار كردم، دريافتم كه پدر مردي بداخلاق و به شدت عصبي است. خارج شدن دندان از دهان او نشان دهنده اوج خشونت پدر است. ضمناً تصوير پدر نيز نسبت به تصاوير ديگر برجسته تر بود. اين برجستگي از جهت نفرت از خشونت پدر بود.
در نقاشي ديگري تصاوير متعددي از پدر كشيده شده بود كه چوبي نيز در دست دارد به حالت هاي گوناگون و هيچ فرد ديگري در تصوير وجود نداشت. اين كودك نيز داراي پدري خشن بود و آن چوب نيز وسيله اي بوده كه پدر با آن مادر و خواهر او را كتك مي زده است. رفتار خشن پدر آنچنان كودك را مشوش كرده كه كودك ديگر به كسي نمي انديشد. فقط پدر به عنوان واقعيت بيروني در مغز كودك وجود داشته است.
در نقاشي سميه ۶ ساله نيز نقش زني مكرر كشيده شده و پاك شده بود در حالي كه فضاي خانه به طور منظم رسم شده بود. سميه نزد مادر ناتني خود (همسر پدرش) زندگي مي كند و نگهداري سميه به عهده زن باباي اوست كه سميه ناخودآگاه آرزوي نبودن او را دارد. در نقاشي عباس نقش پدرش بسيار تيره بود و چهره او در سايه افراطي محو شده بود و در بررسي به عمل آمده معلوم شد كه عباس پدر ندارد.در نقاشي فرامرز هم تصاوير چندين دوچرخه در هم كشيده شده ديده مي شود و فرامرز بزرگترين آرزوي خود را داشتن يك دوچرخه عنوان مي كند.
در نقاشي عاطفه نيز آدم ها بسيار كوچك و با چشمان خالي از نگاه ترسيم شده بودند. روان شناسان كودك مي گويند: كودكاني كه منزوي و در خود فرورفته هستند، تصاوير انسان ها را در حد و اندازه هاي كوچك نشان مي دهند و فرهاد هم در نقاشي اش بر اثر فشار بيش از حد بر كاغذ سوراخ ايجاد كرده بود و اين نشان از پرخاشگري او بود كه خانم آصفي هم آن را تأييد نمود.
در نقاشي فرزانه ۶ ساله در كنار آدم هاي با لباس روستايي و مرداني كه شيئي شبيه داس به دست دارند و گوسفند، گاو، تلويزيون، ماشين لباسشويي، اتومبيل كامپيوتر نيز ديده مي شود و در بررسي وضعيت زندگي فرزانه خانم آصفي مي گويد كه فرزانه تا ۵ سالگي در روستا زندگي مي كرده است.
در نقاشي محمود شخصيت هاي نقاشي اش با اندازه هاي بزرگ و گل هايي كه پر از تيغ و خار و حيواناتي كه هيولا مانند هستند، ديده مي شود. خانم آصفي درباره رفتار محمود مي گويد: محمود پسري بسيار مضطرب، هيجان زده و پرخاشگر است. او دائم در حال جنبش و تصميم گيري هاي شتاب زده است كه فوري هم از آنها پشيمان مي شود.
در نقاشي مريم هم نكته بسيار جالب و شگفت انگيزي را مشاهده كردم. در فضاي خانه اي كه ترسيم كرده بود خود را در مقابل دستشويي بدون دست كشيده بود و مادرش را نيز با دست هايي كه دستكش سياه به دست داشت. خانم آصفي با خانواده مريم همسايه بود. علت بدون دست بودن و دست هاي پوشيده مادر مريم را در وهله اول نتوانست تفسير كند . بعد از مدتي تفكر خانم آصفي به خاطر آورد كه مادر مريم زني به شدت وسواسي است و اين حالت را در رفتار مريم نيز مشاهده كرده است و آخرين نقاشي متعلق به ليلا بود كه مادرش را در حال رفتن نشان مي داد و اين تصور نياز به هيچ تفسيري نداشته، چون مادر شاغل هرگز در كنار كودك نيست.
در تفسير نقاشي كودكان از اساتيد فن - «ساكولنيا» عضو انستيتو آندر آموزش هنري مسكو مي گويد: كودكان بالاتر از ۶ سال نيز نكاتي بسيار ارزشمندي در جهت بيان احساسات و حالات روحي آنان مشاهده مي شود.
كودك ۸ ساله اي كه خانه اي به شكل قصر و بسيار مجلل و اشيايي با نظم خاص كشيده شده بود، نشانگر اين است كه كودك در يك خانواده مرفه و بدون دغدغه بسر مي برد و كودك ديگر كه خانه را در پشت ميله ها ترسيم مي نمايد نشانگر آن است كه محيط خانه براي او امن نيست.
مطمئناً اين كودك ۸ ساله نمايي از زندان نيز در فيلم ها و يا تصاوير روزنامه يا مجله ديده است.
كودكاني كه شادند معمولاً خانه هاي وسيع و كوچه هاي وسيع ترسيم مي كنند. چون كوچه نماد فرار و گريز است ولي كودكاني كه داراي خانواده گسسته و ناهماهنگ هستند، معمولاً كوچه هاي كج و باريك مي كشند. شايان ذكر است كه تفسير نقاشي به معناي اين نيست كه آنچه را كه يك نقاشي در بردارد به صورت جملات معمولي و قابل فهم مي توان بيان كرد . بلكه جستجوي يك معناي مخفي توسط يك كليد رمز كمك مي كند تا يك نقاشي تفسير شود. كليدهاي رمز به اعتقاد پياژه ابزار تفسير نقاشي ها هستند كه به كمك آنها تحليل نقاشي يعني روانكاوي كودك ممكن مي شود. هنگام تفسير نقاشي كودك مقطع سني كودك مي بايستي دقيقاً در نظر گرفته شده و مهمتر بررسي وضعيت خانوادگي كودك است.
فهم طراحي كردن، قبل از هر چيز به معناي درك فهم كافي و دقيق نسبت به ساختار، شكل، رنگ، جزئيات اختصاصي و موقعيتي كه دارند بستگي پيدا مي كند.
در مشاهده تعدادي از نقاشي هاي كودكان متوجه مي شويم كه موضوع هايي مانند خانه، خورشيد، ابر، درخت، جاده و ... غالباً بارها بي آنكه براي كودك كسل كننده باشد تكرار شده است. تكرار يك موضوع معمولاً داراي معناي خاصي در ارتباط با كودك است . ترجيح دادن ثابت يك موضوع و در موضوع هاي ديگر در سنين مختلف و در نزد كودكان مختلف تفاوت دارد. اما بيشتر نقاشي ها يك نوع تكرار قالبي كه بيانگر مشكلات عاطفي و يا كشمكش دروني حل نشده است، ديده مي شود كه در تعقيب نقاشي پس از رها شدن كودك از آن مشكل مشاهده خواهيم كرد. به تدريج تكرار قالبي كاهش مي يابد و در مرحله اي كلاً قطع مي شود.
همانطوري كه ذكر آن رفت در تصاوير كودك امنيت و يا ناامني خانه به وضوح ديده مي شود. خورشيد نيز در بيشتر نقاشي هاي كودكان وجود دارد كه نشان از خوشحالي و يا گرما و بنا به نظر پژوهشگران نماد پدر و يا فرد مطلوب در ذهن كودك است كه وقتي رابطه بين كودك و فرد مطلوب كه مي تواند مربي يا برادر بزرگتر و يا پدر بزرگ و ... خوب باشد.در اين موارد خورشيد به طور كامل در حال درخشيدن است وبعضاً با چشم و ابرو است و لبخندمي زند اما حالت تيره بودن روابط كودك با بزرگان و يا پدر خورشيد به پشت كوه يا قوسي در افق ديده مي شود. اگر كودك از پدر يا ناپدري و يا مربي اش ترسيده باشد رنگ خورشيد نيز جز رنگ هاي تيره مثل قرمز تند و يا سياه درمي آيد. از آنجايي كه درخت داراي سه قسمت است. در نقاشي كودكان از اهميت خاصي برخوردارند و توجه به جزء درخت مثل ريشه تنه و شاخه و برگ هركدام نشان از حالات روحي خاصي از كودك را بيان مي كند. كودكي كه در نقاشي خود به ريشه درخت بيشتر توجه مي كند، معمولاً كودكي آرام است . بسياري از كودكان نيز درخت را بسيار بلند مي كشند و در انتهاي آن چند شاخ و برگ ترسيم مي كنند. روان شناسان اين گروه كودكان اگر در سنين دبستان باشند را كودكاني واپس گرا و آرزومند بازگشت به كودكي معرفي مي كنند و درهم و برهم بودن برگ درختان را نيز نشان از در خود فرورفتگي كودكان مي دانند و كج بودن درخت نقاشي را نيز از عدم ثبات كودك و اما اگر كودكي درختان واضح با شاخه هايي از هم گسسته ترسيم كند نمايانگر آن است كه اين كودك كودكي سازگار با محيط است.
نتيجه:
با جمع بندي مطالبي كه در خصوص مطالعه نقاشي كودكان به دست آورديم، درمي يابيم كه نقاشي تنها وسيله تشخيص ناسازگاري كودك و يا ناراحتي روحي او از محيط خانواده و اجتماع و مدرسه نيست، بلكه خود عامل بالقوه خلاقيتي است كه وسيله درمان موثر هم مي شود. «اشترن» روان درماني نقاشي را براي درمان كودكان ناثابت و عقب مانده توصيه كرده است و نتيجه حاصله از پيشنهاد اشترن جهت استفاده از نقاشي در درمان ناراحتي هاي رواني كودكان نيز اعجاب انگيز بوده است . زياد نقاشي كردن به كودك امكان مي دهد كه قدرت و قابليت خلاقيت خود را بشناسد و در نتيجه حل مشكلات آموزش برايش سهل تر جلوه كند و همچنان كه يك كارشناس بهداشت عمومي مي گويد:
جهان پر از كودكان باهوش و خوش ذهن است كه با ذوق خود به زندگي، معني مي دهند. اي كاش براي كمك به آنها با دست خودمان موجب نابودي آنها نشويم.
در پايان از زني سخن مي گويم كه با كودكي كه در آغوش داشت نزد پيامبر آمد و گفت:براي ما از فرزندان سخن بگوي و
پيامبر گفت:
فرزندان شما به حقيقت فرزندان شما نيستند.
آنها دختران و پسران زندگي اند در سوداي خويش.
اين جوهر حيات است كه به شوق ديدار خويش هر دم از گوشه اي سر بر مي كند.
آنها از كوچه وجود شما مي گذرند اما از شما نيستند و اگر چه با شمايند به شما تعلق ندارند.
عشق خود را بر آنها نثار كنيد، اما انديشه هايتان را براي خود نگه داريد.
زيرا آنها را نيز براي خود انديشه اي ديگر است.
چه آنها را در خانه خود مسكن دهيد اما روح آنان را آزاد گذاريد.
زيرا روح آنان در خانه «فردا» زيست خواهد كرد كه شما حتي در رويا نمي توانيد به ديدار آن برويد. ممكن است تلاش كنيد كه شبيه آنها باشيد اما بكوشيد كه آنان را مانند خود بار بياوريد.
زيرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و يا ديروز درنگ نخواهد كرد.
***
پس كودكان را جدي بگيريم حتي نقاشي هايشان را، نداي كمك آنها را از لابلاي تصوير رسم شده توسط آنها بشنويم و به ياريشان بشتابيم.
نازخند صبحي
منابع:
۱- ا.ل.كرمن. نقاشي كودكان- كاربرد تست ترسيم خانواده در كلينيك ، مترجم: دكتر دادستان .
۲-كلين دي. توماس. آنجل.ام.جي. سيگر مقدمه اي به روان شناختي نقاشي كودكان ، مترجم: عباس مخبر.
برگرفته از روزنامه همشهري
تنبیه: عبارتست از ارائه یک محرک ناخوشایند به دنبال یک رفتار نامطلوب،جهت کاهش دادن احتمال وقوع آن رفتار.
تشویق
همانطور که مشخص شد رفتارهای مطلوب از رفتارهای نامطلوب تفکیک می شوند و سعی معلم باید بر این باشد که رفتار مطلوب دانش آموزان را در آنها تقویت و نگهداری کند.
مهمترین عامل نگهداشت رفتار یاد گرفته شده، تقویت بلافاصله بعد از رفتار مطلوب است. اگر معلم پس ازسپری شدن مدتی از انجام رفتار، آن را تقویت کند، از اثر بخشی تقویت کاسته می شود و نتیجه مطلوب به دست نمی آید. از آنجا که تقویت کردن بلافاصله همه رفتارهای دانش آموزان درکلاس درس و محیط مدرسه اغلب ناممکن است، معلم می تواند برای رفع مشکل ناشی از تأخیر در تقویت از توضیحات کلامی استفاده کند. برای مثال معلم تصمیم می گیرد که برای تقویت رفتارهای مثبت تحصیلی و اجتماعی دانش آموزان آنان را در روز جمعه به گردش علمی ببرد. در این مثال، بین انجام رفتار و دریافت تقویت به طور طبیعی وقفه می افتد. معلم می تواند برای رفع مشکل تأخیر در تقویت، در پایان کار روزانه دانش آموزان، به آنان یادآور شود که «خوشبختانه همه شما با جدیتی که در درسهایتان به کار می برید و اخلاق و رفتار خوبی که از خود نشان می دهید خواهید توانست در برنامه گردش علمی روز جمعه شرکت کنید.»
تنبیه خشن ترین و نامطلوبترین روش تغییر رفتار است. هر چند که مشاهدات روزانه و شواهد تجربی نشان داده اند که تنبیه در کاهش دادن رفتار نامطلوب به طور موقت مؤثر است، اما باید توجه داشت که تنبیه باعث از بین رفتن رفتار تنبیه شده نمی شود و تنها تأثیری که دارد این است که رفتار نامطلوب را موقتاً پنهان می کند. به این صورت که رفتار تنبیه شده، پس از تنبیه، همچنان در مجموعه رفتار فرد باقی می ماند و تا زمانی که عامل تنبیه کننده حاضر و ناظر است مخفی باقی می ماند، ولی به مجرد این که عامل تنبیه کننده تضعیف شود و از میان برود آن رفتار مجدداً ظاهر می شود. برای مثال کودکی که به علت زدن حرف زشت از پدر کتک می خورد، می آموزد که در حضور او حرف زشت نزند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در غیاب پدر، مثلاً در حضور مادر یا افراد دیگر، این کار را انجام ندهد. بنابراین بزرگترین اشکال تنبیه این است که این روش رفتار نامطلوب را در فرد از بین نمی برد، بلکه آن را موقتاً پنهان می کند. این رفتار پس از ضعیف شدن عامل تنبیه کننده مجدداً ظاهر می شود.
مشکلات دیگر استفاده از تنبیه به طور خلاصه عبارتند از:
- مسری بودن تنبیه، یعنی دانش آموزانی که شاهد تنبیه شدن دانش آموزان دیگر بوده اند، بعدها خود رفتار تنبیه شده را تقلید کرده اند.
- یکی از روشهای کاهش رفتار نامطلوب بی توجهی نسبت به رفتار دانش آموز است. برای مثال معملی که متوجه می شود توجه بیش از حد او منجر به لوس شدن دانش آموز شده، توجه خود را از او منحرف کرده و بدین طریق رفتار نامطلوب را در او خاموش می کند.
با توجه به توضیحات بالا مشکل کمبود انگیزه یادگیری دانش آموزان یا کمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری مطالب تازه، ناشی از شکستهای پی درپی آنان در درسهای مشابه درس جدید است. بنابراین بهترین راه رفع مشکل این است که کیفیت آموزش را بهبود بخشیم. این اقدامات سبب افزایش یادگیری و کسب موفقیت از سوی دانش آموز دردرسهای تازه خواهد شد. این کسب موفقیت باعث می شود که یادگیرنده، به تدریج به تصویری مثبت تر از تواناییهای خود نسبت به یادگیری دست یابد. اگر این جریان، درچندین واحد یادگیری ادامه یابد، از تصورات منفی دانش آموزان نسبت به تواناییهایش در رابطه با یادگیری مطالب کاسته می شود و به جای آن تصورات مثبت تری دراین مورد کسب خواهد کرد. که این خود علاقه و انگیزه یادگیری را در او افزایش می دهد، اما آنچه که گفته شد، بهترین روش ایجاد کردن علاقه در دانش آموزان نسبت به یادگیری موضوعهای درس است، علاوه بر این روش کلی شیوه ها و فنون دیگری وجود دارد که توجه به آنها سطح علاقه و انگیزش یادگیرندگان را بالا می برد، که در ذیل به آنها می پردازیم.
- ارائه مطالب درسی به صورت متوالی، از ساده به دشوار، موجب می شود که یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده، به اندازه کافی موفقیت به دست آورند. این کسب موفقیت اولیه، انگیزش یادگیری را برای یادگیریهای بیشتر افزایش می دهد و بر آمادگی او می افزاید.
- ایجاد رقابت فردی بین دانش آموزان به کسب موفقیت در معدودی از آنان و شکست اکثریت کلاس می انجامد، بنابراین باید از آن پرهیز کرد.
- بهترین تکالیف و فعالیتهای یادگیری ازلحاظ ایجاد انگیزش آنهایی هستند که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوارند. به عبارتی بهترین تکالیف یادگیری آنهایی هستند که یادگیری در انجام آنها نیاز به قدری تلاش داشته باشد.
- نکات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده می گوید، فکر کند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی که می خواند تمرکز کند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را می خواند با زندگی شخصی خود مرتبط کند.
با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی می رسید :
-۱ در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکر کنید:
- در مورد این موضوع چه می دانم؟
- چه چیزی می خواهم یاد بگیرم؟
- بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفتهام؟
۲- ابتدا بخشی را که می خواهید بخوانید سریع نگاه کنید:
- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
- چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
- درک کلی شما از موضوع چیست؟
۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:
- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگههای یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک می کند.
- مطالبی را که کاملا متوجه نشدهاید، دوباره بخوانید.
- فکر کنید که از کجا می توانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
- این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟
۴- آنچه را که خواندهاید، دوره کنید:
- بعد از هر قسمت مطالبی را که خواندهاید، برای خود تکرار کنید.
- در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید.
- مطالبی را که خواندهاید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم می کند.
تونی بوران در کتاب " چگونه از مغز خود بهتر استفاده کنیم؟ " می گوید:
منحنی حافظه انسان طوری است که به فاصله چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می کند، و بعد از ۲۴ ساعت تقریبا فقط رئوس مطالب را به خاطر می آورد، رئوس مطالب هم بعد از مدتی فراموش می شود مگر اینکه :
فرد پس از ۱۰ دقیقه یک بار مرور، پس از 24 ساعت یک بار مرور، و پس از یک هفته یک بار مرور انجام دهد و از مطلبی که یاد گرفته است در عمل استفاده کند.
بازی مار و پله را می شناسید. در سال 78 که کسوف کلی در ایران رخ داد، مار و پله ای طراحی شد که ضمن بازی با آن، نکات ایمنی که باید در هنگام خورشید گرفتی رعایت شود و باورهای غلط یا خرافات به مردم معرفی شود. در این بازی، بازیکنان مهره های خود را در خانه اول جدول می گذارند و به نوبت تاس می ریزند. هر بازیکن، به اندازه عدد روی تاس، در جدول به پیش می رود، اگر به خانه باورهای نادرست برسد، چند خانه به عقب باز می گردد و اگر به خانه نکات ایمنی برود، چند خانه به جلوتر می رود.
مشابه این بازی را می توان با هدف آموزش حفاظت از محیط زیست، رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی و ... تهیه کرد تا دانش آموزان در کلاس علوم، اجتماعی، یا حتی در زنگ های تفریج بازی کنند.
این بازی بسته به موضوعی که انتخاب می کنید، می تواند از پیش دبستان تا راهنمایی مورد استفاده قرار گیرد.
این بازی در واقع ساده ترین حالت بازی نیم است. و دو نفر یا دو گروه بازی را انجام می دهند. به این صورت که مهره هایی را در یک صف، یا به صورت دایره می چینند. هر بازیکن در نوبت خود می تواند 1 یا 2 مهره کنار هم را بردارد. نوبت ها یک در میان است و برنده کسی است که آخرین مهره یا آخرین مهره ها را بردارد.
این بازی معمولاً با دانه های لوبیا یا مهره های کوچک بازی می شود. شما می توانید برای این بازی مهره های زیبایی با کمک دانش آموزان بسازید. یا حتی از خود دانش آموزان به عنوان مهره استفاده کنید
بازی هایی نظیر منچ می تواند خستگی یک روز درسی سخت را از دانش آموزان بگیرد. از قبل با مقوا یک تاس بزرگ بسازید. کف حیاط یا کلاس درس، با گچ، شکل یک منچ بزرگ را بکشید. هر کدام از دانش آموزن. می تواند یکی از مهره ها باشد و شما هم می توانید برای آنها تاس بیندازید. این بازی که با هدایت شما، در نیم ساعت به پایان می رسد، نشاط و سرزندگی دانش آموزان را بر می گرداند و خاطره خوش یک بازی دسته جمعی را در ذهن آنها باقی می گذارد.
بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:
از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:
در این شیوه تلاش میشود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.
از روشهای درمانی دیگر میتوان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوههای رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته میشود.
از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است.
1-روشن است که اولين چيزي که بايد در نظر بگيريد، موضوعي است که مي خواهيد درس بدهيد. اين موضوع بايد بر اساس استانداردهاي آموزشي تدوين شده باشد. در ضمن بايد بدانيد که براي چه پايه اي طرح درس مي نويسيد و اين نکته را تا پايان کار در ذهن خود داشته باشيد و تخميني هم از زمان لازم براي تدرس انجام دهيد تا در بودجه بندي زمان به شما کمک کند. وقتي موضوع را مشخص کرديد، بايد به اين مساله فکر کنيد که چطور مي خواهيد آن را درس بدهيد. حالا وقت آن است که سري به کتاب معلم درستان بزنيد و ببينيد که چگونه مي توان استانداردهاي خاص آن درس را رعايت کرد. اين کار بسيار ارزشمند و لازم است، چون شما را مطمئن مي کند که همه آنچه آموزش و پرورش کشور از يک معلم انتظار دارد را به بچه ها آموخته ايد.
2 -براي اينکه مطمئن شويد طرح درس شما درست همان چيزي را که مي خواهيد آموزش مي دهد، بايد اهداف روشن و مشخصي تدوين کنيد. دقت داشته باشيد که اهداف نبايد فعاليتهايي باشند که در طرح به کار برده ايد، بلکه بايد نتايج آموزشي آن فعاليتها باشند. مثلا اگر مي خواهيد جمع کردن 2+3 را به کلاس ياد بدهيد، هدف شما چنين خواهد بود: " دانش آموزان مي توانند نشان دهند که چطور 2 را با 3 جمع مي کنند ".
اهداف بايد به طور مستقيم قابل اندازه گيري باشند. ( در اين باره در بخش ارزشيابي بيشتر صحبت خواهيم کرد. ) به عبارت ديگر مطمئن باشيد که مي توانيد تعيين کنيد به اهداف خود رسيده ايد يا نه. واضح است که در يک درس مي توانيد بيش از يک هدف را دنبال کنيد.
براي معني دارتر کردن اهدافتان، مي توانيد هم هدفهاي کلي و هم اهداف جزئي را در آن بگنجانيد. اهداف کلي شامل هدفهاي نهايي طرح درس است مثلاً " آشنا شدن با نحوه جمع دو عدد ". اما اهداف جزئي بيشتر به همان مواردي که در بالا ذکر شد شباهت دارند.
-3 ممکن است براي تعيين مواد و موارد مورد نياز درستان لازم باشد تا انتهاي کار صبر کنيد، اما جاي نوشتن آنها در ابتداي طرح درس است. به اين ترتيب اگر کس ديگري بخواهد از طرح درس شما استفاده کند، قبل از هر چيز مي تواند ببيند وسايل مورد نياز را در اختيار دارد يا نه. مطمئن شويد تمام چيزهاي لازم را نوشته ايد تا در ميانه کار و يا هنگام اجراي درس مشکلي برايتان پيش نيايد.
-4 ممکن است مايل باشيد پيش درآمدي هم بنويسيد. اين پيش در آمد راهي است براي وارد شدن به طرح درس و جلب علاقه و توجه دانش آموزان نسبت به موضوعي که درس مي دهيد. يک مثال خوب در اين مورد، تدريس کسرهاست. معلم مي تواند درس را با اين سوال شروع کند که اگر بخواهيم پيتزايي را بين 5 دوست به اندازه هاي مساوي تقسيم کنيم چه راه حلي داريم و به آنها بگويد که اگر کار با کسرها را ياد بگيرند، مي توانند اين کار را به سادگي انجام دهند.
-5 حالا بايد روند کار را گام به گام بنويسيد، تا بتوان با انجام همه مراحل به اهداف تعيين شده رسيد. اين قسمت صرفا گفتن اينکه معلم بايد اين کار را بکند و آن چيز را بگويد نيست، بلکه تمام فعاليتهاي مرتبطي که معلم بايد انجام دهد، در اين مرحله فهرست مي شود. مثلا براي درس 2+2 ميتوانيد روند کار را به صورت زير بنويسيد:
الف : معلم به هر بچه، 2 مکعب مي دهد.
ب : معلم از بچه ها مي خواهد که روي کاغذ بنويسند چند مکعب دارند.
ج : بعد بچه ها بايد يک علامت + زير عدد دو بنويسند مانند اين :
2
+
د: معلم به هر دانش آموز 3 مکعب ديگر هم مي دهد.
ه : از دانش آموزان خواسته مي شود که تعداد مکعبهاي تازه را هم زير 2 بنويسند،مانند اين:
3 +
3 +
_____
6 -بعد از تمام شدن روند کار، ممکن است بخواهيد زماني براي تمرين فردي بچه ها درنظر بگيريد. مثلا ممکن است به بچه ها وقت بدهيم تا اعداد متفاوتي را با استفاده از مکعبهايي که دوستانشان به آنها مي دهند جمع کنند.
7 -درست قبل از رسيدن به مرحله ارزشيابي مي توانيد از يک پايان براي درس استفاده کنيد. يک ايده خوب براي اين کار بازگشتن به پيش درآمد است مثلا از بچه ها بپرسيد حالا که کسرها را بلد هستند، چطور پيتزايشان را تقسيم خواهند کرد.
8-حالا بايد بخش ارزشيابي کارتان را بنويسيد. اکثر طرح درسها لزوما نيازي به امتحان ندارند، اما تقريبا تمام آنها به نوعي ارزشيابي يا برآورد از اينکه آيا اهداف مورد نظر برآورده شده اند يا نه احتياج دارند. کليد نوشتن ارزشيابي خوب در اين است که مطمئن باشيد که ارزيابي شما، مشخصا رسيدن يا نرسيدن به اهداف را اندازه مي گيرد. بنابراين بايد بين اهداف و ارزشيابي وابستگي مستقيم وجود داشته باشد. فرض کنيد که هدف، توانايي جمع کردن دو عدد تک رقمي با هم باشد، ارزشيابي را مي توان به اين صورت انجام داد که بچه ها تک تک به نزد معلم بروند و با گرفتن مکعب از او عمل جمع را روي کاغذ براي او نشان دهند.
9-براي دانش آموزان کم توان و معلول و کودکان پيشرو هم بايد تطابقهايي در نظر گرفته شود. مثلا تک تک اضافه کردن مکعبها براي دانش آموز کم توان و اضافه کردن 9 به 13 براي دانش آموزان تيز هوش. براي اين کار بهترين راه اين است که تفاوتهاي فردي دانش آموزانتان را در نظر بگيريد.
10 -اضافه کردن " بخش ارتباطي " هم ايده خوبي است که نشان مي دهد چگونه اين طرح درس مي تواند با ساير موضوعات تلفيق شود. مثلا به جاي مکعبها مي توان از دانش آموزان خواست اول 2 سيب و بعد 3 سيب ديگر را رنگ کنند تا هنر هم با اين درس ترکيب شود. حتي شايد بهتر باشد که هر کدام از سيبها را با بافت متفاوتي رنگ آميزي کنند. با وارد کردن موضوعات و کارهاي فراوان، مي توان واحدهاي تماتيک پيچيده اي پديد آورد که موضوعات مرتبط را از ديدگاههاي بسيار بررسي مي کند. تکرار يک موضوع در قالبهاي فراوان ما را از باقي ماندن آن در ذهن دانش آموزان مطمئن مي کند.
خوب تمام شد! اگر دستورالعمل بالا را انجام داده باشيد، حالا يک طرح درس موفق نوشته ايد که مي تواند به درد خودتان و ساير معلم ها هم بخورد. براي اين که در اين کار مهارت پيدا کنيد، بهترين راه خواندن طرح درسهاي ديگران و معلمان با تجربه است. امتحان کنيد!
نمونه پيش نويس يک طرح
گام اول: مشخصات
برای ثبت مشخصات می توانید از این فرم استفاده کنید.
گام دوم: اهداف محتوايي و شناختي
به اين سوالات پاسخ دهيد:
برای این کار می توانید از این فرم استفاده کنید.
گام سوم: سؤالات راهنماي درس
گام چهارم: ارزشيابي
چطور مي فهميد بچه ها به اهداف مورد نظر رسيده اند؟
گام پنجم: ارتباطات
گام ششم: فعاليتهاي يادگيري
بچه ها بايد چه فعاليتهاي يادگيري مشارکتي و با ارزشي را انجام دهند؟
برای این کار می توانید از این فرم استفاده کنید.
گام هفتم: استراتژيهاي تدريس
از چه تمرين هايي براي درس استفاده خواهيد کرد؟
مديريت:
دانش آموزان بايد کي،کجا و چگونه کار کنند: کلاس، آزمايشگاه، گروهي و يا ... ؟
مواد و منابع:
به چه منابع و کمکهايي احتياج داريد؟
گام هشتم: ارزيابي درس و معلم
در اينجا بايد سؤالات چالشي اي مطرح کنيد که براي ارزيابي بازده درس به کار بيايند..
هوش از جمله مواردی است که بسیار مورد توجه روان شناسان بوده و در طول تاریخچه روانشناسی تلاش بر این بوده که ماهیت هوش ، انواع آن ، تغییر پذیری آن و ... ، مورد بررسی قرار گیرد. وقتی درباره هوش صحبت میشود، ویژگی چون یادگیری سریع زیاد ، محاسبات دقیق و فوری و راه حلهای جدید به ذهن خطور میکند.
بطور کلی تعاریف متعددی از هوش صورت گرفته است و بر این اساس طبقات مختلفی از انواع هوش نیز مطرح شده است. ثوراندیک ، اسپیرمن ، ترستون استرن برگ ، گاردنر افرادی هستند که انواعی از هوش را بر اساس تعاریفی که از آن ارائه کرده ساختهاند.
انواع هوش از دیدگاه ثرندایک
ثرندایک رفتار هوشمندانه را متشکل از توناییهای خاص گوناگون میداند. او از سه نوع صحبت میکند که افراد مختلف در هر یک از این انواع میتوانند متفاوت باشند.
انواع هوش از دیدگاه اسپیرمن
اسپیرمن معتقد است که در همه کارکردهای روانی یک حامل کلی هوشی (g) و شماری از عوامل اختصاصی هوشی (s) وجود دارد. به عبارتی او هوش را به یک نوع هوش کلی و تعدادی هوش اختصاصی تقسیم میکند.
انواع هوش از دیدگاه ترستون
ترستون برخلاف اسپیرمن معتقد است که نوعی از هوش به نام هوش کلی وجود ندارد و بلکه هوش از انواعی از استعدادهای نخستین روانی تشکیل یافته است. که شامل هوش کلامی ، استعداد عددی ، درک روابط فضایی ، درک معنای کلامی ، حافظه ، استدلال و ادراک را شامل میشود. هوش کلامی روابط واژگان ارتباط کلامی و استعداد عددی سرعت و دقت در عملیات حساب را شامل میشود. درک روابط فضایی به استعداد پی بردن به بازشناسی و همگونی شکلها به یاری بینایی اطلاق میشود و منظور از درک معنای کلامی عبارت از به خاطر سپردن واژههای منحصر به فرد است.
منظور از حافظه ، حفظ کردن هر گونه طرح و نقشه ، شعر و قطعه یا اعداد و ارقامی ، به صورت طولیوار است و استدلال به استنتاج قاعده و اصول از موارد مختلف و همچنین توانایی در حل مسائل اطلاق میشود. ادراک عبارت است از تمییز دادن اختلافهای اندازه ، شکل ، طول و عرض یا جای خالی واژهها و اندامها در شکلها.
تقسیم بندی هوش به انواع کلامی و عملی (غیر کلامی)
این نوع تقسیم بندی در آزمونهایی چون استنفر و پیته و آزمون هوشی و کسر دیده میشود. در سال 1937 ترمن با همکاری مریل تجدید نظری در آزمون هوش استنفرد - بینه به عمل آوردند و آنرا به دو دسته M و C (کلامی و عملی) تقسیم نمودند. هر چند این دسته بندی در تجدید نظر سال 1960 چهار گستره عمده استدلال کلامی ، استدلال انتزاعی ، استدلال کمی و حافظه کوتاه مدت را در انواع هوش که مورد سنجش قرار میداد شامل شد.
آزمون وکسلر نیز دو نوع هوش کلامی و عملی را اندازه گیری میکنند. 6 نوع آزمون که هوش کلامی را در این آزمون میسنجند، عبارتند از اطلاعات عمومی ، درک مطلب محاسبه عددی ، تشابهات ، فراخوانی ارقام یا حافظه عددی و اجزا آزمونهای مربوط به هوش شعاعی عبارتند از: تکمیل تصویرها ، تنظیم تصویرها ، طراحی با مکعبها ، الحاق قطعات رمزگردانی یا رمزنویس.
انواع هوش از دیدگاه اشترن برگ
اشترن برگ که نظریه خود را در دهه 80 میلادی مطرح کرده به اجزای عالیه ، عملیاتی و اجزا کسب معلومات در هوش اشاره میکند و بر این اساس وی نیز هوش را به انواع هوش کلامی ، هوش کاربردی و هوش اجتماعی تقسیم میکند.
انواع هوش از دیدگاه گاردنر
هاوردگاردنر روان شناس آمریکایی را در هفت نوع جداگانه مشخص کرده است: هوش زبانی یا کلامی ، هوش هنر موسیقی ، هوش منطق ریاضی ، هوش فضایی ، هوش حرکات بدنی ، هوش اجتماعی و هوش درون فردی یا مهار نفس. گاردنر معتقد است که افراد آدمی برای هر مساله خاصی ، هوش مربوط به آن مساله را بکار میبرن
اگر از آن معلم هایی هستید که فکر می کنند کلاس، جایی است که بچه ها باید در آن با لذت کار کنند، قصه گفتن در کلاس را می پسندید. امتحان اش کنید. لذت بخش خواهد بود؛ هم برای شما و هم برای بچه ها.
اما اگر فکر می کنید شادی برای بچه ها آب و نان نمی شود، خوب است بدانید که هواردگاردنر که خیلی روان شناسی آموزشی بلد است می گوید: " یکی از راه های ایجاد توانایی راه بری در بچه ها، این است که مجبورشان کنیم با صدای بلند یک قصه تعریف کنند. به این ترتیب، آن ها افق دیدشان را گسترش می دهند، تخیل شان را تقویت می کنند، و خودشان را برای زندگی پیش رویشان آماده می کنند.
آموزه های دینی هم، از داستان های استعاری استفاده می کنند تا مجموعه ی امکانات و محدودیت های یک ذهن هوش مند را هم آهنگ کنند.
داستان ها، تنها وسیله ی سرگرمی نیستند. آن ها می توانند تجربه های ما را اصلاح کنند و به تغییر و رشد ما کمک کنند.
هر معلمی شیوه هایی شخصی برای قصه گویی دارد. بعضی از معلم ها دوست دارند با حرکات سر و دست داستان تعریف کنند. عالی است. اما اگر داستان ها را سر راست و بی ادا، اصول هم تعریف کنیم می توانند همان قدر جذاب و مؤثر باشند. اجازه ندهید " ترس از نمایش بازی کردن " جلوی کارتان را بگیرد. نگران نباشید که شاید بچه ها به شما بی توجهی کنند یا بی نزاکت شوند. اگر شما آرام و آسوده باشید و از کارتان لذت ببرید، بچه ها هم به شور و اشتیاق شما پاسخ خواهند گفت و به آن ها هم خوش خواهد گذشت.
1- یک داستان ساده را انتخاب کنید، داستانی که دوست اش دارید و خوب بلدید.
برای بیش تر معلم ها،داستان های واقعی دوران کودکی شان، راحت ترین و دوست داشتنی ترین داستان هایی هستند که می شود تعریف کرد. بچه ها خیلی دوست دارند داستان هایی درباره ی وقتی که معلم شان کوچک بود بشنوند. می توانید داستان خود را با چنین عبارت هایی شروع کنید: " یه بار وقتی که " یا " وقتی من کوچیک بودم " یا مثلاً " تا حالا درباره عروسکم چیزی براتون تعریف کرده ام؟ "
2- تلاش های اول تان را در حد سه تا پنج دقیقه، کوتاه و مختصر کنید. اگر گروه تان ظرفیت توجه بیش تر و طولانی تری داشت، همیشه بعداً می توانید جزئیات بیش تری اضافه کنید.
3- داستان هایی بر مبنای کتاب های مصور و محبوب بچه ها برایشان تعریف کنید. یک کتاب انتخاب کنید که هر سال برای کلاس بخوانید. جزئیات طرح داستانی و سرعت تعریف کردن داستان را از پیش مرور کنید. به این ترتیب، وقتی قصه می گویید، به بچه ها می فهمانید که شما می خواهید برایشان قصه ای تعریف کنید نه این که یک داستان را از رو بخوانید. بعضی از بچه ها تعجب خواهند کرد که شما کتاب تان را کجا پنهان کرده اید، و وقتی شما داستان را از حفظ می گویید آنها شیفته ی این کار خواهند شد. گروه را ترغیب کنید که به شما بپیوندند. بیش تر مواقع این کار موفقیت تان را تضمین می کند.
4- خودتان را به وقت قصه گویی محدود نکنید. در طول روز فرصت های زیادی برای شما و بچه هاتان هست که در زمان گروهی، در گوشه ی آپارتمان، یا در یک مکان اجراهای نمایشی قصه بگویید.
5- شما هم شکوفا شوید!
هر چه احساس راحتی بیش تری کنید، آزادتر خواهید بود تا قصه گویی تان را بهتر و طولانی تر کنید. می توانید صدایتان را عوض کنید و شخصیت ها و حالت های مختلف را اجرا کنید؛ یا از صحنه سازی کمک بگیرید. مثلاً یک تکه پارچه را موج دار تکان بدهید تا توفان را نشان بدهید؛ و صداهای خاصی از خودتان در بیاورید که حوادث را در داستان به هم ربط بدهید. بچه ها را تشویق کنید که در همه ی کارها مشارکت کنند.
افزایش فعالیت ها
اگر یک مطلب را سرسری بخوانید، تمرکز شما به راحتی برهم میریزد. در عوض برای هر قسمت ، سرتان را تکان دهید و به دنبال پرسش بگردید. برای این مرحله باید بگویید "چگونه میتوانم سطح فعالیتم را در حین مطالعه بالا ببرم؟" سپس مطالعه کنید تا جواب این پرسش را پیدا کنید. این کار ساده را انجام دهید. پرسشهایی که برای هر قسمت طرح میکنید مرکزیتی به افکار شما میدهند و باعث میشوند که روی مطلب مورد مطالعه مسلط شوید. همچنین هنگامی که درس میخوانید میتوانید لیستی از پرسشها را تهیه کنید و برای پیدا کردن جواب پرسشها ، به درس گوش دهید. هر از گاهی ، مکان خود را تغییر دهید. در جایی که خیلی سرد است، ننشینید. جا به جا شدن ، به حرکت خون در بدن کمک میکند و باعث میشود که اکسیژن بیشتری به مغز شما برسد و شاداب و سرحال باشید.
روشهای ذهنی دیگر
چوب خط زدن برای افکار مزاحم
کارتهای کوچکی درست کنید و آنها را به 3 قسمت مساوی تقسیم کنید. یک قسمت را به صبح ، یک قسمت را به بعد از ظهر و قسمت سوم را به شب اختصاص دهید. هر بار که تمرکزتان به هم ریخت و حواستان پرت شد، یک خط در قسمت مخصوص به آن بکشید. برای هر روز یک کارت برای خود تهیه کنید. وقتی به اندازه کافی ماهر شدید خواهید دید که تعداد خطها روز به روز کاهش مییابد و این واقعاً جالب و هیجان انگیز است.
زمان استراحت
عوض کردن موضوع
بسیاری از دانش آموزان بوسیله تغییردادن موضوع مطالعه ، به تمرکزشان کمک میکنند. شما هم میتوانید موضوعات متفاوتی را در نظر گرفته و با عوض کردن عنوان درسهایی که باید مطالعه نمایید، آنها را منظم کنید.
جایزه و پاداش
هنگامی که کاری را بطور کامل انجام دادید، به خودتان پاداش دهید. کار شما ممکن است خیلی کوچک باشد و یا شاید یک مسئولیت بزرگ ، که شما باید آن را به پایان برسانید. پاداشی که برای خودتان در نظر میگیرید، ممکن است قدم زدن در اطراف ساختمان ، یک لیوان آب و یا خواندن یک مطلب جالب و خندهدار در روزنامه باشد. برای پروژه های مخصوص ، مانند پروژه پایان ترم یا دوره کردن یک کتاب حجیم ، پاداش و جایزه ویژهای در نظر بگیرید که اگر آنها را انجام دادید برای خودتان مثلاً یک پیتزای مخصوص بخرید، به سینما بروید و یا بعد از ظهر را تلویزیون تماشا کنید. بعضی از جایزه ها میتوانند خیلی بزرگ باشند. از این جوایز برای تکالیف سخت یا پروژه های طولانی استفاده کنید. وقتی کار بزرگی را انجام دادید، از پاداشهای معمولی استفاده نکنید.
پرورش ذهن آشفته
پرورش تمرکز ، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه ، تایپ کردن و یا مطالعه ، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز به تمرین و ممارست دارد. همانطور که وقتی دارویی را مصرف میکنید ، در بدن بدون کمک شما عمل میکند و با کارهای شما تداخل پیدا نمیکند، در مورد یک موضوع هم همین طور است و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد. عمل تمرکز ، به تمرین احتیاج دارد. شاید در هنگام شروع تمرینات ، ابتدا تغییرات کمی را حس کنید، ولی پس از 4 تا6 هفته که از پرورش ذهن و یادگیری مهارتها گذشت، متوجه پیشرفتهای قابل توجهی خواهید شد و پس از مدت کوتاهی درمییابید که چه سالهایی را برای تقویت حافظه و تمرکز ذهن خود هدر دادهاید. 
سعی کنید از تکنیکهایی که مفید و مؤثر به نظر میرسند، استفاده کنید و حداقل به مدت 3 روز آنها را بطور صحیح بکار ببندید. اگر متوجه تغییرات کمی شدید ، پیشنهاد میشود تمرینات خود را ادامه دهید، چون در تمرکز ذهن شما مؤثر خواهد بود. همچنین میتوانید در محیط اطرافتان نیز تغییراتی بدهید که ممکن است برای شما مفید باشند. عمده تکنیهای پرورش ذهن برای کسب تمرکز حواس در زیر آمده است.
حواست را جمع کن
این شیوه ممکن است ظاهراً ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار مؤثر است. هنگامی که حواستان پرت میشود و ذهنتان سرگردان است، مرتب به خودتان هشدار دهید که "حواست را جمع کن". این روش کم کم سبب میشود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود. برای مثال ، هنگامی که در کلاس هستید و ذهن شما را کنفرانس کلاسی ، تکالیفی که دارید، تاریخ ، ساعت صرف غذا و یا هر چیز دیگری پر کرده ، به خودتان بگویید: "حواست را جمع کن و به کنفرانس توجه کن". به هر حال تا حدی که ممکن است اجازه ندهید تمرکزتان به هم بریزد. و دوباره این هشدار را پیش خودتان تکرار کنید: "حواست را جمع کن".
هنگامی که افکار مزاحم خود را پیدا کردید، کم کم با تکنیک "حواست را جمع کن" به حال بر میگردید. اگر یک شخص معمولی باشید، ممکن است این عمل را صدها بار در هفته انجام دهید. ولی طی روزهای آینده مدت زمانی که افکار خاصی در ذهن شما میماند، طولانیتر میشود، یا به عبارت دیگر تمرکزتان در مورد موضوعی خاص بالا میرود. بنابراین باید صبور باشید تا شاهد پیشرفتهای خود در این زمینه باشید.
روش عنکبوتی
این روش نیز یکی دیگر از تکنیکهایی است که پایه و اساس تمرکز است و به شما کمک میکند تا تمرکز داشته باشید و از حواس پرتی جلوگیری کنید. اگر تار عنکبوتی را تحریک کنید، تار تکان میخورد و عنکبوت نسبت به جنبش تار ، از خود واکنش نشان داده و میخواهد علت حرکت را بیابد، ولی وقتی چندین بار این عمل را تکرار کنید، خواهید دید که عنکبوت ، دیگر نسبت به حرکت تار هیچ عکس العملی از خود نشان نمیدهد و متوجه میشود که حشرهای به دام او نیامده است. این روش را یاد گرفته و ذهن خود را پرورش دهید و در برابر حواس پرتی تسلیم نشوید.
وقتی کسی داخل اتاق میشود یا وقتی در با صدای بلند به هم میخورد، نباید به خودتان اجازه دهید که حواستان پرت شود. شما باید تمرکزتان را برای هدفی که در ذهن دارید، حفظ کنید. مثلاً در یک کنفرانس کلاسی اجازه دهید که دیگران جلوی شما حرکت کنند و سرفه کنند، بدون اینکه به آنها نگاه کنید فقط بین خودتان و کنفرانس ، تونل ارتباطی ویژهای ایجاد کنید و بگذارید دیگران از این تونل خارج باشند. و یا وقتی که با کسی صحبت میکنید، حواستان فقط به او باشد و به صورتش نگاه کنید و از حرفهایی که میزند یادداشت بردارید. بگذارید همه چیز از ذهنتان خارج شود و به هیچ چیز جز او توجه نکنید.
فرصتی برای افکار مزاحم
در طول روز ، زمان ویژهای را به فکر کردن درباره مسائلی که به ذهن شما خطور میکنند و تمرکزتان را به هم میزنند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت 30/ 4 تا 5 بعد از ظهر زمانی است که شما میتوانید به این افکار بپردازید. هنگامی که این افکار مزاحم در طول روز به ذهن شما خطور کرد و باعث نگرانی شما شد، به یاد آورید که زمان ویژهای را برای آنها در نظر گرفتهاید و اجازه دهید که از ذهن شما خارج شوند. کسانی که از این روش استفاده کردهاند، توانستهاند 35 درصد از افکار مزاحم را در طول 4 هفته در خود کاهش دهند. این تغییر بزرگی است. گامهای اساسی این روش عبارت اند از:
عوامل موثر در تمرکز حواس برای مطالعه
سطح انرژی خود را تعیین کنید.
چه زمانی از روز ، انرژی شما در سطح بالایی قرار دارد؟ چه زمانی، انرژی شما پایین است؟ مطالعه درسهای دشوار به انرژی زیادی نیاز دارد. امروزه بیشتر دانش آموزان مطالعه درسهای سخت را به زمانی که خیلی خستهاند، به تأخیر میاندازند. وقتی شما خستهاید، تمرکز داشتن بسیار مشکل است و درس خواندن در این مواقع نتیجه معکوس دارد. درسهای مشکل باید زمانی مطالعه شوند که انرژی شما در اوج خود قرار دارد. درسهای آسانتر را میتوانید بعد از درسهای مشکل قرار دهید.
نور
استفاده از نور کافی در هنگام مطالعه یک عامل اصلی به حساب می آید. برای اینکه چشمانتان خسته نشوند از نور مستقیم و همچنین نور خیلی کم استفاده نکنید.
میز و صندلی
هنگام مطالعه ، روی یک صندلی معمولی که خیلی راحت نباشد، پشت میز بنشینید. روی تختخواب ، درس نخوانید. تختخواب برای خوابیدن و استراحت کردن است، نه برای درس خواندن!
وضع و حالت بدن
صاف و درست نشستن به تمرکز شما کمک میکند.
علامت و نشانه
اصلاً معطل نکنید، همین حالا بلند شوید و برگهای را روی در بچسبانید و روی آن بنویسید: "من به آرامش نیاز دارم، لطفاً اجازه دهید درس بخوانم یا ، لطفاً آرامشم را برهم نزنید. متمرکز شدن کار دشواری است. با رفتنتان به من کمک کنید." بعضی از اشخاص بی ملاحظه ممکن است نسبت به خواهش های شما بی تفاوت باشند. از آنها بخواهید بعداً بیایند. اگر آنها اتاق را ترک نکردند، تمرین کنید که نسبت به آنها بی توجه باشید.
تلفنها را جواب ندهید.
در هنگام مطالعه نسبت به تلفنها بی تفاوت باشید. بله ، ممکن است شما یک تلفن را از دست بدهید، ولی حفظ تمرکز شما مهمتر است. ممکن است از این به بعد این روش در زندگی شما مفید واقع شود.
کجا بهتر درس را میفهمید.
فکر کنید که کجا تمرکزتان بالاست. اغلب ، درس خواندن در جایی که شما زندگی میکنید، دشوار است. بنابراین گوشهای از یک کتابخانه را که آرام است و دری وجود ندارد که مردم مرتب از آن رفت و آمد داشته باشند و نه پنجرهای دارد که منظره پشت آن باعث حواس پرتی شود را برای خواندن انتخاب کنید. بعضی از دانش آموزان هم در جایی که زندگی میکنند بهتر میتوانند درس بخوانند. در هر صورت ، مهم خود شمایید.
شنیدن موسیقی
اگر هنگام مطالعه نیاز به موسیقی دارید نوعی از آن را انتخاب کنید که ضرب آهنگی نسبتاً یکنواخت داشته باشد. موسیقی های بی قاعده ، به راحتی ذهن را منحرف میکنند. اگر از یک موسیقی یکنواخت استفاده کنید صدایی که در محیط اطرافتان پخش میشود، حواس پرتی شما را به حداقل میرساند. رادیوی شما هم میتواند یک منبع خوب و در عین حال ارزان برای صداهای یکنواخت باشد.
زمانی کافی برای انجام دادن کارها
جدول زمانی خود را طوری طراحی کنید که قابل تغییر باشد مثلاً بتوانید برای درسی که به وقت بیشتری نیاز دارد و مطالعه آن درس در زمان مخصوص انجام نشده تغییر کوچکی را در جدول زمان بندی ایجاد کنید و به مطالعه خود ادامه دهید. خلاصه این که مهارت تمرکز به شما کمک میکند که به خودتان اطمینان داشته باشید، چون توانایی این را دارید که هر آنچه را قبلاً خوب به آن توجه کردهاید و روی آن تمرکز داشتهاید، به یاد آورید.

