بسوزم
چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
.
سر آمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
.
بنالم ز محنت همه روز تا شام
بگریم ز حسرت همه شام تا روز
.
تو گیی سپندم بر این آتش طور
بسوزم از این آتش آرزوسوز
.
بود کاندرین جمع نا آشنایان
پیامی رساند مرا آشنایی ؟
.
شنیدم سخن ها ز مهر و وفا ، لیک
ندیدم نشانی ز مهر و وفایی
.
چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
.
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
کا از یاد یاران فراموش باشم
.
ندانم در آن چشم عابد فریبش
کمین کرده آن دشمن سیه کیست ؟
.
ندانم که آن گرم و گیرا نگاهش
چنین دل شکاف و جگر سوز از چیست ؟
.
ندانم در آن زلفکان پریشان
دل بی قرار که آرام گیرد ؟
.
ندانم که از بخت بد ، آخر کار
لبان که از آن لبان کام گیرد ؟
اين روش از مجموعه اي از روشهاي تدريس تشكيل شده است كه در آن ، شاگردان در گروههاي كوچك به بحث و گفتگو . حل مسائل درسي مي پردازند و با همكاري همديگر مطالب درسي را فرا مي گيرند . در اين روش هر كدام از افراد گروهها مسئوليت خاصي دارد كه در دست يابي به هدف گروه كمك مي كند و فرصت مساوي به هر فرد از افراد گروه داده مي شود تا به طور فردي موفق شود و به موفقيت كل گروه نيز كمك كند .
محاسن ومزاياي الگوي همياري (مشاركت گروهي )
v يادگيري براي شاگردان جذابيت بيشتري دارد .
v شاگردان مي اموزند كه در گروههاي كوچك با يكديگر همكاري كنند .
v محيط كلاس از حالت خشك و يكنواخت خارج و با يكديگر همكاري كنند .
v نقش معلم از سخنران به يك تسهيل كننده تغيير مي يابد كه خود باعث به وجود آمدن رابطه ي نزديكتري بين شاگردان و معلم مي شود و حاصل كار يادگيري و به ذهن سپردن بهتر مطالب درسي است .
v به معلم فرصت داده مي شود كه يادگيري شاگرد را به طور دائم بررسي كند و اطمينان يابد كه شاگردان مطالب را آموخته اند
v شاگردان ياد مي گيرند كه در جريان يادگيري به يكديگر كمك كنند و رابطه ي آنان از حالت رقابتي به همياري و همكاري تبديل مي شود كه يكي از هدفهاي تربيت اسلامي است .
اقداماتي كه قبل از شروع تدريس بايد انجام داد
ü تشكيل گروههاي 3 يا 4 نفره
ü آرايش نشستن و قرار دادن صندلي ها به گونه اي كه دانش آموزان گروها در كنار هم روبروي هم بنشينند .
ü گروهبندي دانش اموزان با استفاده از دانش آموزان قوي و ضعيف
ü قرار دادن قوانين براي انجام بهتر فعاليتها (صحبت نكردن با ديگر گروهها – كسب اجازه صحبت كردن – به اراي صحبت كردن و ... )
ü تعيين مسئوليت براي تك تك افراد گروه (مدير گروه – منشي گروه – وقت نگهدار – مسئول گرفتن و برگرداندن وسايل آزمايشگاه و ...)
ü انتخاب نام براي گروه
مراحل اجراي روش همياري
1- ابتدا معلم موضوع در س را بيان كرده و در دانش آموزان آمادگي ايجاد مي كند .
2- معلم هدف اصلي درس رابيان كرده و انتظاراتي را كه از آموزش درس مورد نظر دارد براي دانش آموزان عنوان مي كند .
3- معلم طي 10 الي15 دقيقه درس را براي دانش اموزان توضيح مي دهد.(يا آزمايش مي كند )
4- معلم به گروهها فرصت مي دهد تا موضوع مورد نظر را در گروه تمرين كنند .(مثل در 20 دقيقه ابتدا دانش اموزان يك بار بصورت فردي درس را بخوانند سپس براي اعضا ديگر گروه توضيح دهند )
5- دادن برگه هاي تمرين به گروهها براي حل كردن يا پاسخ به سوالها بصورت گروهي .
6- بررسي برگه هاي تمرين و اعلام نتايج به گروهها و تشويق گروههايي كه كار خود را به نحو احسن انجام داده اند .
7- نتيجه گيري با كمك خود دانش آموزان .
8- دادن تكاليف به دانش آموزان براي حل كردن به صورت مستقل انفرادي
اين روش از مجموعه اي از روشهاي تدريس تشكيل شده است كه در آن ، شاگردان در گروههاي كوچك به بحث و گفتگو . حل مسائل درسي مي پردازند و با همكاري همديگر مطالب درسي را فرا مي گيرند . در اين روش هر كدام از افراد گروهها مسئوليت خاصي دارد كه در دست يابي به هدف گروه كمك مي كند و فرصت مساوي به هر فرد از افراد گروه داده مي شود تا به طور فردي موفق شود و به موفقيت كل گروه نيز كمك كند .
محاسن ومزاياي الگوي همياري (مشاركت گروهي )
v يادگيري براي شاگردان جذابيت بيشتري دارد .
v شاگردان مي اموزند كه در گروههاي كوچك با يكديگر همكاري كنند .
v محيط كلاس از حالت خشك و يكنواخت خارج و با يكديگر همكاري كنند .
v نقش معلم از سخنران به يك تسهيل كننده تغيير مي يابد كه خود باعث به وجود آمدن رابطه ي نزديكتري بين شاگردان و معلم مي شود و حاصل كار يادگيري و به ذهن سپردن بهتر مطالب درسي است .
v به معلم فرصت داده مي شود كه يادگيري شاگرد را به طور دائم بررسي كند و اطمينان يابد كه شاگردان مطالب را آموخته اند
v شاگردان ياد مي گيرند كه در جريان يادگيري به يكديگر كمك كنند و رابطه ي آنان از حالت رقابتي به همياري و همكاري تبديل مي شود كه يكي از هدفهاي تربيت اسلامي است .
اقداماتي كه قبل از شروع تدريس بايد انجام داد
ü تشكيل گروههاي 3 يا 4 نفره
ü آرايش نشستن و قرار دادن صندلي ها به گونه اي كه دانش آموزان گروها در كنار هم روبروي هم بنشينند .
ü گروهبندي دانش اموزان با استفاده از دانش آموزان قوي و ضعيف
ü قرار دادن قوانين براي انجام بهتر فعاليتها (صحبت نكردن با ديگر گروهها – كسب اجازه صحبت كردن – به اراي صحبت كردن و ... )
ü تعيين مسئوليت براي تك تك افراد گروه (مدير گروه – منشي گروه – وقت نگهدار – مسئول گرفتن و برگرداندن وسايل آزمايشگاه و ...)
ü انتخاب نام براي گروه
مراحل اجراي روش همياري
1- ابتدا معلم موضوع در س را بيان كرده و در دانش آموزان آمادگي ايجاد مي كند .
2- معلم هدف اصلي درس رابيان كرده و انتظاراتي را كه از آموزش درس مورد نظر دارد براي دانش آموزان عنوان مي كند .
3- معلم طي 10 الي15 دقيقه درس را براي دانش اموزان توضيح مي دهد.(يا آزمايش مي كند )
4- معلم به گروهها فرصت مي دهد تا موضوع مورد نظر را در گروه تمرين كنند .(مثل در 20 دقيقه ابتدا دانش اموزان يك بار بصورت فردي درس را بخوانند سپس براي اعضا ديگر گروه توضيح دهند )
5- دادن برگه هاي تمرين به گروهها براي حل كردن يا پاسخ به سوالها بصورت گروهي .
6- بررسي برگه هاي تمرين و اعلام نتايج به گروهها و تشويق گروههايي كه كار خود را به نحو احسن انجام داده اند .
7- نتيجه گيري با كمك خود دانش آموزان .
8- دادن تكاليف به دانش آموزان براي حل كردن به صورت مستقل انفرادي
قرآن
نوري است که در آن تاريکي يافت نمي شود.
و چراغي است که درخشندگي آن زوال نپذيرد٬
ريسماني که رشته هاي آن محکم
و پناهگاهي که قله ي آن بلند
و دريايي است که تشنگان آن٬ آبش را تمام نتوانند کشيد.
و شفادهنده ايست که بيماري هاي وحشت انگيز را بزدايد.
قرآن
بهار دل
و چشمه هاي دانش٬
سرچشمه ي عدالت
و نهر جاري زلال
حقيقت است.
پس:
درمان خود را از قرآن بخواهيد
و در سختي ها از قرآن ياري طلبيد
و خواسته هاي خود را به وسيله ي قرآن طلب کنيد
و با دوستي قرآن به خدا روي آوريد زيرا
وسيله اي براي تقرب بندگان به خداوند٬
بهتر از «قرآن» وجود ندارد.»
نهج البلاغه
«قسمتي از خطبه هاي ۱۹۸ و ۱۷۶»
نج جان کاهی است گنج بودن و مجهول ماندن!
گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن!
رنج بزرگی است علم بودن و عالم نداشتن!
علم بودن و عالم نیافتن!
زیبا بودن ونادیده ماندن.
فریاد بودن وناشنیده ماندن
نور بودن وروشن نکردن
آتش بودن و گرم نساختن
عشق بودن و دلی نیافتن
روح بودن و کالبدی نبودن
چشمه بودن و تشنه ای ندیدن
پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن
مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن
چنگ بودن و پنجه نوازنده ای نبودن...
چه بگویم خدا بودن انسان نداشتن!
ين سماور جوش است
پس چرا مي گفتي
ديگر آن خاموش است؟
باز لبخند بزن
قوري قلبت را زودتر بند بزن
توي آن
مهرباني دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چاي تو دم بکشد
شعله اش را کم کن
دستهايت: سيني نقره نور
اشکهايم: استکانهاي بلور
کاش، استکانهاي مرا
توي سيني خودت مي چيدي
کاشکي اشک مرا مي ديدي
خنده هايت قند است
چاي هم آماده است
« چاي با طعم خدا »
بوي آن پيچيده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزيز!
توي فنجان دلم
چايي داغ بريز
