tadbir
روشهای تدریس -ارزشیابی -تکنولوژی - نوشتن خلاق و....
۱- ارزشیابی، یکی از ارکان هر برنامه آموزشی است. ۲- ارزشیابی، به طور اخص نظارت اندازه گیری کیفیت، کمیت و نوع تغییرات حاصل شده در رفتار دانش آموزان است. ۳- ارزشیابی، آگاهی از میزان کارآیی و کارآمدی به طور اعم عوامل مؤثر در آموزش و پرورش است. ۴- ارزشیابی، تنها به امتحانات پایانی محدود نمی شود. ۵- ارزشیابی وسیله ای کارآمد و بی بدیل است برای هدایت مستمر یادگیری دانش آموزان. ۶- ارزشیابی برای برنامه ریزی، تدریس و تصمیم گیری، امری ضروری و پایه ای است. ۷- ارزشیابی مطلوب، مستقیماً در بهبود یادگیری دانش آموزان مؤثر است. ۸- دانش آموزان نیز از طریق ارزشیابی به نقاط ضعف و قوت خود پی می برند. ۹- ارزشیابی مستمر، باعث مرور و باز تولید مطالب آموخته شده توسط دانش آموزان می شود. ۱۰-ارزشیابی مستمر، نظارت گام به گام بر تحقق هدف های رفتاری است. ۱۱- معلم از طریق ارزشیابی روش تدریس و طرح درس خود را ارزیابی می کند. ۱۲- امتحان وسیله ای است مناسب برای تفهیم هدف های درسی به دانش آموزان. ۱۳- نتایج امتحانات موجب شناخت تفاوت های فردی دانش آموزان می شود. ۱۴- امتحان نباید وسیله تهدید امنیت روانی دانش آموزان شود. ۱۵- ارزشیابی دانش آموزان، نباید تحت تأثیر قضاوت شخصی و حالات عاطفی معلم قرار گیرد. ۱۶- در جریان ارزشیابی باید سعی کرد فضای روانی مناسب و خالی از اضطراب برای بچه ها فراهم کرد. ۱۷- سؤال های امتحانی باید با محتوای مواد آموزشی سازگار باشند. ۱۸- سؤال های امتحانی را باید از مطالب مهم تر محتوای آموزشی که بر یادگیری آنها تأکید شده است، طرح کرد. ۱۹- سؤال های امتحانی باید توانایی دانش آموزان را در سطوح مختلف یادگیری بسنجند. ۲۰- سؤال های امتحانی باید معرف واقعی هدف های آموزش درس مورد نظر باشند(سنجش کارآمد). ۲۱- خطای اندازه گیری آزمون باید کم باشد تا باعث اعتبار آن شود. ۲۲- هدف نهایی از انجام امتحان، بهبود کیفیت یادگیری است. ۲۳- در طراحی سؤال های امتحانی از جدول دو بعدی (هدف های رفتاری- فهرست محتوا) استفاده شود. ۲۴- با توجه به برآیند یادگیری، از انواع ابزار آزمون استفاده شود. ۲۵- متن سؤال های امتحانی با بیانی ساده و روشن و دور از ابهام نوشته شود. ۲۶- از طرح پرسش های چند پهلو و گمراه کننده جداً اجتناب کنید. ۲۷ - متن سؤال ها را به صورت جملات مثبت بنویسید. ۲۸ - سؤال های امتحانی را عیناً مانند سؤال های کتاب و به صورت کلیشه ای ننویسید. ۲۹- از دادن حق انتخاب به دانش آموزان برای این که از میان سؤال ها چند سؤال را انتخاب کنند و پاسخ دهند، خودداری کنید. ۳۰- هر سؤال امتحانی باید مستقل از سؤال های دیگر باشد. ۳۱- سؤال های امتحانی را از ساده به مشکل بنویسید. ۳۲- اگر امتحان دارای سؤال های متنوع است، آنها را گروه بندی کنید و سؤال های هر گروه را به دنبال هم بنویسید. ۳۳- سؤال های کتبی را طوری بنویسید که به آسانی خوانده شوند. ۳۴- سؤال ها را با فاصله مناسب بنویسید. ۳۵- سؤال های انشایی را در ورقه ها یا جزوه جداگانه و سؤال های عینی را نیز در ورقه جداگانه بنویسید و در امتحان ابتدا سؤال های عینی را به دانش آموزان بدهید، بعد سؤال های انشایی را. ۳۶- ایجاد شرایط فیزیکی و عاطفی مناسب در جلسه امتحان ضروری است. ۳۷- فضای امتحان باید خالی از عوامل برهم زننده تمرکز حواس دانش آموزان باشد. ۳۸- در جلسات امتحانی با فردفرد دانش آموزان رابطه ای دوستانه و محبت آمیز برقرار کنید. ۳۹- دانش آموزان را در مورد نحوه امتحان راهنمایی کنید ۴۰- ورقه های امتحانی را به صورت ناشناخته تصحیح کنید. ۴۱- در تصحیح اوراق امتحانی ابتدا سؤال اول را در تمام اوراق تصحیح کنید. سپس سؤال دوم را و بعد سوم و به همین ترتیب تا آخر. ۴۲- محتوای سؤال های امتحان را از آنچه تدریس شده است، استخراج کنید. ۴۳- سعی شود سؤال های امتحانی پایایی و ثبات داشته باشد. ۴۴- سؤال های مرحله ای را طوری طرح کنید که دانش آموزان بتوانند در یک جلسه درس به آنها پاسخ دهند و دنباله امتحان به زنگ تفریح نکشد که باعث حواس پرتی دانش آموزان شود. ۴۵- ارزشیابی را جزئی از فرایند آموزش بدانید نه به عنوان نقطه پایانی تدریس. ۴۶- راهبردهای آموزش و ابزار ارزشیابی، باید با هم سازگاری داشته باشند. ۴۷- سؤال های امتحانی طوری طرح نشوند که فقط محفوظات دانش آموزان را بسنجند. ۴۸- از طرح سؤال های بسیار سخت و بسیار آسان خودداری شود. ۴۹- ارزشیابی نباید جای هدف های آموزش را بگیرد و به عنوان هدف مطرح شود. ۵۰- ارزشیابی و امتحان را همانند سایر فعالیت های آموزشی بدانیم. ۵۱- ارزشیابی تنها برای صدور جواز عبور شاگرد از یک پایه به پایه دیگر نیست. ۵۲- ارزشیابی باید وسیله پیش بینی باشد، یعنی نشان دهد که شاگرد در چه زمینه ای می تواند به موفقیت برسد. ۵۳- ارزشیابی را نباید صرفاً به منظور نمره دادن و مقایسه دانش آموزان و تعیین افراد قوی و ضعیف به کار برد. ۵۴- در ارزشیابی به نتیجه عملکرد شاگردان در پاسخ به سؤال های مطرح شده اکتفا نکنید. ۵۵- در ارزشیابی، خود را محدود به انواع تست های کتبی و شفاهی نکنید. ۵۶- ارزشیابی تدریجی و تراکمی، باید به طور غیرمستقیم و بدون اعلام قبلی صورت گیرد. ۵۷- ایجاد محیط رعب و وحشت برای امتحان، دانش آموزان مضطرب را مضطرب تر می سازد. ۵۸- انتظارات خود را از دانش آموزان در مورد امتحانات مشخص کنید. ۵۹- تأکید بیش از حد بر ارزش نمره بالا و منوط کردن ارزشمندی کودک به نتایج امتحانات وی، باعث بالا رفتن اضطراب در بچه ها می شود. ۶۰- نمره دادن فقط جزئی از فرایند ارزشیابی است. ۶۱- ارزشیابی باید بلافاصله پس از تعیین هدف های آموزشی معلوم شود. ۶۲- سؤال ها باید واضح و روشن طرح شوند و زیاد طولانی نباشند.. ۶۳- امتحانات نباید بر تمام ضوابط و موازین آموزشگاه حکومت کند. ۶۴- هدف از ارزشیابی و امتحان، شناختن و شناساندن است. ۶۵- نسبت به امتحان نگرش مثبت ایجاد کنید. ۶۶- موفق نشدن در امتحانات را نمی توان فقط به خود دانش آموز و فعالیت های او نسبت داد. .۶۷- شیوه پرسش خود را از مطالب تدریس شده، برای دانش آموزان مشخص کنید. ۶۸- جلسات امتحانی را با کلام زیبا و آرام بخش الهی شروع کنید. ۶۹- عدم موفقیت دانش آموزان را در امتحان، دال بر بدی شخصیت آنها ندانید. ۷۰- سؤال های امتحانی را با عنایت به هدف های رفتاری، طراحی کنید. ۷۱- هیچ یک از آزمون ها به تنهایی ارزشیابی دقیقی از فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی به حساب نمی آید. ۷۲- ارزشیابی خود را به یک نوع وسیله سنجش محدود نسازید. ۷۳- در هر امتحان عدالت را حاکم کنید و شرایط یکسان برای همه به وجود آورید. ۷۴- اگر ارزشیابی به نحو شایسته انجام نگیرد، اثر منفی بر یادگیری می گذارد. ۷۵- آموزش و ارزشیابی باید هدف های یکسانی را دنبال کنند. 76- هدف از امتحان، غافلگیر کردن دانش آموز نیست. ۷۷- یکی از ویژگی های ارزشیابی مطلوب، کارآمد بودن آن است. ۷۸- تعداد سؤال های مربوط به یک هدف و یک محتوا باید متناسب با اهمیت آنها باشد. ۷۹- یک آزمون باید قدرت تشخیص داشته باشد. ۸۰- در اجرای امتحان، نباید به «سرعت در پاسخ دادن» اهمیت زیادی داد. ۸۱- استفاده از چهار یا پنج نوع سؤال متفاوت در یک آزمون، امتیاز به حساب نمی آید. ۸۲- معلم نباید یک نوع سؤال را بر انواع دیگر برتری دهد و همواره از آن استفاده کند. ۸۳- سؤال های امتحانی را با دقت طرح کنید و به طور خوانا بنویسید. ۸۴- اگر دانش آموزان هنگام امتحان، سؤال داشته باشند، باید به آنها پاسخ داد، اما آنها را تشویق به سؤال کردن نکنید. ۸۵- خواندن سؤال های امتحانی برای دانش آموزان ضرورت ندارد، مگر دانش آموزانی که مشکل خواندن داشته باشند. ۸۶- تردید در روایی یک آزمون احتمال تقلب را افزایش می دهد. ۸۷- اضطراب زیاد در جلسه امتحان باعث افت عملکرد دانش آموزان می شود. ۸۸- دادن ضریب بیش تر به سؤال هایی که توانایی و استعداد مهم تری را می سنجند، منطقی است. ۸۹- نمرات خام هر امتحان در نفس خود معنای زیادی ندارند. ۹۰- یک آزمون هر اندازه هم خوب باشد اگر به نحو شایسته ای اجرا و نمره گذاری نشود، روایی و اعتبار آن به خطر می افتد. ۹۱- در آگهی هر آزمون، نتنها باید تاریخ برگزاری آن، بلکه تعداد سؤال ها و نوع آنها را نیز مشخص کنید. ۹۲- آموزش، ارزشیابی و نمره گذاری باید هدف های یکسانی داشته باشند. ۹۳- تغییرات نظام آموزشی باید در راستای تغییر بنیادی نظام سنجش و ارزشیابی باشد. ۹۴- نمره خام به تنهایی بیان کننده میزان پیشرفت یا عملکرد دانش آموز نیست. ۹۵- به ارزشیابی در حیطه های نگرشی و مهارتی بیش تر توجه کنید. ۹۶- ارزشیابی باید بتواند فراگیران را در امر یادگیری کمک کند. چهارگام از خانه تا مدرسه عبور سالم از محیط خانواده به محیط مدرسه مستلزم اتخاذ تدابیری است که کوتاهی در آنها به روند طبیعی سازگاری کودک با تغییرات محیط لطمه میزند. کودک بزرگ میشود و برای بیان نیازها و پاسخگویی به خواستهها به محیط وسیعتری احتیاج دارد. زمان آن فرا میرسد که برای ایفای نقش در آینده گامهای قوی و محکمی بردارد. آنچه کودک در خانواده میآموزد، توام با عاطفه بوده و معمولا ساختار ثابتی ندارد. برخورداری از محدودیت در میان خانواده، کودک را از واقعیتها دور نگاه میدارد. درک این موضوع زمانی اهمیت مییابد که کودکان برای ورود به مدرسه، به سن قانونی میرسند. او باید یکباره از خانه راهی مدرسه شود که این امر باعث پدید آمدن مشکلاتی برای او میشود که از جمله جدا شدن یکباره از محیط اجتماعی مالوفی که طی سالها کودک با آن انس گرفته و آشنا شدن با مقررات محیط جدید یعنی مدرسه که از هر نظر با خانواده متفاوت است، همچنین تن دادن به نظم و ترتیب که لازمه فعالیتهای آموزشی است. کوشش ارادی برای درک و فهم مطالب و موفقیت در کارهای درسی نیز از دیگر مشکلات اوست که برای رفع آن باید راهکارهایی اندیشیده شود. گام اول: ورود به مدرسه یکی از مزایای مدرسه رفتن این است که استفاده از این موقعیت مناسب به کودک اجازه میدهد استقلال و امکانات خود را ارزیابی کند. در هر حال نباید رابطه کودک با محیط خانواده به یکباره قطع شود، کودک در این دوره به محیط خانواده و مواظبت و دلجوییهای والدین نیاز دارد. خانه و مدرسه در این مرحله از نظر فراهم آوردن شرایط مناسب مکمل یکدیگرند و هر یک از آنها از نظر تاثیر تربیتی نقش خاصی ایفا میکنند؛ زیرا روابط کودک و اطرافیانش در این دو محیط متفاوت است. روابط در خانه فردیتر و عاطفیتر و در مدرسه جمعیتر و منطقیتر است. خانواده باید بکوشد ضمن کنترل برقراری روابط با کودک، همچنان محبت خود را از او دریغ نکند. وقتی کودکی وارد مدرسه شد، اینک مسوولان هستند که جایگزین خانواده میشوند. گام دوم: شناخت دانشآموز محور اساسی تعلیم و تربیت دانشآموز، شناخت اوست. بر این اساس اگر برنامهها و هدفهای مختلف آموزشی در تربیت موثر نباشد، ارزش چندانی ندارد؛ زیرا نظام تعلیم و تربیت امروزه با گذشته تفاوت بسیار کرده و دیگر «معلم مدار» نیست و حرف نهایی را معلم نمیزند. بلکه محور اصلی آموزش و پرورش، دانشآموز و خواستهها و نیازهای اوست. به همین دلیل، معلم و نظام آموزشی باید بکوشند تا نیازها و مشکلات دانشآموزان را بشناسند و برنامهها و زمینههای مناسب را برای برطرف کردن مسائل آنها که ممکن است عاطفی، جسمانی، حسی، حرکتی، اجتماعی و تربیتی باشند، فراهم کنند. زیرا هر مشکل میتواند نتیجه نامطلوبی برای دانشآموزان و مدرسه به بار آورد. برای مثال، بهتر است معلمان کلاس اول، دانشآموزان را به اسم کوچک صدا کنند. این دانشآموزان به سختی مفهوم نامخانوادگی را درک میکنند و با معلمی که صمیمانه آنها را با نامی که مادر صدا میزند، خطاب کند ارتباط برقرار میکنند و ترس و دلهره از ورود به محیط بیگانه در آنها کاهش مییابد. گام سوم: توجه به تفاوتهای فردی دانشآموزان یکی از اساسیترین شاخصهها در پذیرش دانشآموزان، قبول تفاوتهای آنها در مدارس است. به این معنی که تفاوتهای فردی، یکی از اصول پذیرفته شده در تعلیم و تربیت است. به این معنی که هر شخص دارای ویژگیها و تواناییهای مخصوص به خود است. به عبارت دیگر «هر فرد» منحصر به فرد است و از تمام جهات با همنوع خود متفاوت است. بدین ترتیب جستجو و کمک برای کشف نیروی بالقوه دانشآموزان از وظایف انسانی مدرسه و سیستم آموزشی است. گام چهارم : کمک و یاری به بهبود روابط کودک با ورود به مدرسه با محیط جدیدی آشنا میشود که هم از لحاظ ساختار اجتماعی و هم از نظر توقعاتی که از اعضای خود دارد به کلی با خانواده متفاوت است. او در این مقطع، در وضع نسبتا دشواری قرار میگیرد و برای سازگار شدن با شرایط جدید تلاش تازهای از سر میگیرد. این تلاش که از جهت پاسخگویی به مقتضیات مدرسه ضروری است، شرط رشد اجتماعی کودک هم هست. سازگاریهای اجتماعی آینده کودک تا اندازه زیادی به موفقیت و شکست در این تجربه بستگی دارد. بنابراین، تربیت اجتماعی و کمک به بهبود روابط و خوی و خصلت کودکان از وظایف مهم معلمان مدرسه ابتدایی است. معلم باید بکوشد با ارائه رفتار پسندیده، اخلاق مبتنی بر قاعده را به دانش آموزان بیاموزد؛ زیرا در این نوع اخلاق آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد صدق، تعاون و عدالت است. عدالت بخصوص محور اخلاق شاگردان دبستان است تا آنجا که آموزگاری که عدالت را رعایت نکند، خیلی زود در نظر شاگردان خوار و خفیف میشود. یک معلم خوب میتواند پیونددهنده دانش آموزان باشد. با شگرد «جابهجایی» خیلی زود همه دانشآموزان کلاس با هم دوست و همراه میشوند. به این معنی که نه تنها یک نفر با کنار دستی خود صمیمی میشود که به نوبت، با همه ارتباط دوستانه برقرار میکند و در میانه سال یک دانش آموز به تعداد نفرات کلاس دوست صمیمی دارد. برگزاری جشنهای تولد در کلاس درس به ماندگاری و صمیمیت دانشآموزان کلاس اول کمک بسیاری میکند و با همه وجود او را مایل به ماندن در مدرسه میکند. خانم معلم گفته بود يك انشا به دلخواه خودتان بنويسيد. دوست من درباره يك مغازه نوشته بود كه پر از خوردنى است و او آنها را خيلى دوست دارد. خانم معلم گفت: اگر يك بار ديگر اين گونه بنويسى از كلاس بيرونت مى كنم. مثلاً نوشته بود من شكلات خيلى دوست دارم. پس موضوع دلخواه يعنى چه؟ مثلاً بايد در مورد مدرسه و اين گونه جاهامى نوشت، يا در مورد جامعه؟ روش انشانويسى درمدرسه ها، با گذشت زمان ، تقريباً دست نخورده باقى مانده است. دفترهاى انشاى دانش آموزان پنجاه شصت سال پيش كه گاه باقى مانده نشان مى دهدكه در آن روزگار هم دانش آموزان درباره مقام والاى معلم ، مادر ، پاييز و ضرورت دورى از معاشر بد همان كلماتى را مى نوشته اند كه بعدها نوه هايشان. مقايسه علم و ثروت و اثبات برترى اولى با كمك يك رشته شعارهاى كليشه اى براى مدتها جزو برنامه كلاسهاى انشا بوده است و در نهايت آنكه دانش آموزان از درس انشاى فارسى استقبال نمى كنند و ترجيح مى دهنداين كلاس به چيزهايى غير از نوشتن و خواندن درباره موضوعى بگذرد. اما در اصل كلاس انشا چه خاصيتى براى دانش آموزان راهنمايى يا دبيرستان دارد؟ در لینک زیر مقاله ای درج شده است که نویسنده ی آن خانم زهره صادقپور، موانع و مزاحم های انشا نویسی و چگونگی برطرف کردن انها را بیان کرده است و مزایای انشا نویسی و نوشتن را بیان کرده است . حتماً شما هم وقتی در حیاط مدرسه قدم می زدید، شور و نشاط وصف ناپذیر دانش آموزانی را که در دسته های چندین نفری مشغول بازی هستند می بینید. همین بازی های دسته جمعی و سرشار از نشاط و هیجان می توانند به ابزار کمک آموزشی برای شما تبدیل شوند. حتی بعضی از موضوعات درسی، قابلیت تبدیل شدن به یک بازی مهیج را دارند. بد نیست ا یا 2 جلسه از کلاس درس تان را در کل یک سال تحصیلی به اینگونه بازی ها اختصاص دهید. در زیر چند مثال از بازی هایی که ما در کلاس، نمایشگاه، یا کارگاه های مختلف امتحان کرده ایم آمده است: • مار و پله کسوف! بازی نیم بل •منچ و ... چشم ها را باید شست جور دیگردید. کسی می تواند خلاق باشد که خودش را از حصار استاندارد ها و فرمول ها رها سازد در مدارس ما تنها درسی که می توان در آن از حوزه ی فرمولها خارج شد در درس انشا است چون برنامه ی ثابتی ندارد و دانش آموزان را با دنیای واقعی آشنا ساخته و آنها را با مسائل جدید و ناشناخته هاآشنا می سازد .در گیری با این عرصه ها قوی ترین ،قدیمی ترین و موثر ترین حوزه برای بروز خلاقیت دانش آموزان است . به یاد داشته باشیم: اعتقاد بر این که فقط دانش کنونی از توسعه دانش با ارزش تر است و حرف های جدید نگران کننده اند خطر ناک است ومانع بروز خلاقیت می شود . فرا موش نکنیم که :ایجاد الگو و چارچوب برای درس انشا و ارائه پاداش به دانش اموزانی که در آن چار چوب حرکت کرده اند . انگیزه ای را برای بروز خلاقیت در دانش آموز ایجاد نمی کند. توجه کنیم : نگاه ثابت و یکسان به درس انشا و سایر دروس در ارزشیابی این در س یک مزاحم جدی در بروز خلاقیت است. تذکر : هر چارچوب به هم ریخته نظم جدیدی به وجود می آورد . در ارزشیابی به جای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به ارزشیابی پیشروی تحصیلی بپردازید (چه فکر جدیدی و چه اندیشه ی نوی داری؟) مسئله محور باشید نه موضوع محور (ساعت در س انشائ ساعت تصرف اطلاعات است .) برنامه ها و فعالیت های از قبل پیش بینی نشده انجام دهید.(در این ساعت حواست پرت شود و به هر جا که دوست دارد برود یادت باشد تو خودت یک دنیا دانشی و تو خودت یک دنیا زمینه ای از دنیایت استفاده کن . و آن را هر طور دوست داری و فکر می کنی قشنگ تر است بساز. ) قصد برنامه ریزان آموزش وپرورش این است که ترس از نوشتن را در کودکان از بین ببرند بنابراین با فراخوان نوشتن خلاق از ما خواسته شده که با ارائه تجربه ها و را هکار های کاربردی خود در این امر مهم سهیم شویم . ایمان پیوند ادراکی با حقیقت است ایمان یعنی تسلیم یعنی خدا آگاهی مقرون به گرایش و تسلیم در پیشگاه حق. شناختن, همان دانستن است. عشق انسان را می رساند به مرحله ای که می خواهد از معشوق, خدائی بسازد و از خود بنده ای، او را هستی مطلق بداند و خود را در مقابل او نیست و نیستی حساب کند. اطراف کلمه شهید را هاله ای از قدس و تعالی احاطه کرده است. طلاي معرفت ي معرفت از آن صدا طاهره صفار زاده وح مطهر از آسمان عرفان تابنده، اختري رفت حبيب ا... معلمي بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت میکنند، مانند سایر کودکان بازی میکنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار میکنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار میکنند به خوبی انجام میدهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه میروند و میخواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی میشوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بودهاند. اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر میگیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود. علل بروز اختلالات یادگیری ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بودهاند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است. عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است. عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری شواهدی در دست است که نشان میدهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانوادهها بیش از دیگران دیده میشود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونهای حاکی از نشانههای عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی بردهاند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند. عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری میشوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید. عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری اختلالات یادگیری برخی کودکان میتواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است. از عوامل هنگام تولد میتواند به مواردی چون: از عوامل بعد از تولد عبارتند از: عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح میتواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر میرسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفتهاند. انواع اختلالات یادگیری کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینههای زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینههای فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینههای یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد. درمان اختلالات یادگیری هر چند اختلالات یادگیری اصولا مسالهای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود میجویند و بدین ترتیب میکوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوههای درمانی رایج بر این اساس میتوان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد. راهنماي زير تنها راه نوشتن طرح درس نيست، بلکه مروري کلي بر مهمترين و کليدي ترين نکات پديد آوردن طرح درس است. با دنبال کردن گام به گام راهنمايي هاي زير مي توانيد علاوه بر درست کردن طرح، شرح هر يک از اجزاي طرح درس را نيز ياد بگيريد. 2 و : حالا بچه ها بايد يک خط زير عدد 3 بکشند، به اين شکل : 2 ز : از دانش آموزان بپرسيد با چند تا مکعب شروع کرده بودند، چند تا به آن اضافه کردند و در آخر چند مکعب دارند. مي خواهيد دانش آموزانتان چه چيزي را بدانند يا قادر به انجام چه کاري باشند. انتظار داريد دانش آموزان چه دانش، مهارت، استراتژي يا رفتاري را بياموزند. دانش آموزان چه محتوا يا مفهوم مهمي را ياد مي گيرند؟ در اين باره به چه استانداردهايي بايد مراجعه کرد؟ چرا بچه ها بايد به اين موضوع علاقه نشان دهند يا آن را بدانند؟ چه سؤالات بحث برانگيزي در مورد اين درس وجود دارد؟ چه سؤالاتي دانش آموزان را کمک مي کند تا بر جنبه هاي مهم موضوع تمرکز کنند؟ از چه ابزارهايي براي ارزشيابي استفاده مي کنيد؟ دانش آموزان چگونه در ارزشيابي مشارکت خواهند کرد؟ چگونه خود را ارزيابي مي کنند؟ تکنولوژي چه نقشي در ارزشيابي خواهد داشت؟ کداميک از نيازها، علايق و دانسته هاي قبلي دانش آموزان مي تواند مبنايي براي اين درس باشد؟ ممکن است دانش آموزان با چه مشکلات مفهومي اي روبرو شوند؟ چگونه مي توان اين درس را به ساير موضوعات درسي مرتبط کرد؟ چگونه مي توانند دانش و مهارت بيندوزند، دانايي، توانايي و خلاقيت خود را نشان دهند و يادگيري را مديريت کنند؟ به چه دلائلي مي توان گفت اين درس چالش برانگيز، بين رشته اي يا ويژه است؟ استفاده از تکنولوژي چگونه به يادگيري دانش آموزان کمک مي کند؟ محيط اطرافتان چه اثري بر يادگيري اين فعاليتها دارد؟ نقش شما چيست؟ نقش دانش آموزان در يادگيري درس چيست؟ نيازهاي دانش آموزان را چگونه برآورده مي کنيد؟ اين درس براي يادگيري فردي چه تغييراتي بايد بکند؟ چگونه از منابع اضافي استفاده مي کنيد؟ آيا به حضور اشخاص ديگر هم در کلاس نياز هست؟ زندگی یعنی عشق ،یعنی فرو رفتن در آبی که نمی دانی عمق زندگی یعنی باور غیر ممکن ها ، وقتی مرگ را از آن غربال کنی . بهترین و بزرگترین بال ، بال رویاست به شرطی که بدانی تنها تا مسافتی معین و زمانی معین می توانی با آن پرواز کنی . نگاه ، زبان مخصوصی است که احتیاج به مترجم ندارد. هیچ گاه فکر نکن آن قدر بزرگ شده ای که می توانی گناهان خودت را ببخشی . بدان از چیزی که همیشه می ترسی روزی قدرتی شگرف به تو خواهد بخشید . دنیا آنقدر بزرگ نیست که تو زشتی هایش بزرگ ببینی . قدر لحظه های عمر را هیچ کس جز گورکن پیر نمی داند. افسوس که بایگانی ذهن ما ثبت لحظه های ناگوار را بهتر از لحظات خوش انجام می دهد. افکار بزرگ از انسانهای بزرگ است به شرطی که با عمل توام باشد . هرگز نخواهی توانست از افکار مزاحم راحت شوی مگر همان باشی که هستی .
دلها سه گونه اند یاسلیمند یا منیرمند یا شهیدند .
دلهای سلیم خدارا می خواهند .دلهای منیر خدا را جستجو می کنند و دلهای شهید خدارا یافته اند و به خدا رسیده اند . این مطلب یکی از دوستان به نقل از شبکه قران گفته است من علاقه مندم در این مورد اطلاعات بیشتری به دست آورم اگر شما منبع خوبی در این مورد می شناسید معرفی کنید .
خدا عظیم نیست او عظمت است . خدا مهربان نیست او مهربانی است . خدا عاشق نیست ،او عشق است . و این عظمت و مهربانی توسط ما فرصت حضور می یابد . وقتی دست ناتوانی را می گیریم و یا با عشقی خالصانه به حر فهای انسانی نا توان گوش می سپاریم ،گره از کار کسی می گشاییم پروردگار مجال حضور در زمین را یافته است . جهان در انتظار ظهور همه ی ماست . کار خدا خلق انسان بوده و رسالت انسان تجلی خداوند بر زمین ،انسان نردبانی است که از طریق آن خداوند از فراز اسمان بر زمین گام می نهد . ما عظیم تر از آن هستیم که می پنداریم .
مسعود لعلی
خداوند اندیشید و نخستین اندیشه اش فرشتگان بود.خداوند سخن گفت و نخستین وازه اش "انسان "بود . جبران خلیل جبران
و به راستی انسان را آفریدیم و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم .16 -ق
تو آن امپراتوری هستی که به خواب رفته و در رویا می بیند که گداست از خواب بیدار شو . اوشو
این دنیایی سر گرم کننده است . توان بازی کردن نقش در آن محدود به پی برد به ارزش آن است . چگونه خدا را بشناسیم .
بازی مار و پله را می شناسید. در سال 78 که کسوف کلی در ایران رخ داد، مار و پله ای طراحی شد که ضمن بازی با آن، نکات ایمنی که باید در هنگام خورشید گرفتی رعایت شود و باورهای غلط یا خرافات به مردم معرفی شود. در این بازی، بازیکنان مهره های خود را در خانه اول جدول می گذارند و به نوبت تاس می ریزند. هر بازیکن، به اندازه عدد روی تاس، در جدول به پیش می رود، اگر به خانه باورهای نادرست برسد، چند خانه به عقب باز می گردد و اگر به خانه نکات ایمنی برود، چند خانه به جلوتر می رود.
مشابه این بازی را می توان با هدف آموزش حفاظت از محیط زیست، رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی و ... تهیه کرد تا دانش آموزان در کلاس علوم، اجتماعی، یا حتی در زنگ های تفریج بازی کنند.
این بازی بسته به موضوعی که انتخاب می کنید، می تواند از پیش دبستان تا راهنمایی مورد استفاده قرار گیرد.
این بازی در واقع ساده ترین حالت بازی نیم است. و دو نفر یا دو گروه بازی را انجام می دهند. به این صورت که مهره هایی را در یک صف، یا به صورت دایره می چینند. هر بازیکن در نوبت خود می تواند 1 یا 2 مهره کنار هم را بردارد. نوبت ها یک در میان است و برنده کسی است که آخرین مهره یا آخرین مهره ها را بردارد.
این بازی معمولاً با دانه های لوبیا یا مهره های کوچک بازی می شود. شما می توانید برای این بازی مهره های زیبایی با کمک دانش آموزان بسازید. یا حتی از خود دانش آموزان به عنوان مهره استفاده کنید
بازی هایی نظیر منچ می تواند خستگی یک روز درسی سخت را از دانش آموزان بگیرد. از قبل با مقوا یک تاس بزرگ بسازید. کف حیاط یا کلاس درس، با گچ، شکل یک منچ بزرگ را بکشید. هر کدام از دانش آموزن. می تواند یکی از مهره ها باشد و شما هم می توانید برای آنها تاس بیندازید. این بازی که با هدایت شما، در نیم ساعت به پایان می رسد، نشاط و سرزندگی دانش آموزان را بر می گرداند و خاطره خوش یک بازی دسته جمعی را در ذهن آنها باقی می گذارد.
زهد برداشت کم برای بازدهی زیاد است.

که از پس ديوار جهل مي آمد
از آن صداي پست
که نام پاک تو را مي برد
تنها شديم
صدا چه سنج غريب يداشت
از حسن خصم بود
از سوي دوست مي آمد
براي دوست پيامي داشت
با مکر دشمنان
به دوست رسيدي
عدد شود سبب خير اگر خدا خواهد
خدا تو را مي خواست
وانتخاب
حق خدا بود
داناي عشق
ملاي معرفت و بيداري
کلاس، نيازمند حضورت بود
خدا تو را مي خواست
وانتخاب حق خدا بود
که حق، هميشه به حقدار مي رسد
از آن او بودي
به سوي او برگشتي
![]()
وز کنج علم و ايمان ارزنده، گوهري رفت
سرباز پيشتازي از خيل عشقبازان
از صفحه شجاعت دلاوري رفت
استاد علم و حکمت، جويندة حقيقت
از کرسي فصاحت، والا سخنوري رفت
در گرانبهاي از عبر فضل و دانش
از بوستان تقوا سرو صنوبري رفت
گوينده شهيري، ارزنده فيلسوفي
روحاني فقيهي، فرهنگ گستري رفت
مرد جهاد و تقوا، وارسته اي ز دنيا
شب زنده پارسايي، روح مطهري رفت
سرچشمة معارف از علم و فضل و بينش
دانشوري توانا، استاد اکبري رفت
« عدل الهي » او خورشيد جاوداني است
تا ملک جاوداني با چهر انوري رفت
فرمود امام امت پژمرده نوگل من
از دست رهبر افسوس فرزند ديگري رفت
« وحي و نبوت » او سرچشمه معاني است
از مرتضي به دوران مرات و مظهري رفت
با گريه گفت رهبر: او پارة تنم بود
صد حيف کز کنارم رزمنده ياوري رفت![]()
بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:
از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:
در این شیوه تلاش میشود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.
از روشهای درمانی دیگر میتوان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوههای رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته میشود.
از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است.
1-روشن است که اولين چيزي که بايد در نظر بگيريد، موضوعي است که مي خواهيد درس بدهيد. اين موضوع بايد بر اساس استانداردهاي آموزشي تدوين شده باشد. در ضمن بايد بدانيد که براي چه پايه اي طرح درس مي نويسيد و اين نکته را تا پايان کار در ذهن خود داشته باشيد و تخميني هم از زمان لازم براي تدرس انجام دهيد تا در بودجه بندي زمان به شما کمک کند. وقتي موضوع را مشخص کرديد، بايد به اين مساله فکر کنيد که چطور مي خواهيد آن را درس بدهيد. حالا وقت آن است که سري به کتاب معلم درستان بزنيد و ببينيد که چگونه مي توان استانداردهاي خاص آن درس را رعايت کرد. اين کار بسيار ارزشمند و لازم است، چون شما را مطمئن مي کند که همه آنچه آموزش و پرورش کشور از يک معلم انتظار دارد را به بچه ها آموخته ايد.
2 -براي اينکه مطمئن شويد طرح درس شما درست همان چيزي را که مي خواهيد آموزش مي دهد، بايد اهداف روشن و مشخصي تدوين کنيد. دقت داشته باشيد که اهداف نبايد فعاليتهايي باشند که در طرح به کار برده ايد، بلکه بايد نتايج آموزشي آن فعاليتها باشند. مثلا اگر مي خواهيد جمع کردن 2+3 را به کلاس ياد بدهيد، هدف شما چنين خواهد بود: " دانش آموزان مي توانند نشان دهند که چطور 2 را با 3 جمع مي کنند ".
اهداف بايد به طور مستقيم قابل اندازه گيري باشند. ( در اين باره در بخش ارزشيابي بيشتر صحبت خواهيم کرد. ) به عبارت ديگر مطمئن باشيد که مي توانيد تعيين کنيد به اهداف خود رسيده ايد يا نه. واضح است که در يک درس مي توانيد بيش از يک هدف را دنبال کنيد.
براي معني دارتر کردن اهدافتان، مي توانيد هم هدفهاي کلي و هم اهداف جزئي را در آن بگنجانيد. اهداف کلي شامل هدفهاي نهايي طرح درس است مثلاً " آشنا شدن با نحوه جمع دو عدد ". اما اهداف جزئي بيشتر به همان مواردي که در بالا ذکر شد شباهت دارند.
-3 ممکن است براي تعيين مواد و موارد مورد نياز درستان لازم باشد تا انتهاي کار صبر کنيد، اما جاي نوشتن آنها در ابتداي طرح درس است. به اين ترتيب اگر کس ديگري بخواهد از طرح درس شما استفاده کند، قبل از هر چيز مي تواند ببيند وسايل مورد نياز را در اختيار دارد يا نه. مطمئن شويد تمام چيزهاي لازم را نوشته ايد تا در ميانه کار و يا هنگام اجراي درس مشکلي برايتان پيش نيايد.
-4 ممکن است مايل باشيد پيش درآمدي هم بنويسيد. اين پيش در آمد راهي است براي وارد شدن به طرح درس و جلب علاقه و توجه دانش آموزان نسبت به موضوعي که درس مي دهيد. يک مثال خوب در اين مورد، تدريس کسرهاست. معلم مي تواند درس را با اين سوال شروع کند که اگر بخواهيم پيتزايي را بين 5 دوست به اندازه هاي مساوي تقسيم کنيم چه راه حلي داريم و به آنها بگويد که اگر کار با کسرها را ياد بگيرند، مي توانند اين کار را به سادگي انجام دهند.
-5 حالا بايد روند کار را گام به گام بنويسيد، تا بتوان با انجام همه مراحل به اهداف تعيين شده رسيد. اين قسمت صرفا گفتن اينکه معلم بايد اين کار را بکند و آن چيز را بگويد نيست، بلکه تمام فعاليتهاي مرتبطي که معلم بايد انجام دهد، در اين مرحله فهرست مي شود. مثلا براي درس 2+2 ميتوانيد روند کار را به صورت زير بنويسيد:
الف : معلم به هر بچه، 2 مکعب مي دهد.
ب : معلم از بچه ها مي خواهد که روي کاغذ بنويسند چند مکعب دارند.
ج : بعد بچه ها بايد يک علامت + زير عدد دو بنويسند مانند اين :
2
+
د: معلم به هر دانش آموز 3 مکعب ديگر هم مي دهد.
ه : از دانش آموزان خواسته مي شود که تعداد مکعبهاي تازه را هم زير 2 بنويسند،مانند اين:
3 +
3 +
_____
6 -بعد از تمام شدن روند کار، ممکن است بخواهيد زماني براي تمرين فردي بچه ها درنظر بگيريد. مثلا ممکن است به بچه ها وقت بدهيم تا اعداد متفاوتي را با استفاده از مکعبهايي که دوستانشان به آنها مي دهند جمع کنند.
7 -درست قبل از رسيدن به مرحله ارزشيابي مي توانيد از يک پايان براي درس استفاده کنيد. يک ايده خوب براي اين کار بازگشتن به پيش درآمد است مثلا از بچه ها بپرسيد حالا که کسرها را بلد هستند، چطور پيتزايشان را تقسيم خواهند کرد.
8-حالا بايد بخش ارزشيابي کارتان را بنويسيد. اکثر طرح درسها لزوما نيازي به امتحان ندارند، اما تقريبا تمام آنها به نوعي ارزشيابي يا برآورد از اينکه آيا اهداف مورد نظر برآورده شده اند يا نه احتياج دارند. کليد نوشتن ارزشيابي خوب در اين است که مطمئن باشيد که ارزيابي شما، مشخصا رسيدن يا نرسيدن به اهداف را اندازه مي گيرد. بنابراين بايد بين اهداف و ارزشيابي وابستگي مستقيم وجود داشته باشد. فرض کنيد که هدف، توانايي جمع کردن دو عدد تک رقمي با هم باشد، ارزشيابي را مي توان به اين صورت انجام داد که بچه ها تک تک به نزد معلم بروند و با گرفتن مکعب از او عمل جمع را روي کاغذ براي او نشان دهند.
9-براي دانش آموزان کم توان و معلول و کودکان پيشرو هم بايد تطابقهايي در نظر گرفته شود. مثلا تک تک اضافه کردن مکعبها براي دانش آموز کم توان و اضافه کردن 9 به 13 براي دانش آموزان تيز هوش. براي اين کار بهترين راه اين است که تفاوتهاي فردي دانش آموزانتان را در نظر بگيريد.
10 -اضافه کردن " بخش ارتباطي " هم ايده خوبي است که نشان مي دهد چگونه اين طرح درس مي تواند با ساير موضوعات تلفيق شود. مثلا به جاي مکعبها مي توان از دانش آموزان خواست اول 2 سيب و بعد 3 سيب ديگر را رنگ کنند تا هنر هم با اين درس ترکيب شود. حتي شايد بهتر باشد که هر کدام از سيبها را با بافت متفاوتي رنگ آميزي کنند. با وارد کردن موضوعات و کارهاي فراوان، مي توان واحدهاي تماتيک پيچيده اي پديد آورد که موضوعات مرتبط را از ديدگاههاي بسيار بررسي مي کند. تکرار يک موضوع در قالبهاي فراوان ما را از باقي ماندن آن در ذهن دانش آموزان مطمئن مي کند.
خوب تمام شد! اگر دستورالعمل بالا را انجام داده باشيد، حالا يک طرح درس موفق نوشته ايد که مي تواند به درد خودتان و ساير معلم ها هم بخورد. براي اين که در اين کار مهارت پيدا کنيد، بهترين راه خواندن طرح درسهاي ديگران و معلمان با تجربه است. امتحان کنيد!
نمونه پيش نويس يک طرح
گام اول: مشخصات
برای ثبت مشخصات می توانید از این فرم استفاده کنید.
گام دوم: اهداف محتوايي و شناختي
به اين سوالات پاسخ دهيد:
برای این کار می توانید از این فرم استفاده کنید.
گام سوم: سؤالات راهنماي درس
گام چهارم: ارزشيابي
چطور مي فهميد بچه ها به اهداف مورد نظر رسيده اند؟
گام پنجم: ارتباطات
گام ششم: فعاليتهاي يادگيري
بچه ها بايد چه فعاليتهاي يادگيري مشارکتي و با ارزشي را انجام دهند؟
برای این کار می توانید از این فرم استفاده کنید.
گام هفتم: استراتژيهاي تدريس
از چه تمرين هايي براي درس استفاده خواهيد کرد؟
مديريت:
دانش آموزان بايد کي،کجا و چگونه کار کنند: کلاس، آزمايشگاه، گروهي و يا ... ؟
مواد و منابع:
به چه منابع و کمکهايي احتياج داريد؟
گام هشتم: ارزيابي درس و معلم
در اينجا بايد سؤالات چالشي اي مطرح کنيد که براي ارزيابي بازده درس به کار بيايند..
هوش از جمله مواردی است که بسیار مورد توجه روان شناسان بوده و در طول تاریخچه روانشناسی تلاش بر این بوده که ماهیت هوش ، انواع آن ، تغییر پذیری آن و ... ، مورد بررسی قرار گیرد. وقتی درباره هوش صحبت میشود، ویژگی چون یادگیری سریع زیاد ، محاسبات دقیق و فوری و راه حلهای جدید به ذهن خطور میکند.
بطور کلی تعاریف متعددی از هوش صورت گرفته است و بر این اساس طبقات مختلفی از انواع هوش نیز مطرح شده است. ثوراندیک ، اسپیرمن ، ترستون استرن برگ ، گاردنر افرادی هستند که انواعی از هوش را بر اساس تعاریفی که از آن ارائه کرده ساختهاند.
انواع هوش از دیدگاه ثرندایک
ثرندایک رفتار هوشمندانه را متشکل از توناییهای خاص گوناگون میداند. او از سه نوع صحبت میکند که افراد مختلف در هر یک از این انواع میتوانند متفاوت باشند.
انواع هوش از دیدگاه اسپیرمن
اسپیرمن معتقد است که در همه کارکردهای روانی یک حامل کلی هوشی (g) و شماری از عوامل اختصاصی هوشی (s) وجود دارد. به عبارتی او هوش را به یک نوع هوش کلی و تعدادی هوش اختصاصی تقسیم میکند.
انواع هوش از دیدگاه ترستون
ترستون برخلاف اسپیرمن معتقد است که نوعی از هوش به نام هوش کلی وجود ندارد و بلکه هوش از انواعی از استعدادهای نخستین روانی تشکیل یافته است. که شامل هوش کلامی ، استعداد عددی ، درک روابط فضایی ، درک معنای کلامی ، حافظه ، استدلال و ادراک را شامل میشود. هوش کلامی روابط واژگان ارتباط کلامی و استعداد عددی سرعت و دقت در عملیات حساب را شامل میشود. درک روابط فضایی به استعداد پی بردن به بازشناسی و همگونی شکلها به یاری بینایی اطلاق میشود و منظور از درک معنای کلامی عبارت از به خاطر سپردن واژههای منحصر به فرد است.
منظور از حافظه ، حفظ کردن هر گونه طرح و نقشه ، شعر و قطعه یا اعداد و ارقامی ، به صورت طولیوار است و استدلال به استنتاج قاعده و اصول از موارد مختلف و همچنین توانایی در حل مسائل اطلاق میشود. ادراک عبارت است از تمییز دادن اختلافهای اندازه ، شکل ، طول و عرض یا جای خالی واژهها و اندامها در شکلها.
تقسیم بندی هوش به انواع کلامی و عملی (غیر کلامی)
این نوع تقسیم بندی در آزمونهایی چون استنفر و پیته و آزمون هوشی و کسر دیده میشود. در سال 1937 ترمن با همکاری مریل تجدید نظری در آزمون هوش استنفرد - بینه به عمل آوردند و آنرا به دو دسته M و C (کلامی و عملی) تقسیم نمودند. هر چند این دسته بندی در تجدید نظر سال 1960 چهار گستره عمده استدلال کلامی ، استدلال انتزاعی ، استدلال کمی و حافظه کوتاه مدت را در انواع هوش که مورد سنجش قرار میداد شامل شد.
آزمون وکسلر نیز دو نوع هوش کلامی و عملی را اندازه گیری میکنند. 6 نوع آزمون که هوش کلامی را در این آزمون میسنجند، عبارتند از اطلاعات عمومی ، درک مطلب محاسبه عددی ، تشابهات ، فراخوانی ارقام یا حافظه عددی و اجزا آزمونهای مربوط به هوش شعاعی عبارتند از: تکمیل تصویرها ، تنظیم تصویرها ، طراحی با مکعبها ، الحاق قطعات رمزگردانی یا رمزنویس.
انواع هوش از دیدگاه اشترن برگ
اشترن برگ که نظریه خود را در دهه 80 میلادی مطرح کرده به اجزای عالیه ، عملیاتی و اجزا کسب معلومات در هوش اشاره میکند و بر این اساس وی نیز هوش را به انواع هوش کلامی ، هوش کاربردی و هوش اجتماعی تقسیم میکند.
انواع هوش از دیدگاه گاردنر
هاوردگاردنر روان شناس آمریکایی را در هفت نوع جداگانه مشخص کرده است: هوش زبانی یا کلامی ، هوش هنر موسیقی ، هوش منطق ریاضی ، هوش فضایی ، هوش حرکات بدنی ، هوش اجتماعی و هوش درون فردی یا مهار نفس. گاردنر معتقد است که افراد آدمی برای هر مساله خاصی ، هوش مربوط به آن مساله را بکار میبرن

