. این سایت به معرفی روشها و سیستمهای نوین آموزشی برای آموزش کودکان تا بزرگسالان میپردازد. در سایت امکان جستجوی مطالب قرار داده شده است، همچنین سطوح آموزشی، روشهای تدریس، انتشارات مؤسسه، عناوین مدرکهای ارائه شده توسط مؤسسه، امکان ثبت نام در سایت جهت دریافت خبرنامه، ژورنال تحقیقاتی درباره آموزش و معرفی مراکز آموزشی توسط این سایت را میتوان از عناوین مطرح شده در این سایت نام برد. این سایت به معرفی دانشکده آموزش و پرورشUCFV و فعالیتهای انجام گرفته در آن میپردازد. دانشجویان فعال مؤسسه، برنامههای آموزشی، تحقیقات انجام گرفته در دانشکده، امکانات جستجو در مطالب مندرج در سایت، Link به سایتهای مرتبط به آموزش، اخبار، روشهای تدریس، کتابخانه دانشکده، اخبار درباره فعالیتهای انجام شده توسط دانشجویان این مرکز برای بالا بردن سطح یادگیری از عناوینی هستند که در سایت به آنها اشاره شده است. در این سایت با شبکه آموزش علوم آشنا میشویم. در این سایت آموزش به صورت تصویری برای دانشآموزان از سنین پیش دبستانی تا دوره متوسطه ارائه میشود.اخبار، Link به سایتهای مرتبط، موزه مجازی آموزشی و امکان جستجو در منابع اطلاعاتی سایت را میتوان از عناوینی دانست که در این سایت مشاهده میشود. در این سایت به آموزش هنر برای کودکان پرداخته میشود. در سایت امکانات جستجو قرار داده شده است. همچنین عناوینی چون آموزش معماری در سطح کودکان، کتابهای هنر کودکان، هنرمندان و اساطیر هنر، بولتنهای هنری کودکان، روشهای تدریس هنر به کودکان، طراحی، نقاشیهای دیواری، کتابخانه و مرکز جمع آوری مطالب هنری برای کودکان، مطالب آموزشی، نقاشیهای کودکان و منظور آنها، خبرنامه رایگان، آموزش روشهای تدریس برای معلمین، مطالب عمومی برای آموزش هنر به کودکان و نیز خبرها و مطالب خواندنی دیگری را میتوان در این سایت مشاهده نمود. این سایت به مؤسسه بینالمللی آموزش ریاضیات تعلق دارد. در این سایت با روشهای تدریس ریاضیات به دانشآموزان از سنین پیش دبستانی تا متوسطه آشنا میشویم. همچنین خبرها، کاتالوگ الکترونیکی منتشر شده در مؤسسه، کلاسهای دانشآموزان، برنامههای آموزشی، نمودارها و جداول و روش تفهیم بهتر آنها به دانشآموزان، امکانات جستجو برای یافتن مدارس، کالجها و کتابخانههای مرتبط با آموزش ریاضیات، امکانات جستجو در سایت، انتشارات مؤسسه، Index الفبایی سایت و مطالب خبری و اطلاعاتی درباره آموزش ریاضیات را میتوان از سایر عناوین مندرج در این سایت نام برد. در این سایت به آموزش و پرورش ایالت کالیفرنیای امریکا تعلق دارد که در آن به معرفی سیستم آموزشی در کلاسهای این ایالت میپردازد. روشهای تدریس، محیطهای آموزشی، کلاسهای درس، آموزش ریاضیات، آموزش علوم، آموزش تاریخ و علوم پایه، آموزش هنر و آموزش زبان و همچنین منابع اطلاعاتی از روشهای تدریس در این ایالت را میتوان در این سایت مشاهده کرده و از آنها استفاده کرد. این سایت به نام Education Place به ارائه مطالبی درباره آموزش کودکان میپردازد. منابع اطلاعاتی درباره آموزش، امکان جستجوی مطالب، کتابخانه، بازیهای آموزشی، آموزش برای کودکان زیر 8 سال، آموزش زبان، هنر، خواندن، آموزش ریاضیات، آموزش علوم پایه، علوم، روشهای آموزش به کودکان برای والدین، آموزش کودکانه و روشهای تدریس جدید که از تحقیقات جدید محقق شده است را میتوان از عناوین مندرج در این سایت نام برد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 2:32 توسط س |
خواندن در برگیرنده مجموعه ای از مهارتهاست که پایه مشترک موفقیت در همة زمینه های تحصیلی می شود . محور اصلی سواد آموزی ، خواندن است و از هر کسی انتظار می رود که خواندن و نوشتن را بداند اکثر کودکان به شوق یادگیری خواندن به مدرسه می روند و تحصیلات رسمی خود را با خواندن و نوشتن شروع می کنند . در این مقاله سعی داریم روشهای آماده سازی کودکان در امر خواندن و مشکلات موجود در یادگیری خواندن را مورد بررسی قرار دهیم . تعریف خواندن : خواندن فرآیندی پویا و تعاملی است که هم خواننده و هم محتوا در آنچه آموخته می شود سهیم می باشند بعضی خواندن را تفسیر معنا دار نمادهای کلامی نوشته شده یا چاپ شده تعریف کرده اند . و به عقیده بعضی دیگر ، خواندن برخورد معنا درا با متن است به هر حال خواندن مهارتی است که شاید همه آن را عادی می شماریم ولی در اصل خواندن ، فرآیندی است عالی و پیچیده که جزئیات متعددی را در برمی گیرد . مراحل یادگیری مهارت خواندن : از آن جا که ارتباط چهار مهارت زبانی یعنی گوش دادن ، سخن گفتن ، خواندن و نوشتن امری مسلّم است و توجه کافی به رشد دو مهارت شفاهی زبان ( گفتن و شنیدن ) به تقویت برنامه های آموزش خواندن و نوشتن به کودکان کمک شایانی خواهد کرد ، لزوم توجه به پرورش مهارت سخن گفتن آشکار می شود . یادگیری مهارت خواندن مستلزم کسب مهارتهای الف : بازشناسی دیداری عناصر زبانی ، اعم از حروف ، کلمات و جمله ها ب : درک معنای عناصر ان و روابط معنایی موجود بین آن ها پ : درک پیام جمله و متن می باشد . روش های آماده سازی کودکان برای کسب مهارت خواندن : اکثر خانواده ها علاقمندند که بدانند چگونه فرزندانشان را برای خواندن آماده کنند . مهمترین نکته ای که در این ارتباط باید مطرح کرد این است که وقتی خانواده برای کودک خود کتاب می خواند نه تنها گنجینة تفاوت او افزایش می یابد بلکه از خواندن احساس شادی و لذت کرده ، تلاش می کند خواندن را در اسرع وقت به تنهایی انجام دهد . کودکان زمانی خواندن را به راحتی یاد می گیرند که تجارت تجارت زبانی خوبی داشته و از طفولیت در معرض خواندن قرار گرفته باشند . بنابراین لازم است که پدران و مادران از کودکی برای بچه هایشان کتاب بخوانند یا آن را به عنوان هدیه به کودک بدهند . تجارت زبانی خوب از طریق ارتباط با بزرگسالان با سواد ، تقلید از بزرگ تر ها و کنجکاوی های خود کودک و البته آموزش رسمی خواندن حاصل می گردد . زمانی که یک کودک بزرگتر برای کودک خردسال دیگر کتابی می خواند هر دو طرف بهره مند می شوند چنانچه کودکان در این زمینه تحت فشار و تحمیل قرار گیرند قطعاً موجب شکست و دلزدگی آنان می شود . بنابراین توصیه می شود که والدین در هر شرایطی از این امر اجتناب ورزند . بنابراین به جای اعمال فشار در نخستین مراحل آموزش خواندن ، بهتر است وقتی را برای استفادة کودکان از کتابخانه منظور کرد و در برخورد با کودکان خونسردی و آرامش داشت . زمانی که کودکان از کتاب استفاده می کنند بهتر است به آنان اجازه داده شود که با استفاده از تصاویر ، کلمات را حین خواندن حدس بزنند تا احساس توانمندی کنند . برای افزایش توانایی خواندن در کودک ، هر چه بیشتر تمرین کنید و آنان را به خواندن در منزل تشویق نمائید . اخیراً ارتباط مهمی بین خواندن کودکان در منزل و توانایی ایشان در خواندن گزارش کرده اند . خواندن در منزل تأثیرات بسیار مثبت بر مهارتهای خواندن کودکان دارد . به بیان دیگر ، مهارت خواندن در کودکان با خواندن برای پدر و مادر و اعضای خانواده و تشویق شدن توسط آن ها ، تقویت می شود . بد نیست بدانیم که در تجزیه و تحلیل نتایج آزمون بین المللی پرلز که توسط یک مؤسسة هلندی در ۳۵ کشور جهان و از جمله ایران بین دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی در رابطه با خواندن به عمل آمد و کشور ما در رتبة سی و دوّم قرار گرفت و کشورهای سوئد ، انگلیس و آمریکا رتبه های اول تا سوم را کسب نمودند مشخص گردید که در این کشورها والدین دانش آموزان شرکت کننده در آزمون به مطالعه اهمیت بیشتری می دهند بطوریکه والدین این دانش آموزان حداقل ۶ ساعت در هفته در منزل مطالعه می کنند و همچنین لااقل صد جلد کتاب مخصوص کودکان در خانه موجود می باشد . مشکلات یادگیری در امر خواندن : بسیاری از مشکلات یادگیری به خواندن و هجی کردن مربوط می شود که به صورت ناتوانی در خواندن یا نارسا خوانی ظاهرمی گردد به طور معمول مشکلات خواندن در پایة اول تحصیلی آغاز می شود و در پایه های بعدی تداوم می یابد خواندن و نوشتن تبدیل زبان به نمادهای جدید است به طور معمول دانش آموزی که در زبان و گفتار مشکل دارد نمی تواند بخواند و کسی که در خواندن مشکل دارد نمی تواند به خوبی بنویسد . مشکلات یادگیری در خواندن به عوامل متعددی مانند : آسیب های مغزی ، محرومیت فرهنگی و محیطی ، تحصیلات والدین ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده ،عدم آمادگی برای ورود به مدرسه ، عدم دسترسی به کتاب و کتابخانه ، وجود تأخیر در رشد بهنجار زبان و اختلال در دستگاه گفتاری مربوط می شود . برخی از کودکان نیز همانگونه که در تکلم و راه رفتن دچار تأخیر می شوند ، در خواندن نیز با تأخیر روبرو هستند و اعتقاد برخی از متخصصان بر این است که اکثر شکست های تحصیلی در دورة ابتدایی از ناتوانی در خواندن نشأت می گیرد . برای رفع نقیصه و تقویت مهارت خواندن در کودکان هماهنگی لازم بین سه نهاد خانه ، مدرسه و رسانه ها ضروری به نظر می رسد . اما آنچه والدین می توانند برای تقویت مهارت خواندن در فرزندانشان انجام دهند عبارت اند از : نوشتن حروف یا کلمات ( بازی کردن با اسباب بازی های الفبایی ) استفاده از کامپیوتر برای انجام فعالیت مربوط به خواندن . تماشای برنامه های تلویزیونی با زیر نویس . کتاب خواندن . قصه گفتن ، خواندن شعر و سرود . بازی با کلمات . خواندن تابلو ها و علائم راهنمایی و رانندگی در خیابان . خواندن تابلوها و برچسب ها با صدای بلند . به هر حال باید باور کنیم که برای نهادینه کردن مهارت خواندن ، امر خواندن باید از کودکی آغاز شود تا در آینده به صورت یک عادت مثبت و مفید متجلّی گردد .
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 1:36 توسط س |
چه کسی می داند که تو در پیله ی خود تنهایی ؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟ پیله ات را بگشا ؛ تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 1:26 توسط س |
زيباترين ولادت: تنها کسي که در داخل خانه خدا بدنيا آمد، اوست.
زيباترين نام: بنا بر روايات متعدد، نام علي مشتق از نام خداست.
زيباترين معلم: علي تربيت شده دست پيامبر (ص) بود.
زيباترين سخنان: به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کريم است.
تولد در خانه خدا
مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.
او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...
فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.
چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.
فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.
نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...
نسب علي (ع)
نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.
پدر علي (ع)
يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت.
مادر علي (ع)
مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي».
کنيه علي (ع)
در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيههاي مختلفي داشت: از جمله:
ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است.
القاب علي (ع)
در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله:
يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان.
مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.
نهج البلاغه علي (ع)
يکي از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي که از روح بلند پيشواي پرهيزکاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، کتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان کوتاه و حکمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيکران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير کلام حضرت علي (ع) که گذشت روزگار نمي تواند غبار کهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب که تا هميشه بر تارک علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مکتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حکومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوک و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين کتاب شريف يکي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.
و علي (ع) مي آيد ...
ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...
و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.
معشوق خدا
آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.
طبيب دردمندان
ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.
![]()
مردي از تبار نور
مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علي، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.
ميلادمولاي متقيان علي (ع)مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 2:3 توسط س |
دکتر سابينه هاک / پريسا كاكائي
بچهها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه ميكنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکشهاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايهها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي همسال و بعضي وقتها حتي با خشونت در خانواده يا جامعهشان دست و پنجه نرم کنند. والدين چه کار ميتوانند انجام دهند؟
پدر و مادر ميتوانند به کودکانشان کمک کنند تأثيرات فشار رواني را در حداقل نگه دارند. منبع :روان شناسی ساده برای همه

تأثير فشار رواني روي كودك بستگي به شخصيت، ميزان پختگي، و نوع سازگاري او دارد. با اين حال، تشخيص اينکه چه وقت بچهها زير بار فشارها خم ميشوند هميشه ساده نيست. براي کودکان اغلب توضيح دقيق احساسشان سخت است. ممکن است به جاي گفتن «من از پا افتادهام» بگويند «معدهام درد ميکند». بعضي بچهها وقتي تحت فشار رواني هستند گريه ميکنند، پرخاشگر ميشوند، گستاخ يا زودرنج ميشوند. برخي ديگر ممکن است خوب رفتار کنند اما نگران، ترسو و وحشت زده بشوند.
به همان نسبت استرس ميتواند بر سلامت جسمي کودک تاثير بگذارد؛ تنگي نفس (آسم)، تب يونجه، سردرد ميگرني و بيماريهاي معده مثل کوليت، سندرم روده تحريکپذير و زخم گوارشي بيماريهايي هستند که در موقعيتهاي تنشزا وخيمتر ميشوند.
1. والدين بايد سطوح فشار رواني خودشان را کنترل کنند. در تحقيقي پيرامون خانوادههايي که حوادث تلخ و ناگواري مانند زمين لرزه يا جنگ را تجربه کردهاند، بهترين مبناي پيشبيني چگونگي سازگاري کودکان با مشکلات، نحوه سازگاري والدينشان است. پدر و مادر بايد به خصوص از زماني که سطوح فشار روانيشان در روابط زناشويي تأثير ميگذارد آگاه باشند. دعواهاي مکرر بين والدين براي کودکان اضطرابآور است.
2. خطوط ارتباطي را باز بگذاريد. کودکان وقتي با والدينشان ارتباط خوبي دارند احساس بهتري نسبت به خود پيدا ميکنند.
3. کودکاني که دوستان نزديک ندارند، در مورد احساس فشار رواني ناشي از مشکلات در خطر هستند. والدين بايد با برنامهريزي، قرارهاي بازي و ساير تفريحات، از روابط دوستانه کودکانشان حمايت کنند.
4. والدين بايد جدول زماني برنامه روزانه را با توجه به خلق و خوي فرزندشان در ذهن خود پيريزي کنند. اگرچه اغلب بچهها در محيطي آشنا و کليشهاي با امور روزمره ثابت و حد و مرزهاي کاملاً امن رشد ميکنند اما ميزان تحملشان در مقابل تحريک متفاوت است.
5. مهم نيست جدول زمانبندي شده بچهها چقدر شلوغ است؛ آنها در هر سني به بازي و آرامش نياز دارند. بچهها از بازي براي شناخت دنياي اطراف، بررسي افکار و آرام کردن خودشان استفاده ميکنند.
+ نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 1:33 توسط س |
تدريس موضوع جرم و حجم در پايه دوم ( 1 )
يكي از مهمترين مسائلي كه هنوز بسياري از معلمان پايه دوم ابتدايي نگران تدريس آن هستند ، آموزش مفهوم حجم و جرم در درس علوم است . بيشتر آموزگاران تصور ميكنند كه در پايان اين درس ، دانشآموزان بايد بتوانند كلمات جرم و حجم را در زندگي روزمره به خوبي به كار ببرند و مفاهيم آن كلمات را هم دقيقاً بدانند و تعاريف آنها را بيان كنند . اما نظر مؤلفان محترم اين موضوع درسي اين است كه اگر دانشآموز بتواند از كلمات (( حجم و جرم )) به معناي دقيق آن استفاده كند ، مطلوب است . ولي اهداف اصلي از تدريس اين مبحث دقيق در پايه دوم ، آموزش اين مفهوم است كه دانشآموز درك كند هر مادهاي در هر يك از سه حالت كه باشد ، جايي به خود اختصاص ميدهد ( حجم دارد ) و در عين حال جرم هم دارد . البته دانشآموزان اين مطالب را پس از انجام دادن آزمايشها در مييابد و هدف آن است كه در پايان درس ، از مطالب جرم وحجم به صورت كاربردي استفاده كند . مثلاً بتواند حدس بزند كه در يك جعبه مقوايي كوچك ، چند قوطي كبريت جا ميگيرد يا مثلاً پيشبيني كند كه يك جعبه مقوايي كوچك ، تحمل سنگيني چه مقدار سنگ ريزه را دارد يا بتواند قطعه سنگي پيدا كند كه سنگيني ( جرم ) آن با سنگيني (جرم ) يك توپ بزرگ يا چيزي مشابه آن ، يكسان باشد و . . .
بر اساس همين ديدگاهها بود كه تدريس موضوع (( حجم )) را اين گونه شروع كردم : ابتدا به هر گروه 2 تا 3 نفري دانشآموزان ، يك قوطي كبريت خالي و تعداد زيادي چوب كبريت دادم ، سپس از آنها خواستم چوب كبريتها را تا جايي كه ميتوانند ، طوري در قوطي كبريت جا بدهند كه در قوطي به راحتي باز و بسته شود .
بچهها با انجام دادن اين فعاليت دريافتند كه نميتوانند بيشتر از تعدادي چوب كبريت ، با همه كوچكي ، باز هم جا ميگيرد . سپس به هر گروه يك استكان كوچك خالي و يك استكان بزرگ پر از آب و يك بشقاب دادم و از آنها خواستم به كمك اين وسايل سعي كنند تا جايي كه ميتوانند ، آب استكان بزرگ را در استكان كوچك جا بدهند . با انجام دادن اين آزمايش ، بچهها مشاهده كردند كه استكان كوچك مقدار معيني آب جا ميگيرد و اگر بيشتر از آن ، آب داخل آن بريزيم ، بيرون ميريزد . يعني استكان كوچك مقدار كميآب داخل خود جا ميدهد . و آب هم جا ميگيرد . . .
سپس چند جسم مختلف مانند يك قطعه كوچك سنگ ، چند سكه ، يك كليد روي ميز گذاشتم و از آنها پرسيدم : (( راستي بچهها ، آيا چيزهاي ديگر مانند سنگ و اينها همه جا ميگيرند ؟ )) بچهها به فكر فرو رفتند . فرصت را مغتنم شمردم و پرسيدم : (( بچهها ، آيا ميتوانيد با آزمايش نشان بدهيد كه سنگ و چيزهاي ديگر هم جا ميگيرند ؟ ))
بچهها با شادماني مشغول صحبت با يكديگر شدند . مدتي فقط تماشاگر كارهايشان بودم و بدون آن كه گروهي را تشويق يا گروهي را تضعيف كنم ، با نگاه ياريشان ميكردم . مدتي گذشت . آنها با هم فكري به اين نتيجه رسيدند كه اگر سنگ را در استكان آب بيندازند آب آن بالاتر ميآيد يا حتي بيرون ميريزد . يعني به قول خودشان سنگ هم جا ميگيرد . اين آزمايش خيلي براي بچهها جالب بود و چون خودشان آن را طراحي كرده بودند ، از انجام دادن آن لذت ميبردند .
زمان را مناسب دانستم و به آنها گفتم كه نام علمي عبارت (( جا ميگيرد )) ، عبارت (( حجم دارد )) است ، سپس از آنها خواستم مطالب و آزمايشهايي را كه انجام دادهاند ، با عبارت جديد تكرار كنند .
آنگاه چند ظرف شيشهاي را ، كه شكلهاي يكسان و حجمهاي متفاوتي داشتند ، به آنها نشان دادم و از بچهها خواستم حجم آنها را با هم مقايسه كنند . شور و هيجان لذت بخشي كلاس را پر كرده بود ، مسألهي جالبي بود ! بچهها به صحبت كردن با همديگر پرداختند و من از اين رفتارشان فهميدم كه احتياج به فكر كردن و مشورت دارند . به آنها چند دقيقه فرصت دادم و در همين وقت زنگ به صدا در آمد . بچهها با اشاره ي من فهميدند كه ميتوانند از كلاس خارج شوند و به طرف در كلاس حركت كردند در حالي كه موضوع جالبي براي تحقيق پيدا كرده بودند . . .
بچهها با شادماني مشغول صحبت با يكديگر شدند . مدتي فقط تماشاگر كارهايشان بودم و بدون آنكه گروهي را تشويق يا گروهي را تضعيف كنم ، با نگاه ياريشان ميكردم .
حجم و جرم
در پايهي دوم ( 2 )
ميدانيم كه جرم در واقع مقدار ماده يك جسم است . هر گاه جسمي داراي جرم ، در نزديكي يك جرم بزرگ ديگر قرار بگيرد از آن جرم بزرگتر ، بر جرم كوچكتر نيرويي وارد ميشود كه آن را به طرف خود ميكشد . بر ما و هر چه روي زمين است نيز ، از كرهي زمين ، كه جسمي با جرم بسيار زياد است ، نيرويي وارد ميشود كه همه را به طرف خود جذب ميكند به اين نيرو ، وزن ميگويند . هر چه جسميجرم بيشتري داشته باشد ، نيروي وزن آن هم بيشتر ميشود . البته وزن يك جسم در كرهي زمين بيشتر از آن جسم در كرهي ماه است . چون كرهي زمين جرم بيشتري دارد و با نيروي بيشتري جسم را به طرف خود جذب ميكند . در حالي كه در فضاي بين سيارات همين ماده ، با اين كه داراي جرم است ، چون نيرويي از سيارهاي برآن وارد نميشود ، وزن ندارد . درست است كه مفهوم سنگيني با وزن معادل است ، چون ميخواهيم در اين درس مفهوم جرم را آموزش دهيم و هر چه جسميجرم بيشتري داشته باشد، وزن آن هم بيشتر است و بعلاوه كودكان ما ، در سني نيستند كه ارتباط جرم و وزن و تفاوت آنها را درك كنند و يا با مسائل بي وزني برخورد داشته باشند ، لذا هيچ اشكالي وجود ندارد كه ما آشنايي با مفهوم ((جرم )) را با مفهوم (( سنگيني )) آغاز كنيم كه مفهومي جا افتاده و آشنا براي كودكان است . بچهها از كودكي آموختهاند كه بعضي چيزها را به راحتي ميتوانند بلند كنند و بعضي چيزها را اصلاً نميتوانند بلند كنند. به عبارت ديگر دريافتهاند كه بعضي چيزها سنگينتر از چيزهاي ديگرند مثلاً سنگ از چوب سنگينتر است و . . . لازم به ذكر است كه ما مفهوم جرم را وقتي تدريس ميكنيم كه مفهوم حجم در جلسات قبل ، كاملاً جا افتاده باشد تا دانشآموزان بتوانند به خوبي اين دو را از هم تفكيك كنند .
و اما تجربهاي در تدريس موضوع (( جرم )) :
براي آنكه توجه بچهها به مسئله سنگيني جلب شود درس را اين گونه شروع كردم ، در حالي كه جعبه بزرگ و سنگيني در دست داشتم وارد كلاس شدم ، بچهها با ديدن من در آن حالت ، تعجب كردند ، حتي يكي دو نفر هم خواستند به من كمك كنند . از آنها تشكر كردم و آن جعبه را بعنوان معماي درس روي ميز گذاشتم ، در حالي كه با خط درشت كلمهي جرم را روي جعبه نوشته بودم . سپس از داخل جعبه تعدادي اشياء مختلف مانند جعبهي دستمال كاغذي ، پاكن ، سكه ، كليد ، سنگ ، چوب ، قوطي كبريت ، خمير اسباب بازي ، ليوان و . . . بيرون آوردم و روي ميز گذاشتم . . . توجه بچهها به آن وسايل جلب شد ، به تك تك آنها دست زدند و آنها را با هم مقايسه كردند . چند دقيقه آنها را رها كردم تا با آرامش با آن وسايل مشغول شوند . بعد از آن سؤال كردم : راستي بچهها ، كداميك از وسايل روي ميز شما سنگين است؟ كداميك سبك است ؟
بچهها سرگرم مقايسه شدند ، تشخيص دادن سبك و سنگيني براي بعضي اشياء خيلي آسان بود ، اما براي اشيايي كه وزن يا جرم آنها نزديك بهم بود كمي مشكل شد . از آنها خواستم كه خودشان راهي پيشنهاد كنند كه بتوانيم بفهميم كدام سنگينتر است . بچهها ، ابتدا با توجه به تجربه كودكي شان ، وسايل را در دستهايشان گذاشتند و مانند ترازوي دوكفهاي آنها را با احساس خودشان بالا و پايين كردند . اما مثل اينكه راضي نميشدند . يكي دو نفر از بچهها پرسيدند آيا ميشود به ما ترازو بدهيد ؟ بقيه بچهها هم كه گويي گمشده خود را پيدا كرده بودند با صداي بلند و با شادي از ما ترازو خواستند . وقتي ترازوها را از داخل جعبه معمايي بيرون آوردم ، بچهها با هيجان و خوشحالي شروع به آزمايش كردند . ( ميدانيد كه ترازوي دو كفهاي، جرم را اندازه گيري ميكند ولي ترازوي يك كفهاي براي اندازه گيري وزن به كار ميرود . ) آنها ابتدا آزمايش را با وسايل روي ميزشان انجام دادند ولي مسأله آن قدر برايشان جالب بود كه به لوازم دور و بر مانند كتاب ، دفتر ، سنگ ترازو و . . . هم رو آورند . احساس كردم بچهها به رمان كافي براي تجربه فردي نياز دارند ، به همين جهت آنها را آزاد گذاشتم تا هر قدر دلشان ميخواهد با ترازو آزمايش كنند ، بعضيها در يك كفهي ترازو يك سنگ و در كفهي ديگر تعداد زيادي اشياء كوچك گذاشته بودند ، بعضي در يك كفهي ترازو يك سنگ كوچك و در كفهي ديگر يك جعبهي دستمال كاغذي گذاشته بودند و با اين حال ترازوها در حالت تعادل بودند ! همه اينها براي بچهها جالب و هيجان آور شده بود . . .
وقتي احساس كردم بچهها به اندازهي كافي با ترازو كار كردهاند ، از آنها خواستم كه دربارهي ميزان سبك و سنگيني وسايل اطرافشان هم حدسهايي بزنند ، مثلاً قفسه كتابها را با نيمكت خودشان مقايسه كنند و . . . سپس از آنها دربارهي آزمايشهايي كه انجام داده بودند سؤالاتي پرسيدم . در اين موقع به كلمه جرم كه روي جعبه معمايي نوشته بودم اشاره كردم و از بچهها خواستم كه به نام گذاري جديد دقت كافي كنند . براي آنها توضيح دادم كه منظور از جرم همان سنگيني است ، يا مثلاً وقتي از يك تكه بزرگ خمير ، قسمتي كوچك را جدا كنيم ، جرم خمير كمتر ميشود و . . . سپس از بچهها خواستم خودشان نتايج آزمايشهايي را كه انجام دادهاند با كلمه جرم بيان كنند ( هر كدام از دانشآموزان يك جمله جالب ، مربوط به تجربهي خاص خودش و غير تكراري با بقيه بچهها ) تا ابن كلمه در فرهنگ لغات علمي آنها وارد شود و به آن عادت كنند . از صحبتهاي بچهها فهميدم كه مفهوم جرم كاملاً جا افتاده است ، ولي هنوز به رابطه آن با حجم اشارهاي نكرده بودم . به بچهها كميخمير اسباب بازي دادم و از آنها خواستم جسميرا انتخاب كنند و سپس به اندازهي جرم آن جسم ، از خمير با جرم آن جسم برابر باشد . بعضي از بچهها از ترازو استفاده كردند و بعضي ديگر آن قدر به حس و اندازه گيري دست شان اطمينان داشتند كه اين كار را با دست انجام دادند ، سرگرميجالبي بود . مدتي به بچهها وقت دادم تا مطمئن شوم كه اين موضوع را به خوبي فهميده اند و درست انجام دادهاند .سپس از بچهها خواستم همان مقدار خمير را نگه دارند و در يك كفهي ترازو بگذارند و از پنبهاي كه روي ميزشان بود ، آن قدر بردارند و در كفهي ديگر قرار بدهند تا ترازو به تعادل در آيد يعني جرم خمير و جرم پنبه با هم يكسان شود . بچهها وقتي آزمايش را به آخر رساندند ، تازه مسأله برايشان تعجب آور شده بود : ججم كميخمير با حجم زيادي پنبه در دو طرف ترازو قرار داشتند و ترازو در حال تعادل بود ، يعني جرم دو جسم با هم برابر بود ولي حجمهايشان خيلي تفاوت داشت . از بچهها خواستم خودشان آزمايشي شبيه اين آزمايش انجام دهند . آن قدر مسأله براي بچهها شيرين بود كه احتياجي به هيچ نوع ايجاد انگيزه اي نبود ، بزودي ميشد اجسام ريز و درشتي را ديد كه در ميان دستهاي كوچك بچهها قرار ميگرفت ، با حجمهاي متفاوت اما با جرمهاي مساوي .
وقتي مطمئن شدم كه همه كلاس ، مطالب را به خوبي دريافتهاند ، گفتم بچهها با يك سؤال سخت موافقيد ؟ بچهها كه گويي شجاعانه خود را براي نبرد با هر سؤالي آماده ميديدند با صداي بلند موافقت خود را اعلام كردند .
پرسيدم : بچهها ، آيا ميتوانيد دو جسم را به من نشان دهيد كه حجمهايشان مساوي باشد ولي جرمهاي آنها با هم فرق داشته باشد؟
بچهها ، با خوشحالي به دنبال جستجو و همفكري و آزمايش كردن بودند، من هم مشغول جمع آوري وسايل روي ميزم بودم ، جعبهاي را كه اول ساعت به سختي وارد كلاس كردم ، به راحتي بلند كردم و روي نيمكت گذاشتم . ناگهان يكي از بچهها كه در فكر پاسخ به سؤال من بود متوجه خالي بودن جعبه شد و گفت : راستي خانم معلم ، اين جعبه ! اول كلاس كه شما جعبه را آوريد خيلي سنگين بود چون پر از وسايل بود ، اما حالا خيلي سبك شده چون چيزي داخل آن نيست ، ولي حجم جعبه كه فرق نكرده ، پس جواب شما همين جعبه است ، همين جعبه معمايي ! بچههاي ديگر هم با شادي حرف او را تأييد كردند . . . ![]()
با خود ميانديشيدم : چقدر لذت بخش است كه بچهها اينقدر دقيق و جالب به مسائل توجه ميكنند كه حتي به فكر ما بزرگترها هم نميرسد . . . !
منبع:گروه درسی علوم تجربی
+ نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 1:18 توسط س |
با كودك عصباني بايد اساسي برخورد كنيم تا بتوانيم روش هاي جديد ارتباط با او را بيابيم: 1- اولين كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه عصبانيت او را بپذيريم و تشخيص دهيم كه چه چيزي او را عصباني كرده است. 2- بايد به كودكان اطمينان دهيم كه مي خواهيم او را درك كنيم. اگر كودكان از صميم قلب تشويق شوند كه درباره احساسات شان صحبت كنند سرانجام مي توان مشكلاتي كه شكل عصبانيت به خود گرفته اند را تشخيص دهيم و بدين ترتيب در رفع آنها كمك كنيم. 3 - بايد سعي كنيم مشكلاتي را كه در قالب عصبانيت بروز مي كنند مورد خطاب قرار دهيم. وقتي كودك را متوجه كنيم كه مي دانيم رفتار او ناشي از چه مشكلي است او مطمئن مي شود كه به اساس نيكي وجودش ايمان داريم و همه چيز رفع خواهد شد. 4- كودك را بايد مطمئن سازيم كه عصبانيت وي يا هر چيزي كه پشت اين خشم پنهان است، هيچ گونه آسيبي به روابط وي با ما نخواهد زد. بسياري از كودكان مايل نيستند تفكرات و احساساتشان را براي ما بگويند، چون معتقدند كه اگر صادق و رو راست باشند ما از سخنانشان تعجب مي كنيم و عصباني مي شويم. 5- بايد به عصبانيت كودك حتي اگر مستقيماً متوجه ما باشد اهميت بدهيم. بعضي مواقع كودك از دست پدر يا مادرش كه به او توجه كافي ندارند عصباني مي شود. به هر حال اگر كودك بپرسد كه چه چيزي موجب عصبانيتش شده است، مؤثرتر خواهد بود. كودك در سن ۵ سالگي توانايي زيادي دارد تا فكر و احساسش را بيان كند به شرط اين كه در محيطي امن و مطمئن قرار داشته باشد، يعني مطمئن باشد اگر بگويد چه احساسي دارد شما عصباني نمي شويد يا به او گوشه و كنايه نمي زنيد و او را به لوس يا خودخواه بودن متهم نمي كنيد.
+ نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت 1:24 توسط س |
بزودی می نویسم . ممنونم از لطفت به تنهایی از پسش بر می آم.![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 18:18 توسط س |
اگر کلمات برای فهم شما دشوار است ، هرگز درپی روشن ساختن آنها نباشید ، زیرا پیچشها و گره های هر چیز ، در آغاز دشوارند نه در پایان . آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 18:7 توسط س |
یکی از شکایات مشترک معلمان و دانش آموزان این است که کودکان در مورد حفظ ونگهداری کتاب ها ووسایل مدرسه شان و انجام تکالیف بی دقت هستند0 سرزنش کردن ، موعظه کردن، نصیحت کردن ، غرغرکردن و.... درتغییر این عادت ها موثر نیستند0این کودکان باید یاد بگیرندکه در قبال کارها واموال خود مسئول هستند وهمیشه فرد بزرگتری وجودندارد که مسئولیت کارهای آن ها را بپذیرد0
راهکارهای مداخله ای:
1- دلیل بی دقتی را مشخص کنید0 آیا این بی دقتی ناشی از بی علاقگی ونداشتن اتگیزه است؟ آیا این بی دقتی تلاش برای سرپوش گذاشتن برروی یک مشکل عاطفی یا یادگیری است؟
یا این که کوششی در جهت انعکاس به والدین به خاطر بعضی اشتباهات واقعی یا فرضی است ؟ یا اینکه اصلا آموزشی دراین زمینه دریافت نکرده است؟
2- کودک بی دقت باید کار خودرا دوباره انجام دهد تااینکه کارمورد نظر به درستی انجام شود0 کودکان بی دقت می توانند با کار بیشتر وزمان طولانی تر کارخودرا بهتر انجام دهند0والدین نباید عجولانه اقلام گمشده یا فراموش شده از قبیل پول نهار و وسایل مدرسه و.... را به آنها بدهند0عواقب عدم دسترسی به امکانات ووسایل مورد نظر این است که کودک احساس مسئولیت کرده وکاررادوباره انجام دهد، وسیله مورد نظر را دوباره جایگزین کند یا بدون وسایل گمشده اش کارکند0
3- رفتار مسئولیت آمیز کودک را تمجیدوتقویت کنید0برای مثال : ورقه ات خیلی خوب نوشته شده
است0 خیلی با دقت کارت را انجام می دهی0 چه قدر زیبا نوشته ای و...... بیشتربه رفتار قابل پذیرش توجه کنید0
4- بی دقتی شاید ناشی از عدم درک مسئله باشد0 به کودک دستورالعمل های خاص و روشنی برای آمادگی کامل در انجام کار وفعالیت بدهید0
5- اگر بی دقتی درتکالیف درسی یک مشکل عمده به حساب می آید، ازکودک بخواهید که تمام تکالیف تعیین شده را یادداشت کند0 با والدین صحبت کنید تا هرشب در کنترل تعیین شده با شما همکاری کنندو زمانی که کودک به تدریج برای تکالیفش احساس مسئولیت کرد این کاررا خاتمه دهید0والدین باید برای کمک به کودک دردسترس او باشند ولی تکالیفش را انجام ندهند0
6- اگر به نظر می رسد که ناتوانی کودک برای انجام تکالیف معین ناشی از یک مشکل رشدی است، برای مدتی این فعالیت ها را کاهش دهید که این کار باعث افزایش کیفیت است نه کمیت0 به تدریج این کاررا تا جایی ادامه دهید که کودک به معیار مورد نظر برسد0
7- بی دقتی ممکن است بازتاب اختلافی در ارزش های فرهنگی باشد0 محیط کودک ممکن است ارزش زیادی به موفقیت یا مالکیت آن اموال قائل نشود0 بحثی گروهی برگزار کنید که تمرکز جلسه بیشتر برروی ارزش اموال وقبول مسئولیت برای شخص باشد0
از کتاب مفاهیم وکاربرد ها در مشاوره با کودکان نوشته ی محمد حسین نژاد
+ نوشته شده در سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 1:49 توسط س |